برج گنبد کاووس

برج گنبد کاووس

تصویر:Gonbad-e Qabus.JPG

گنبد کاووس یا گنبد قابوس یک بنای تاریخی متعلق به بیش از هزار سال پیش است که در گنبد کاووس، شمال شرقی ایران قرار دارد. این برج یکی از آثار باستانی ایران است که در شمار بزرگ‌ترین مفاخر معماری سده چهارم هجری است.

این بنای معروف که بلندترین بنای آجری جهان و یکی از بلندترین آثار تاریخی به‌شمار می‌‌آید بر فراز تپه خاکی که قریب پانزده متر از سطح زمین بلندتر است قرار دارد. این بنا در سال (۳۹۷ هجری قمری برابر با و ۳۷۵ هجری خورشیدی ) و در زمان سلطنت شمس المعالی قابوس بن وشمگیر و در شهر جرجان که پایتخت پادشاهان آن دیار بوده، بنا گردیده است.

پروفسور آرتور پوپ در مورد این بنا چنین نوشته است:

در زیر سمت شرق کوه های البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد بر افراشته است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر می‌‌باشد و برج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگنده‌ای با نیروی ایمان در نبرد رودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین عظیم و مقتدر وجود دارد.

 مشخصات سازه

گنبد قابوس شامل 2 قسمت است:

  • 1-پی یا پای بست بنا و بدنه
  • 2-گنبد مخروطی

پی سازی بنا از زمین سفت شروع و تا ارتفاع حدود 15 متری با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پای بست سردابی وجود داشته که پا کار طاق آن هنوز بر جای است ولی بر اثر کاوشهای پیاپی کاوشگران که در پی گنج بوده‌اند آثاری از کف آن بر جای نمانده است. بدنه مدور خارجی گنبد قابوس دارای 15 ترک (دندانه نود درجه) می‌‌باشد (همانند ستاره ده پر) این ترکها که در اطراف آن و به فواصل مساوی از یکدیگر قرار دارند، از پای بست بنا شروع و تا زیر سقف گنبدی ادامه می‌‌یابد و میان این ترکها با کوهه‌ای آجری پر شده است. به جز در ورودی) راس این ترکها به اندازه ۱٫۳۴ متر از یکدیگر فاصله دارند. قطر داخلی گنبد به طول ۹ متر و ۷۰ سانتی متر و قطر آن از قاعده ترکها بطول ۱۴ متر و ۶۶ سانتی متر و طول قطر آن از رأس ترکها یا به عبارتی قطر ارباب یا پای بست آن ۱۷ متر و ۶ سانتی متر می‌‌باشد ضخامت میل از پایین به بالا کرنش کمی دارد و در ارتفاع 37 متری گنبد مخروطی بنای برج را تکمیل می‌‌کند.

این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله دار کفشکی ساخته شده است دو پوسته است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاکی به شکل نیم تخم مرغی و از آجر معمولی است و پوسته بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی 18 متر است در بدنه شرقی روزنه‌ای تعبیه شده که ارتفاع آن یک متر و نود سانتیمتر است عرض روزنه در قسمت بالا 73 و در وسط 75 و در پایین 80 است. در ضلع جنوبی آن یک ورودی می‌‌باشد که 5/1 متر عرض و 55/5 متر ارتفاع دارد. در درون طاق هلالی سر در آن، مقرنسی است که به نظر می‌‌رسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است. شاید این مقرنس ساده و در عین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی می‌‌باشد که بتدریج تکمیل شده است دکتر ویلسن آمریکایی نماینده دانشگاه پنسیلوانی نیز در بازدید و تحقیقاتی که از این بنا داشته راجع به این مقرنسها چنین نوشته است: ? بالای در، داخل هلال مدخل گیلویی مقرنسی است که در مراحل اولیه ترقی می‌‌باشد و این یکی از نمونه‌های تزئینی است از اصول یک معماری که بعد اهمیت پیدا کرده است ? در ردیف کتیبه کوفی بصورت کمر بند وار بدنه را آرایش کرده است که یک ردیف آن در 8 متری پای آن و دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند نوع نوشته کوفی کتیبه‌ها ساده و آجری است حروف آن آرایش ندارند. بر جسته و خوانا می‌‌باشد و حاشیه دور آنها قاب مستطیلی شکلی است از آجر .

