اورتاکو

اورتاکو در سال ۶۷۴ قبل از میلاد، به شاهی نشست. اورتاکو با آشور روابط بازرگانی برقرار کرد. در این هنگام آشوربانیپال به مصر یورش برد و اورتاکو به بابل تاخت و آن شهر را تسخیر نمود.

خوم‌بان ایگاش

خوم‌بان ایگاش در سال ۶۸۸ قبل از میلاد، به شاهی رسید و به بابل حمله کرد و تا شهر سیپ‌پار پیش رفت و آن‌گاه به شوش بازگشت و در سال ۶۷۴ جان سپرد

هوبان ایمنا

هوبان ایمنا در سال ۶۹۲ قبل از میلاد، به سلطنت رسید. در زمان او بار دیگر نزاع درگرفت و ایلام به طرف‌داری از امیر بابل که دست‌نشانده خود او بود، بر ضد آشور وارد مبارزه شد و جنگی درگرفت و کمی بعد سناخریب توانست بار دیگر بابل را تسخیر کند و ایلام را به سرزمین‌های نخستینش بازگرداند.


کودور ناخونته

کودور ناخونته در سال ۶۹۳ قبل از میلاد و پس از برکناری هالوشو، به سلطنت رسید و در این زمان آشور به ایلام حمله کرد. کودور ناخونته نتوانست در برابر حملات آشوری‌ها مقاومت کند. آشوری‌ها شرط صلح را برگشت بابل به قلمروشان قرار دادند اما کودور ناخونته نپذیرفت. ایلامیان به شهر ماداکتو در کرخه مهاجرت کردند. کودور ناخونته خود را به شهر هیدالو رسانید. کودور ناخونته پس از یک سال سلطنت به دست درباریانش در سال ۶۹۲ قبل از میلاد، کشته شد.

هالوشو

هالوشو در سال ۶۹۹ قبل از میلاد به پادشاهی ایلام رسید و به سرزمین اکد حمله کرد و شاه بابل را اسیر کرد و با خود به ایلام آورد و شخص دیگری را به پادشاهی بابل برگزید. در زمان هالوشو، بابل تابع ایلام شد. هالوشو،پسر سناخریب را به دام انداخت و او را به قتل رسانید و سناخریب هم پسر او را کشت و پس از آن مردم ایلام شوریدند و او را در سال ۹۶۳ قبل از میلاد، عزل کردند.

شوتروک ناخونته دوم

شوتروک ناخونته دوم به سال ۷۱۷ قبل از میلاد، به سلطنت ایلام رسید و کتیبه‌ای در کوه نزدیک مال‌میر بنا کرد و یک معبد کوچک هم ساخت. شوتروک ناخونته دوم در سال ۶۹۹ پیش از میلاد، درگذشت.

شیلهک این شوشیناک

شیلهک این شوشیناک در سال ۱۱۶۵ قبل از میلاد؛ به سلطنت ایلام رسید و پس از آن به تجهیز سپاه پرداخت و تا ناحیه دیاله نفوذ پیدا کرد و به کرکوک رسید و بابل را محاصره نمود و به غنایم زیادی رسید. در میان این غنایم، لوح سنگی نارامسین و قانون حمورابی به معبد شوش تقدیم شد و سپس همه دره دجله و ساحل خلیج فارس و رشته‌کوه زاگرس زیر سلطه او درآمد و همه ایران غربی متحد شده و نخستین شاهنشاهی در تسلط ایلام تشکیل گردید.شیلهک این شوشیناک در سال ۱۱۵۱ قبل از میلاد،درگذشت

شوتروک ناخونته اول

شوتروک ناخونته اول به سال ۱۲۰۷ قبل از میلاد، به پادشاهی رسید و در آغاز با شاه بابل وارد جنگ شد و موفق شد که بابل را تصرف کند. شوتروک ناخونته فرمان به غارت بابل داد و تمام گنجینه‌های آن شهر را به شوش منتقل کرد.شوتروک ناخونته به سرزمین کاسی‌ها هم تاخت و آن‌جا را نیز تصرف کرد. شوتروک ناخونته معابد بسیاری در همه شهرهای قلمرو خویش بنا کرد و چند شهر و روستا را آباد ساخت. شوتروک ناخونته در سال ۱۱۷۱ قبل از میلاد درگذشت.

