خومبان ایگاش
هوبان ایمنا
کودور ناخونته
هالوشو
شوتروک ناخونته دوم
شیلهک این شوشیناک
شوتروک ناخونته اول
اونتاش گال
شاهان ایلام
جاماسبنامه
آشور بانیپال
او سلطانی مقتدر و مخوف اما حامی دانش و ادبیات بود و خود میتوانست بخواند و بنویسد. اطلاعاتی که به دستور وی گرد آمده و بر الواح بسیار نقر شد، منبع آگاهی تا چندین هزاره پیش از میلاد است.
در زمانی که آشور بنی پال پادشاه نیرومند آشور بر سر قدرت بود جنگی بین مادها و آشوریها در نگرفت ولی جنگهای آشور و عیلام تا نابودی دولت عیلام در سال ۶۴۰ ق م ادامه یافت. آشور بنی پال در سال ۶۲۷ ق م در گذشت. دولت هووخشتره در این فاصله قدرت خود را مستحکم تر کرد
اسرحدون
|
|
رسیدن به پادشاهی
اسرحدون در میان پسران سنخریب هواخواه دسته کاهنان و بازرگانان بود. پدرش وی را نامزد پادشاهی پس از خود نمود،ولی برادرانش کوشیدند وی را بیاعتبار کنند. پس پدرش او را به جایی در جنوب ترکیه کنونی راند ولی جایگاه جانشینیش را از او نستاند. سنخریب در ژانویه ۶۸۱ (پیش از میلاد) کشته شد و مینماید که اسرحدون در مرگ پدر نقشی داشتهاست. [۱]پس از مرگ پدر اسرحدون به نینوا پایتخت آشور بازگشت. او در جنگ با برادران هماوردش در شش هفته پیروز شد و در بهار همان سال به پادشاهی دستیافت. برادرانش گریختند و پیروان آنها از دم تیغ اسرحدون گذشتند.
کارنامه
اسرحدون در همان سال آغاز پادشاهی بابل را بازسازی کرد و اعتبار گذشته این شهر را بازگرداند. او در این شهر سازه شناختهشده به برج بابل را ساخت. در آشور هم دستور داد تا نیایشگاههای اشارا خدای آشور را نوسازی کنند.
در ۶۷۹/۶۷۸ (پیش از میلاد) کیمریان به رهبری تئوشپا به مرزهای آشور تاختند و اسرحدون در جنگی در آسیای کوچک آنان را شکستداد. البته دستهای از کیمریان در سپاه آشور در جایگاه مزدوری خدمتمیکردند. مینماید که اسرحدون سرانجام از در آشتی با کیمریان درآمدهباشد. پس از آن وی چند لشکرکشی به جنوب شرقی آسیای کوچک نمود.
همچنین صیدون به رهبری پادشاهش ابدیمیلکوتی بر آشور شورید ولی در ۶۷۷ (پیش از میلاد) شورش شکستخورد و پادشاه گردنزدهشد.
میان سالهای ۶۷۶ تا ۶۷۴ (پیش از میلاد) کیمریان که با پادشاه اورارتو روسای دوم همپیمانشدهبودند فریجیه را تارومارکردند. این رویداد آشوریان را بیمناک نمود.
در نزدیک سال ۶۷۶ (پیش از میلاد) سکاها به رهبری ایشپاکای برای جنگ با آشور با ماننا همپیمانشدند. این رویداد آشور را نگران ساخت و حتا ایشان در پی دادن شاهدختی آشوری به همسری پادشاه سکایان افتادند تا بلکه با این زناشویی سیاسی خطر را دور کنند.
اسرحدون همچنین در جنگ با کیلیکیه پادشاه آن کشور ساندوآری را به بندکشید.
در روزگار اسرحدون ماد باجگذار آشور بود. در این زمان (۶۷۶ پیش از زایش) مردمان ماد خاوری بر فرمانروایان گمارده آشور شوریدند و سه تن از این فرمانروایان را از سرزمینشان راندند. پس آشوریان به ایران لشکرکشیدند و از دشت کویر گذشتند و به پای دماوند(بیکنی) رسیدند. آشوریان در پدشخوار دو تن از بزرگان ایران به نامهای شیتیرپرنه(به معنای افتخار پیشینیان) و دیگری اپاردو را با کسان و دامهایشان به بند کشیدند. از آن پس فرمانروایان راندهشده به سرزمینهایشان بازگشتند و باجی سالیانه به آشور میپرداختند.