متن کتیبه‌های سازه چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم
  • هذ القصر العالی
  • الامیر شمس المعالی
  • الامیر ابن الامیر
  • قابوس ابن وشمگیر
  • امر به نبائه فی حیاتی
  • سنه سبع و خمسین و ثلثماته قمریه
  • و سنه خمس و سبعین و ثلثماته

برگردان:

به نام خداوند بخشنده مهربان
  • این است کاخ باشکوه
  • امیر شمس معالی
  • امیر پسر امیر
  • قابوس فرزند وُشمگیر
  • فرمان داد به ساخت آن در زندگی خویش
  • سال سیصد و نود و هفت قمری
  • و سال سیصد و هفتاد و پنج (خورشیدی) ||

 منبع

اولین پایگاه اطلاع‌رسانی دانشجویان و دانش‌آموختگان ترکمن ایران (برداشت آزاد با ذکر منبع)

دژ جولیان

دژ جولیان در قسمت شمال شرقی شهر باستانی جولیان واقع در استان ایلام قرار دارد. بر روی تپه ماهور طبیعی مشرف بر این شهر باستانی آثاری از این قلعه قدیمی قرار دارد که بصورت دژی مستحکم ساخته شده است.

این دیوار سطح تپه را به صورت یک محوطه مناسب با چشم‌اندازی دلپذیر و مشرف بر دشت جولیان درآورده است.

سطح تپه حدود ۳۰×۲۰ متر اندازه گیری شده و دیوار بر آبریزی پیرامون آن ساخته شده است. ارتفاع تپه از سطح زمین‌های پیرامونی خصوصا جهات جنوب و غرب ۳۰۰ متر می‌باشد.

مصالح بکار رفته در معماری بنا، سنگ و گچ می‌باشد که بیشتر از قلوه سنگ‌های محل استفاده شده است.

بخشی از دیوار باقی مانده بصورت کنگره‌ای ساخته شده و ارتفاع دیوار حدود دو متر بوده است. احتمالاً دژ نسبت به بناهای شهر باستانی جولیان از قدمت بیشتری برخوردار باشد. یک تیغه سنگی به رنگ سفید نیز در سطح تپه دیده می‌شود.

دیوار این دژ با توجه به موقعیت تپه ساخته شده و از نظم خاصی برخوردار نیست. در جبهه غربی آثار ورودی به داخل محوطه بنا دیده می‌شود و موقعیت دامنه تپه در قسمت غربی که مشرف به شهر و چهارتاقی جولیان است. به نظر میرسد این بنا بصورت معبر پله‌ای بوده است که بر اثر فرسایش آثار آن از بین رفته است.

 منابع

محمودیان، حبیب‌الله، معرفی اجمالی قلعه‌های باستانی استان ایلام، انتشارات گویش، ۱۳۸۳

دژ جولیان

دژ جولیان در قسمت شمال شرقی شهر باستانی جولیان واقع در استان ایلام قرار دارد. بر روی تپه ماهور طبیعی مشرف بر این شهر باستانی آثاری از این قلعه قدیمی قرار دارد که بصورت دژی مستحکم ساخته شده است.

این دیوار سطح تپه را به صورت یک محوطه مناسب با چشم‌اندازی دلپذیر و مشرف بر دشت جولیان درآورده است.

سطح تپه حدود ۳۰×۲۰ متر اندازه گیری شده و دیوار بر آبریزی پیرامون آن ساخته شده است. ارتفاع تپه از سطح زمین‌های پیرامونی خصوصا جهات جنوب و غرب ۳۰۰ متر می‌باشد.

مصالح بکار رفته در معماری بنا، سنگ و گچ می‌باشد که بیشتر از قلوه سنگ‌های محل استفاده شده است.

بخشی از دیوار باقی مانده بصورت کنگره‌ای ساخته شده و ارتفاع دیوار حدود دو متر بوده است. احتمالاً دژ نسبت به بناهای شهر باستانی جولیان از قدمت بیشتری برخوردار باشد. یک تیغه سنگی به رنگ سفید نیز در سطح تپه دیده می‌شود.