اونتاش گال

اونتاش گال در سال ۱۲۶۵ قبل از میلاد، به حکومت ایلام رسید و شهری جدید به نام اونتاش بنا کرد و در آن زیگورات برپا ساخت.

شاهان ایلام

شاهان ایلام از سال ۲۲۲۵ تا ۶۴۰ قبل از میلاد؛ بر سرزمین ایلام(حدود این سرزمین از طرف غرب دجله،از طرف شرق پارس و کرمان، از طرف شمال همدان، و از سمت جنوب بوشهر بود)فرمان می‌رانده‌اند. اگرچه نخستین آثار بدست آمده از تمدن ایلامی مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد است اما به دلیل نبود مدارک نوشتاری نمی توان دربارهٔ حکومت ها و شاهان ایلامی پیش از ۲۲۲۵ اظهار نظر کرد. بیشتر این پادشاهان با فرمان‌روایان بابل، سومر و اکد در جنگ بودند. در سال ۶۴۰ ق.م. آشور بانیپال پادشاه نیرومند آشور ایلام را تصرف کرد. مردم ایلام قتل‌عام شدند و دولت عیلام نابود شد٬ اگرچه دامنهٔ حکومت عیلام تا کرمان و سیستان ادامه داشت و برخی حکومت‌های محلی ایلامی همچنان تا زمان اتحاد با آریایی‌ها و هخامنشیان باقی ماندند (و در نهایت حکومت آشور بدست مادها و بابلیان نابود گشت٬ و بابل نیز بعدها به دست هخامنشیان تصرف شد).

جاماسب‌نامه

جاماسب نامک یا جاماسب نامه کتابی است که به پارسی میانه (زبان پهلوی) نوشته شده و نویسنده آن جاماسب حکیم از خاندان هوگو است که در اوستا ستوده شده است. جاماسب در کتاب خود در پاسخ به پرسشهای گشتاسب‌شاه، پیشگویی‌هایی درباره آینده کرده است. گفته می‌شود که جاماسب کیمیاگر بوده و آمدن محمد ـ پیغمبر اسلام ـ و یک موعود در نسک او پیشگویی شده است.

آشور بانیپال

آشور بانیپال (۶۶۹-۶۲۷ ق م) آخرین پادشاه مقتدر آشور بود. آشوربانیپال جانشین پدرش (۶۶۹ پیش از میلاد) اسرحدون شد.

او سلطانی مقتدر و مخوف اما حامی دانش و ادبیات بود و خود می‌توانست بخواند و بنویسد. اطلاعاتی که به دستور وی گرد آمده و بر الواح بسیار نقر شد، منبع آگاهی تا چندین هزاره پیش از میلاد است.

در زمانی که آشور بنی پال پادشاه نیرومند آشور بر سر قدرت بود جنگی بین مادها و آشوری‌ها در نگرفت ولی جنگ‌های آشور و عیلام تا نابودی دولت عیلام در سال ۶۴۰ ق م ادامه یافت. آشور بنی پال در سال ۶۲۷ ق م در گذشت. دولت هووخشتره در این فاصله قدرت خود را مستحکم تر کرد

اسرحدون

اسرحدّون یا آسرحدّون (ریخت یونانی و توراتی:Esarhaddon یا Asarxaddon؛به اکدی:Aššur-aha-iddina،معنا:آشور برادری به من داد.) پادشاه آشور میان سال‌های ۶۸۱ تا ۶۶۹ (پیش از میلاد) بود. او کوچک‌ترین پسر سنخریب پادشاه آشور و همسر دومش آرامیش شهبانو نقیعه بود.