میان سالهای ۶۷۴/۶۷۳ (پیش از میلاد) مردمان ماد به یاری سکاها که به سربازان آشوری میتاختند باز در برابر آشور پایداریکردند و از دادن باج خودداری نمودند. عیلام نیز آماده شورش بر آشوریان بود. بدین سان مردمان سرزمینهای میان خلیج فارس تا رود کورا در آستانه جدایی از آشور بودند. در این میان خشثریته از ایالت مادی کارکاشی در کنار دو رهبر دیگر ماد مامیتیارشو از مادای و دوساننی از ساپاردا رهبری شورش مادها بر آشوریان را آغاز کردند. اینان با پادشاهان سکا و ماننا همپیمانشدند. اینان دژهای آشوریان را در چند جبهه محاصرهکردند. تا ماه آوریل سال ۶۷۳ سراسر ماد مرکزی بر آشور شوریدهبود. در سوی دیگر پادشاهی آشور نیز فنیقیه دچار آشوب بود و دولت آشور در جنگ با مصر باستان بود. در درون آشور نیز بسیاری از بردگان و کشاورزان ناخرسند گریخته و به بخش جنگلی پشته ارمنستان پناهبردهبودند. اسرحدون به ناچار پیش از هرکاری بدانجا لشکرکشید تا گریختگان را باز به بندکشد. پس از آن در ۶۷۲ (پیش از میلاد) اسرحدون کوشید تا با خشتریتی از در آشتی درآید. او همچنین پیکهایی به سوی دیگر همپیمانان گسیلداشت و کوشید میانه آنها را به همبریزد.
سرانجام ایشپاکای پادشاه سکا در نبرد با آشوریان کشتهشد و پسرش پارتاتوآ با آشور آشتی کرد و اسرحدون هم دختر خویش را برای استواری پیوند به همسری او داد. اینگونه با پیوستن سکاها به آشور خیزش شورشیان باناکامی رودرروشد. با این همه سه ایالت شورشی ماد توانستند به استقلال برسند و چیرگی آشور را در آن سامان از میان ببرند. خشثریته تا ۶۵۲ (پیش از میلاد) پادشاه ماد ماند.
در ۶۷۱ (پیش از میلاد) اسرحدون به جنگ تاهارقا فرعون مصر رفت. بخشی از سپاهیانش در صور بر او شوریدند. اسرحدون با مانده سپاه به سوی جنوب رفت و آنگاه از صحرای سینا گذشت. او در تابستان ممفیس را گرفت و تاهارقا به مصر بالا گریخت. اینچنین اسرحدون با غنیمتهای فراوانی که از تاراج شهرهای دلتای نیل به دست آوردهبود به آشور بازگشت. البته چندی پس از آن فرعون به سرزمینش بازگشت و مصر بر آشوریان شورید. اسرحدون سالار خود شانبوشو را به دره نیل فرستاد تا شورش را بخواباند. در ۶۶۹ پیش از زایش او خود راهی مصر شد ولی در راه در حران در پاییز همانسال به ناگاه مرد. پس از اسرحدون پسرانش آشوربانیپال پادشاه آشور و شاماششوماوکین پادشاه بابل گشتند.
بازماندهها
از اسرحدون سندهایی به زبان اکدی درباره رخدادهای زمان او به جای مانده که بخش بسیاری از آن با به همریختگی و نابودشدگی میباشد. در این سندها درباره مادها و درگیریهای این پادشاه با آنان نیز سخن به میانآمدهاست. بسیاری از این سندها دربردارنده پرسشهای اسرحدون از هاتف خدای شاماش درباره چاره گرفتاریها و نگرانیهای سیاسی اوست.
سنخریب
سنخریب هومبان-نیمهنا پادشاه عیلام را در جنگ هالوله (۶۹۱ پیش از میلاد)؛ شکستداد و بابل را (۶۸۹ پیش از میلاد)؛ تاراج کرد.