دیوار این دژ با توجه به موقعیت تپه ساخته شده و از نظم خاصی برخوردار نیست. در جبهه غربی آثار ورودی به داخل محوطه بنا دیده می‌شود و موقعیت دامنه تپه در قسمت غربی که مشرف به شهر و چهارتاقی جولیان است. به نظر میرسد این بنا بصورت معبر پله‌ای بوده است که بر اثر فرسایش آثار آن از بین رفته است.

 منابع

محمودیان، حبیب‌الله، معرفی اجمالی قلعه‌های باستانی استان ایلام، انتشارات گویش، ۱۳۸۳

دژ شیخ مکان

دژ شیخ مکان

دژ شیخ مکان در داخل تنگه شیخ مکان در فاصله 8 کیلومتری شرق دره شهر ایلام، واقع شده است. در قسمت غربی تنگه آثاری از یک دژ با نمایی جالب در دل کوه به چشم م یخورد که از لحاظ مصالح و سبک معماری به دوره ساسانی برمیگردد. این دژ مستحکم از سمت غربی به دیواره کوه تکیه زده و دیواره شرقی آن با سنگ و گچ تا بالاتر از سطح بام قلعه بنا شده است. دیوار دژ دارای چند کنگره و ترکش و دژ دیده بانی می باشد و برای تنگه و دیواره محافظ خوبی به شمار می آید. ارتفاع دیوار دژ از بلندترین نقطه 5/14 متر است. دژ چهار اتاق و تنها یک در ورودی از ضلع شمالی دارد. از پشت بام دژ 17 پله از کوه کنده شده که به انتهای جنوبی دیوار شرق و محل دیده بانی منتهی می شود. این دریچه دیده بانی دایره ای شکل است و از آنجا معبر و تنگه به خوبی قابل مشاهده است. مصالح اصلی دژ قلوه سنگ و گچ می باشد که در انتهای دیواره دژ ( به قطر 35/1 سانتی متر) با اندودی از گچ پوشیده شده است (حبیب الله محمودیان 1383).

 منبع

حبیب‌الله محمودیان، 1383، معرفی اجمالی قلعه‌های باستانی استان ایلام، بخش دوم، انتشارات گویش

سرخس

سرخس یکی از شهرهای استان خراسان رضوی در شمال شرقی ایران است. این شهر مرکز شهرستان سرخس است.

بقیه ادامه مطلب

ادامه نوشته

شوش (شهر باستانی)

شهر باستانی شوش مرکز تمدن عیلام بوده که واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان است.

شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است، احتمالاً به سال ۴۰۰۰ پیش از میلاد پایه گذاری شده، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.

شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته است، یکی تمدن میانرودان ودیگری تمدن عیلام. قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته است.

شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافته وچهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راههای بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.

راه شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدی پیوند می‌‌داد.



 


می‌توان گفت اداره سرزمین پهناور ایران وحفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده است .

از سوی دیگر ایجاد راهها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملتهای گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگ‌ها و باورهای گونه‌گون گردید وبسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد. بر طبق تاریخ فتح الفتوح و همچنین تاریخ طبری ، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بیشتر از 30 هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد 20 هزار گاو - اسب ،زن و دختر را به غنیمت بردند این شهر تا قرنها بعد از رونق افتاد.

به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکدهٔ مسکونی است. امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمان‌های تاریخی کهن؛ دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نامهایی مانند سوس - شوشا- سوسه - سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده اند این نامها را در دوره اسلامی رایج نموده اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام شهرت بین المللی داشته و به همان اندازه شهرت داشته که بابل ، کلده ، لیدی ، نیل و لیبیه و ..


پیشیاوادا

پَیشیاوادا (به پارسی باستان: ‎PA‎‎I‎‎SHA‎‎I‎‎YA‎‎A‎‎U‎‎VA‎‎A‎‎DA‎‎A‎) یکی از شهرهای ایران باستان بود.