 

 رسیدن به پادشاهی

اسرحدون در میان پسران سنخریب هواخواه دسته کاهنان و بازرگانان بود. پدرش وی را نامزد پادشاهی پس از خود نمود،ولی برادرانش کوشیدند وی را بی‌اعتبار کنند. پس پدرش او را به جایی در جنوب ترکیه کنونی راند ولی جایگاه جانشینیش را از او نستاند. سنخریب در ژانویه ۶۸۱ (پیش از میلاد) کشته شد و می‌نماید که اسرحدون در مرگ پدر نقشی داشته‌است. [۱]پس از مرگ پدر اسرحدون به نینوا پایتخت آشور بازگشت. او در جنگ با برادران هماوردش در شش هفته پیروز شد و در بهار همان سال به پادشاهی دست‌یافت. برادرانش گریختند و پیروان آنها از دم تیغ اسرحدون گذشتند.

 کارنامه

اسرحدون در همان سال آغاز پادشاهی بابل را بازسازی کرد و اعتبار گذشته این شهر را بازگرداند. او در این شهر سازه شناخته‌شده به برج بابل را ساخت. در آشور هم دستور داد تا نیایشگاه‌های اشارا خدای آشور را نوسازی کنند.

در ۶۷۹/۶۷۸ (پیش از میلاد) کیمریان به رهبری تئوشپا به مرزهای آشور تاختند و اسرحدون در جنگی در آسیای کوچک آنان را شکست‌داد. البته دسته‌ای از کیمریان در سپاه آشور در جایگاه مزدوری خدمت‌می‌کردند. می‌نماید که اسرحدون سرانجام از در آشتی با کیمریان درآمده‌باشد. پس از آن وی چند لشکرکشی به جنوب شرقی آسیای کوچک نمود.

همچنین صیدون به رهبری پادشاهش ابدی‌میلکوتی بر آشور شورید ولی در ۶۷۷ (پیش از میلاد) شورش شکست‌خورد و پادشاه گردن‌زده‌شد.

میان سال‌های ۶۷۶ تا ۶۷۴ (پیش از میلاد) کیمریان که با پادشاه اورارتو روسای دوم همپیمان‌شده‌بودند فریجیه را تار‌ومارکردند. این رویداد آشوریان را بیمناک نمود.

در نزدیک سال ۶۷۶ (پیش از میلاد) سکاها به رهبری ایشپاکای برای جنگ با آشور با ماننا همپیمان‌شدند. این رویداد آشور را نگران ساخت و حتا ایشان در پی دادن شاهدختی آشوری به همسری پادشاه سکایان افتادند تا بلکه با این زناشویی سیاسی خطر را دور کنند.

اسرحدون همچنین در جنگ با کیلیکیه پادشاه آن کشور سان‌دوآری را به بندکشید.

در روزگار اسرحدون ماد باجگذار آشور بود. در این زمان (۶۷۶ پیش از زایش) مردمان ماد خاوری بر فرمانروایان گمارده آشور شوریدند و سه تن از این فرمانروایان را از سرزمینشان راندند. پس آشوریان به ایران لشکرکشیدند و از دشت کویر گذشتند و به پای دماوند(بیکنی) رسیدند. آشوریان در پدشخوار دو تن از بزرگان ایران به نام‌های شی‌تیرپرنه(به معنای افتخار پیشینیان) و دیگری اپاردو را با کسان و دام‌هایشان به بند کشیدند. از آن پس فرمانروایان رانده‌شده به سرزمین‌هایشان بازگشتند و باجی سالیانه به آشور می‌پرداختند.

میان سال‌های ۶۷۴/۶۷۳ (پیش از میلاد) مردمان ماد به یاری سکاها که به سربازان آشوری می‌تاختند باز در برابر آشور پایداری‌کردند و از دادن باج خودداری نمودند. عیلام نیز آماده شورش بر آشوریان بود. بدین سان مردمان سرزمین‌های میان خلیج فارس تا رود کورا در آستانه جدایی از آشور بودند. در این میان خشثریته از ایالت مادی کارکاشی در کنار دو رهبر دیگر ماد مامی‌تیارشو از مادای و دوساننی از ساپاردا رهبری شورش مادها بر آشوریان را آغاز کردند. اینان با پادشاهان سکا و ماننا همپیمان‌شدند. اینان دژهای آشوریان را در چند جبهه محاصره‌کردند. تا ماه آوریل سال ۶۷۳ سراسر ماد مرکزی بر آشور شوریده‌بود. در سوی دیگر پادشاهی آشور نیز فنیقیه دچار آشوب بود و دولت آشور در جنگ با مصر باستان بود. در درون آشور نیز بسیاری از بردگان و کشاورزان ناخرسند گریخته و به بخش جنگلی پشته ارمنستان پناه‌برده‌بودند. اسرحدون به ناچار پیش از هرکاری بدانجا لشکرکشید تا گریختگان را باز به بندکشد. پس از آن در ۶۷۲ (پیش از میلاد) اسرحدون کوشید تا با خشتریتی از در آشتی درآید. او همچنین پیک‌هایی به سوی دیگر همپیمانان گسیل‌داشت و کوشید میانه آنها را به هم‌بریزد.