اسرحدون در میان پسران سنخریب هواخواه دسته کاهنان و بازرگانان بود. پدرش وی را نامزد پادشاهی پس از خود نمود، ولی برادرانش کوشیدند وی را بیاعتبار کنند. پس پدرش او را به جایی در جنوب ترکیه کنونی راند ولی جایگاه جانشینیش را از او نستاند. سنخریب در (ژانویه ۶۸۱ پیش از میلاد) کشته شد و مینماید که اسرحدون در مرگ پدر نقشی داشتهاست. اسرحدون (۶۸۱پیش از میلاد) پادشاه آشور شد. آشوربانیپال جانشین پدرش (۶۶۹ پیش از میلاد) اسرحدون شد.
سارگن دوم
قدیمی ترین مطلب مربوط به شهر تبریز، در كتیبه سارگن دوم پادشاه آشور آمده است كه آن را شهری بزرگ و آباد، و دارای باروی تو در تو وصف كرده.
شهر ایزیرتا که سقز کنونی باشد قبل از اولین اتحاد ماد به عنوان پایتخت ماننا شناخته میشدهاست. گفته میشود که این شهر با نام ایزیرتا در نخستین اتحاد ماد، پایتخت مادها بود. سرکردگان ماد در اطراف شهر استحکاماتی برای خود ساختند که از آن جمله زیویه(ایزبیا)(ایزیبیا) و قپلانتوی کنونی (آدامائیت) را میتوان نام برد.
سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت، مادها شکست خوردند و ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد.
مدت زمانی پس از شکست دیاکو شاه ماد از سارگن دوم امپراتور آشور ، فرزند و جانشین او، فرورتیش ، قدرت رهبری رابه دست گرفت و در 3-672 ق.م. در برابر آشوریها به پا خاست .
همچنین در کتیبهای از زمان سطنت سارگن دوم آمده است که بین سالهای ۷۲۱-۷۰۵ قم. گروههایی از آشوریها در فلات ایران و سرزمین ماد اسکان داده شدهاند. سارگن دوم در کتیبه ، به تسلیم شدن شاه ماننا اشاره کرده و از بخشیدن او خبر میدهد:
| در مقابل اولسنو شاه ماننا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان ماننا را برابر و همردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند. |
محتوای این کتیبه نشانگر آن است که در آن مقطع زمانی ماننا متحد آشور بشمار میرفت.
سارگن دوم در سال 714 ق . م بعد از تابع کردن ایالت "پارسوا" به منطقه ماننایی "سوری گاش" نیز که در دست اورارتو بود، حمله کرد.
با اینکه شاهان آشوری همیشه ماد را مورد حمله و تجاوز قرار میدادند ولی سارگن دوم بنا به اتحادی که با "اولسنو" بسته بود با ماننا به صورت یک دوست و متحد رفتار میکرد و به قولی که به شاه ماننا داده بود عمل کرده و اراضی غربی ماننا را که در مدت نزدیک به یک قرن در اختیار اورارتو بود گرفته و در اختیار دولت ماننا قرار داد. سارگن دوم که حالا شاه ماننا را مدیون خود کرده بود، چند ماه بعد ماد مرکزی را تصرف کرد و در عوض این کمک، دولت ماننا به آشور در اشغال ماد مرکزی کمک کرد.
دیاکونوف اسامی 26 مکان جغرافیایی و 26 نفر از حاکمان ایالت "پارسوا"ی ماد ( منطقه کرمانشاه امروزی ) را که آشوریان در کتیبه های سارگن دوم ذکر کرده اند را در کتاب تاریخ ماد ( ص 516-517 ) ذکر کرده است.
سنخریب از (704 - 681 پیش از میلاد) جانشین پدرش سارگن دوم شد.
[ویرایش] جنگ های سارگن دوم
۷۲۱؛سارگن دوم پادشاه آشور بر اسرائیل چیرهشد.
۷۲۰ (پ. م.)؛پایان محاصره انطاکیه از سوی آشوریان.
دهه ۷۱۰ (پیش از میلاد)؛انطاکیه و صیدون بر آشور شوریدند.
۷۱۷ (پیش از میلاد)؛برپایی پایتخت تازه آشور از سوی سارگن دوم.
۷۱۷؛پیروزی سارگون دوم در جنگ با هیتیها.
درود بر هموطن و بازدید کننده گرامی من بهنام پارسی یکی از بسیار سربازان کورش هستم به اتاق زمان خوش آمدید من سعی دارم شمارو با این اتاق به گذشته برده و اطلاعاتی را در مورد ایران عزیز تر از جانم را به شما بدهم و شما من رو با نظرهای خودتون همراه کنید