گئومات مغ در سال ۵۲۲ پ.م بر کوهی به نام آراکادریش نزدیک شهر ایرانی پیشیاوادا خود را به دروغ بردیا نامید و اعلام شاهنشاهی کرد.

پیشیاوادا «محل بایگانی‌ها و متون مقدس» احتمالاً مربوط به پاسارگاد بوده‌است. ریشه نام آن مشتق از واژه‌های پارسی باستان paishiya- (نوشتن) و -uvada (آبادی، اقامتگاه) است. صورت فارسی امروزی این نام را می‌توان «وشت‌آباد» (با کسره و) نوشت. (پیشوند نِ در واژه «نوشتن» بعداً در زبان فارسی افزوده شده و معنی پایین و زیر می‌دهد).

جای شهر پیشیاوادا (وشت‌آباد) معلوم نیست ولی جایگاه آن را جایی در کوه‌های زاگرس در مرز پارس و ایلام گمان زده‌اند.

منابع

  • سنگ‌نوشته بیستون

سمرقند

سمرقند با جمعیتی بالغ بر ۴۱۲٫۳۰۰ نفر (برآورد تخمینی سال ۲۰۰۵)، دومین شهر بزرگ ازبکستان، و مرکز استان سمرقند است. این شهر در ارتفاع ۷۰۲ متری از سطح دریا واقع است. بیشتر ساکنان این شهر فارسی‌زبان هستند و به فارسی تاجیکی صحبت می‌کنند.

در سال ۲۰۰۱، یونسکو این شهر باستانی را در فهرست میراث فرهنگی جهان قرار داد.

فهرست مندرجات

 

 پیشینهٔ نام

نام سمرقند عربی‌شدهٔ واژهٔ پهلوی «سمركند» است و معنى تركيبى آن سنگ‌دژ میباشد. ريشهٔ جزء اول «سمر» از پارسی باستانی «اسمرا» بمعنی سنگ یا صخره و جزء دوم «كند» از پارسی باستانی «کنتا»، سغدی «كنت» بمعنی دژ یا شهر است. وازهٔ یونانی آن «مركنده» میباشد.

[ویرایش] تاریخچه

سمرقند با قرارداشتن در مرکز جاده ابریشم، پیونددهندهٔ چین به اروپا در قدیم، دارای اهمیتی چشمگیر بوده است.

در روزگار هخامنشیان جزیی از سرزمین سغد باستان بود. در سال ۳۳۰ ق.م. در تصرف اسکندر مقدونی درآمد. بعد جزء دولت يونانی غربی گرديد. در سدهٔ ششم م. ترک‌ها آن را متصرف شدند و در سدهٔ هفتم چینی‌ها. در سال ۷۰۵ م. اعراب آن را تصرف كردند و تا سدهٔ نهم در تصرف خلفای اموی و عباسی بود.

سمرقند از بزرگ‌ترين شهرهاى ماوراءالنهر و یکی از کانون‌های دانش و ادب ایران پس از اسلام است و یکی از کانونهای هنر و معماری منطقه بوده‌است. در ۱۰۰۰ م. در تصرف سامانیان درآمد. در ۱۰۲۷ سلجوقیان آن را تصرف نمودند. در دوران خوارزمشاهیان پایتخت بود. در ۱۲۱۹ توسط چنگیز فتح و ویران شد و در ۱۳۸۳ در تصرف تیمور لنگ درآمد و سمرقند پایتختش بود. بعد در ۱۵۰۵ در تصرف ازبکان (شیبانیان) و بالاخره در ۱۶۰۰ م. در تصرف استراخان و جانشینان او كه نيز از نژاد ازبك‌اند درآمد و باز بتصرف ايران درآمد و در دوران قاجار روسها بتصرف آن دست زدند. پس از آن اگرچه در تصرف خانات بخارا بود ولی در حقيقت جزیی از خاک روسیه محسوب مى‌گرديد.

در سالهای ۱۹۲۴ میلادی سمرقند و بخارا با سیاست‌های شوروی پیشین از تاجیکستان جدا گشته و به ازبکستان پیوست. دولت ازبکستان با سیاست فارسی‌ستیزی خود همچنان محدودیت‌های آموزشی و رسانه‌ای سختی بر ضد زبان فارسی پیاده کرده‌است.