سرانجام ایشپاکای پادشاه سکا در نبرد با آشوریان کشته‌شد و پسرش پارتاتوآ با آشور آشتی کرد و اسرحدون هم دختر خویش را برای استواری پیوند به همسری او داد. اینگونه با پیوستن سکاها به آشور خیزش شورشیان باناکامی رودرروشد. با این همه سه ایالت شورشی ماد توانستند به استقلال برسند و چیرگی آشور را در آن سامان از میان ببرند. خشثریته تا ۶۵۲ (پیش از میلاد) پادشاه ماد ماند.

در ۶۷۱ (پیش از میلاد) اسرحدون به جنگ تاهارقا فرعون مصر رفت. بخشی از سپاهیانش در صور بر او شوریدند. اسرحدون با مانده سپاه به سوی جنوب رفت و آنگاه از صحرای سینا گذشت. او در تابستان ممفیس را گرفت و تاهارقا به مصر بالا گریخت. اینچنین اسرحدون با غنیمت‌های فراوانی که از تاراج شهرهای دلتای نیل به دست آورده‌بود به آشور بازگشت. البته چندی پس از آن فرعون به سرزمینش بازگشت و مصر بر آشوریان شورید. اسرحدون سالار خود شانبوشو را به دره نیل فرستاد تا شورش را بخواباند. در ۶۶۹ پیش از زایش او خود راهی مصر شد ولی در راه در حران در پاییز همان‌سال به ناگاه مرد. پس از اسرحدون پسرانش آشوربانیپال پادشاه آشور و شاماش‌شوم‌اوکین پادشاه بابل گشتند.

 بازمانده‌ها

از اسرحدون سندهایی به زبان اکدی درباره رخدادهای زمان او به جای مانده که بخش بسیاری از آن با به همریختگی و نابودشدگی می‌باشد. در این سندها درباره مادها و درگیری‌های این پادشاه با آنان نیز سخن به میان‌آمده‌است. بسیاری از این سندها دربردارنده پرسش‌های اسرحدون از هاتف خدای شاماش درباره چاره گرفتاری‌ها و نگرانی‌های سیاسی اوست.

سنخریب

سنخریب (745 - 681 پیش از میلاد) پادشاه آشور (704 - 681 پیش از میلاد) بود. سنخریب جانشین پدرش سارگن دوم‌ شد.

سنخریب هومبان-نیمه‌نا پادشاه عیلام را در جنگ هالوله (۶۹۱ پیش از میلاد)؛ شکست‌داد و بابل را (۶۸۹ پیش از میلاد)؛ تاراج ‌کرد.

اسرحدون در میان پسران سنخریب هواخواه دسته کاهنان و بازرگانان بود. پدرش وی را نامزد پادشاهی پس از خود نمود، ولی برادرانش کوشیدند وی را بی‌اعتبار کنند. پس پدرش او را به جایی در جنوب ترکیه کنونی راند ولی جایگاه جانشینیش را از او نستاند. سنخریب در (ژانویه ۶۸۱ پیش از میلاد) کشته شد و می‌نماید که اسرحدون در مرگ پدر نقشی داشته‌است. اسرحدون (۶۸۱پیش از میلاد) پادشاه آشور شد. آشوربانیپال جانشین پدرش (۶۶۹ پیش از میلاد) اسرحدون شد.

 

 

 

سنخریب در جنگ بابل را (۶۸۹ پ. م.)؛ تاراج ‌کرد.