 منابع

  • ناظم الاطباء
  • قاموس الاعلام ترکی

مرو

مَرو مرکز استان ماری در ترکمنستان است. و در انتهاى جنوبی كویر قره قوم و به فاصلهٔ نود مایلی شمال شرقى سرخس واقع و از رود مرغاب (مرورود) مشروب مى‌شود.

به ساکنان مرو در فارسی مَروَزی گفته می‌شود به معنی «زیَنده در مرو». مردم نواحى شرقى خراسان مرو را به نام مور «Mowr» (بر وزن دور به‌معنى محيط و پيرامون) و باشندگان آن را مورى (بر وزن دورى به‌معنى بشقاب) ميگويند.

 پیشینه

پیشینهٔ مرو به پيش از ميلاد مسيح مى‌رسد. مرو از شهرهای باستانی آریاییان و از مراکز فرهنگی ایران بوده‌است. داریوش اول در سنگ‌نبشته بیستون مرو را مَرگَوش ناميده و با باختر اسم برده است. اما جغرافيانويسان قدیم آن را مَرْگیانا ناميده و جداگانه ذكر كرده‌اند. مرگيان يا مرو از سرزمین‌های تابع اشکانیان بشمار مى‌آمد.

مرو در دورهٔ ساسانیان آباد بوده‌است و چنانكه در تاریخ ثبت است یزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانی پس از شكست جنگ نهاوند (۲۱ هجرى/۶۴۲ میلادی) به ری، اصفهان، کرمان، بلخ و سپس مرو رفت و از شاه چین و خاقان ترک كمك خواست اما چون از سوءنيت ماهوی سوری مرزبان مرو نسبت به خود آگاه شد به آسيابانی خسرونام پناه برد و او يزدگرد را به طمع لباس فاخرش كشت (۳۱ ه‍ . ق./۶۵۱ میلادی). از آن پس سرزمينهاى شرقى ايران يكى پس از ديگرى و از جمله مرو بتصرف تازیان مسلمان درآمد و سلسله‌های ایرانی يكى پس از ديگرى بر اين ناحيه حكومت كردند و اهميت آن همچنان محفوظ بود.

مرو شايگان يكى از چهار شهر قديم خراسان بود كه زمانی پایتخت اين استان بوده است سه شهر ديگر خراسان نیشابور و بلخ و هرات بود. شهر مرو بواسطهٔ نزديكى به خوارزم و ماوراءالنهر از يك طرف و اتصال آن به سرخس و نيشابور از طرف ديگر از نظر نظامى و تجارى موقعيتى خاص داشته است بهمين جهت در زمان ساسانيان و در دورهٔ تسلط اعراب تا زمان مأمون هميشه اين شهر پایتخت خراسان بوده است. طاهریان مركز خراسان را به نيشابور انتقال دادند. سامانیان پایتخت را به بلخ و بخارا منتقل كردند ولی در دوران فرمانروائى سلجوقیان شهر مرو كه در مجاورت يورت آنها بوده مركز امپراتورى بزرگ سلجوقيها گرديد. در عهد سلطان سنجر مرو پايتخت خراسان بود و از معتبرترين شهرهای ايران. آبادى و اعتبار مردم آن تا آنجا بود كه زمین‌داران و دهقانان آن در توانگرى با امرا و ملوك اطراف دم همسرى مى‌زدند و مانند جرجانیهٔ خوارزم اهل فضل در آنجا گرد می آمدند و در مدارس و كتابخانه‌هاى آنجا روزها را به فراگیری دانش مى‌گذراندند. اين شهر در ۵۵۰ ه‍ .ق. ده كتابخانهٔ بزرگ عمومى داشت كه يكى از آنها دوازده هزار جلد كتاب داشت. مردم مرو ایرانی و زبانشان فارسى بوده است.

ياقوت كه مقارن حملهٔ مغول در مرو بوده‌است مى‌نويسد از مرو در ۶۱۶ بيرون رفتم در حالی كه در حد اعلاى نيكویی بود. اين شهر در حملهٔ مغول بكلى ويران شد بدين توضيح كه پس از فرار سلطان محمد خوارزمشاه مجیر الملک حاكم سابق مرو به حفظ مرو در برابر مغول پرداخت و شيخ الاسلام مرو و قاضى سرخس را كه قصد تسليم شدن داشتند كشت و مغول شهر را محاصره كردند. مرو پنج روز مقاومت كرد اما سرانجام تسليم تولی پسر چنگیز شد و وى تمام مردم شهر را امر كرد به خارج شهر بروند و خود بر كرسى زرين نشست و سران خوارزمشاهی را دستور داد گردن زدند و مردم را ميان لشكريان بخش كرد و مغول همه را از زن و مرد و كودك كشتند و سپس مرو را آتش زد و تربت سنجر را سوخت و قبرها را به طمع دفينه نبش كرد و در اين واقعه هفتصد هزار آدمى كشته شدند و هيچ كس از ساكنان آنجا باقى نماندند (۶۱۸ ه‍ . ق.). پيداست كه پس از اين ويرانى و قتل و سوختن مرو آن رونق و شكوه سابق را نتوانست بيابد خاصه با رونقى كه هرات در دورهٔ تیموریان و صفویه يافته بود.

در دورهٔ صفويه و افشاریه و قاجاریه گه گاه سركشان نواحى مخصوصاً ازبکان و خانهاى خیوه، مرو را مورد تاخت و تاز قرار مى‌دادند چنانكه من باب مثال در ۱۲۷۶ ه‍ .ق. محمدامین‌خان والی خوارزم به حدود مرو آمده و به تعرض خراسان پرداخته است و فريدون میرزاى فرمانفرما او را در سرخس شكست داده و كشته و سر او را به تهران فرستاده است. چون روز ورود سر او به تهران مصادف با روز عيد بود در موقع سلام عام مژدهٔ اين فتح را به ناصرالدین شاه دادند.

اما تعرض تركمانان و حكام اطراف امرى عادى شده بود بدين مناسبت ناصرالدين شاه در اواخر سال ۱۲۷۶ ه‍ .ق. حشمت‌الدوله حمزه میرزا به همراهى میرزا قوام‌الدوله آشتیانی با چهل هزار سپاهى روانهٔ حدود مرو كرد. اما اين لشكر بسبب بی‌احتياطى و اختلافی كه بین حشمت‌الدوله و قوام‌الدوله بود از تركمانان شكست خوردند و نزدیک به دو سوم آنان کشته يا اسیر شدند و در اين اوان روسها كه به حدود شمال دریاچهٔ آرال و مشرق دریای خزر رسيده و به تصرف تركستان شرقى و غربی و دره‌هاى سیحون و جیحون شروع كرده بودند به نواحى تحت تابعيت ايران نيز دست انداختند، از جمله خيوه را در ۱۲۷۰ و تاشکند و سمرقند و بخارا را در ۱۲۸۱ و ۱۲۸۵ اشغال کردند و با استيلاى بر اين نواحى به درهٔ آرال اترک و ترکمن صحرا نزديك شدند و در ۱۲۹۸ ه‍ .ق. در گوگ‌تپه تركمانان تكه را بكلى از پاى درآوردند و سرانجام در محرم ۱۲۹۹ ه‍ .ق. خط مرزى كنونى بين دولت ايران و روسيه به موجب معاهده‌اى مقرر شد.

آرتاکوآنا،

آرتاکوآنا، نام مرکز ساتراپی هریوا (آریا) در ایران باستان پیش از حملهٔ اسکندر مقدونی به ایران بوده‌است.

بنا به قول مورخ یونانی هرودت، اسکندر در ۳۳۰ قبل از میلاد آرتاکوآنا را گشود. شهر را ویران و باشندگان آن را بقتل رسانید. اسكندر سپس شهرى به نام «اسكندریه آره‌ایا» (Alexandria Areia) در كنار هریرود بنا كرد و جمعيت و آبادى آرتاکوآنا را بدين شهر كه شايد هرات امروزين باشد تحويل كرد.

آرتاکوآنا به گونه‌های دیگر آرتاکوآن، آرتاكاكنا، خورتاكان، آرتاكان، ارته‌كان و اردكان نیز آمده‌است.