تصویر:Sennacherib.jpg

 

سارگن دوم‌

سارگن دوم ‌امپراتور آشور (۷۲۱-۷۰۵ ق‌م‌.) و بنیان گزار سلسله سارگن‌. در زمان سارگن دوم، دولت آشور که قدرتمند شده بود پيشروى خود را به داخل فلات ایران ادامه داد.

قدیمی ترین مطلب مربوط به شهر تبریز، در كتیبه سارگن دوم پادشاه آشور آمده است كه آن را شهری بزرگ و آباد، و دارای باروی تو در تو وصف كرده.

شهر ایزیرتا که سقز کنونی باشد قبل از اولین اتحاد ماد به عنوان پایتخت ماننا شناخته میشده‌است. گفته می‌شود که این شهر با نام ایزیرتا در نخستین اتحاد ماد، پایتخت مادها بود. سرکردگان ماد در اطراف شهر استحکاماتی برای خود ساختند که از آن جمله زیویه(ایزبیا)(ایزیبیا) و قپلانتوی کنونی (آدامائیت) را می‌توان نام برد.

سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت، مادها شکست خوردند و ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد.

مدت زمانی پس از شکست دیاکو شاه ماد از سارگن دوم امپراتور آشور ، فرزند و جانشین او، فرورتیش ، قدرت رهبری رابه دست گرفت و در 3-672 ق.م. در برابر آشوریها به پا خاست .

همچنین در کتیبه‌ای از زمان سطنت سارگن دوم‌ آمده است‌ که بین سال‌های ۷۲۱-۷۰۵ ق‌م‌. گروه‌هایی از آشوری‌ها در فلات ایران و سرزمین ماد اسکان داده شده‌اند. سارگن دوم در کتیبه ، به تسلیم شدن شاه ماننا اشاره کرده و از بخشیدن او خبر میدهد:

   
سارگن دوم‌
در مقابل اولسنو شاه ماننا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان ماننا را برابر و همردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند.
   
سارگن دوم‌


محتوای این کتیبه نشانگر آن است که در آن مقطع زمانی ماننا متحد آشور بشمار میرفت.

سارگن دوم در سال 714 ق . م بعد از تابع کردن ایالت "پارسوا" به منطقه ماننایی "سوری گاش" نیز که در دست اورارتو بود، حمله کرد.

با اینکه شاهان آشوری همیشه ماد را مورد حمله و تجاوز قرار میدادند ولی سارگن دوم بنا به اتحادی که با "اولسنو" بسته بود با ماننا به صورت یک دوست و متحد رفتار میکرد و به قولی که به شاه ماننا داده بود عمل کرده و اراضی غربی ماننا را که در مدت نزدیک به یک قرن در اختیار اورارتو بود گرفته و در اختیار دولت ماننا قرار داد. سارگن دوم که حالا شاه ماننا را مدیون خود کرده بود، چند ماه بعد ماد مرکزی را تصرف کرد و در عوض این کمک، دولت ماننا به آشور در اشغال ماد مرکزی کمک کرد.

دیاکونوف اسامی 26 مکان جغرافیایی و 26 نفر از حاکمان ایالت "پارسوا"ی ماد ( منطقه کرمانشاه امروزی ) را که آشوریان در کتیبه های سارگن دوم ذکر کرده اند را در کتاب تاریخ ماد ( ص 516-517 ) ذکر کرده است.

سنخریب از (704 - 681 پیش از میلاد) جانشین پدرش سارگن دوم شد.

[ویرایش] جنگ ‌های سارگن دوم

۷۲۱؛سارگن دوم پادشاه آشور بر اسرائیل چیره‌شد.

۷۲۰ (پ. م.)؛پایان محاصره انطاکیه از سوی آشوریان.

دهه ۷۱۰ (پیش از میلاد)؛انطاکیه و صیدون بر آشور شوریدند.

۷۱۷ (پیش از میلاد)؛برپایی پایتخت تازه آشور از سوی سارگن دوم.

۷۱۷؛پیروزی سارگون دوم در جنگ با هیتی‌ها.