سیراف

بازمانده‌های سیراف تاریخی

بازمانده‌های این شهر باستانی در نزدیکی بندر طاهری فعلی دیده می‌شود. سیراف زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتی‌های بزرگ بود. بازرگانان سیرافی به دوردست‌های آسیا و آفریقا سفر دریایی می‌کردند. آنچه از سیراف بازمانده، حفره‌های سنگی کنده شده بر شیب تبه‌های سنگی است که گویا بعد از اسلام به‌عنوان قبر نیز استفاده شده‌اند. همینطور سنگچین‌ها، چاه‌ها، سنگ‌فرش‌ها و غارهایی شبیه آتشگاه در دل کوه‌ها بجا مانده‌است.

 حوضچه‌های آب باران

آنچه که امروزه در ارتفاعات مشرف بر دامنه کوههای شمالی سیراف می‌بینیم، و اندیشمندان و محققان از آن به عنوان قبور سنگی یاد می‌کنند، در ابتدا به منظور ایجاد قبر و مدفن مردگان خلق نشده‌اند بلکه حوضچه‌های استحصال آب باران بوده‌اند که بر روی کوههای مشرف به دریا و شهر برای استفاده از آب باران و نیز تزریق به درون زمین و پیوستن به سطح سفره‌های آب زیرزمینی جهت تقویت آبخوانهای آن منطقه و به منظور برداشت در پائین دست از طریق چاههای حفره شده در طبقات سنگی بوده‌اند.

به منظور تأمین آب شرب از طریق باران، که تنهاترین، مهم‌ترین و مؤثرترین روش در استحصال آب باران به شمار می‌آید جمع آوری مستقیم آب بر روی سطوح نازله می‌باشد. به منظور بهره وری از آبهای نازله و جلوگیری از هدر رفتن آنها و نیز تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی چاههای مذکور پیشینیان سیراف به این نتیجه می‌رسند که هر آنچه آب نازله را بر سطح کوه مذکور در بالادست چاههای حفر شده، استحصال و ذخیره نمایند و بدین طریق به آبهای جمع آوری شده فرصت بیشتری جهت نفوذ به درون زمین دهند. در حال حاضر از نواحی نزدیک به خط الرأس کوه با ایجاد مخازن با مقطع چهارگوش به ابعاد متفاوت حوضچه‌هایی را در سرتاسر یال جنوبی کوه تعبیه نموده‌اند که قادر به جمع آوری مجموعه آبهای نازله بر سطح اراضی مذکور باشد. چاههای حفر شده درون طبقات سنگی نیز درست در پائین دست هر مجموعه مخازن ذخیره آب تعبیه شده به طوریکه با نفوذ آب و رسیدن به سطح ایستابی منطقه بلافاصله سطح آب چاههای مذکور را مورد تأثیر قرار می‌دهد.

ابعاد حوضچه‌ها عموماً به صورت مقطع مستطیلی (چهارگوش) بوده و طول این مخازن در جهت شیب واقع است. برخی از این حوضچه‌ها دارای سرریز بوده بطوریکه پس از پرشدن آن،آب مستقیما درون حوضچه پائین دست هدایت می‌شده‌است. همچنین در بخش انتهائی برخی از این مجموعه حوضچه‌های دامنه‌ای، سرریز آخرین حوضچه به یک کانال دست ساز (که می‌توانسته مسیر طبیعی جریان آب باشد) ختم می‌شود که احتمالاً از این کانال آب به عنوان سرریز نهائی یا حقابه پائین دست و یا شاید آبیاری مزارع به مکانهای مورد نظر هدایت می‌شده‌است. لزوم استفاده بهینه از آبهای نازله جهت تقویت سفره‌های آب زیرزمینی به حدی بوده‌است که حتی در دامنه پائین کوه نیز امکان حفر گودال وجود داشته و شاهد حضور حوضچه‌هایی با جهت عمود یا مایل نسبت به دیگر حوضچه‌ها هستیم. کوچکی ابعاد این گودالها به حدی است که به تنها چیزی که نمی‌توان آنان را نسبت داد، قبر می‌باشد.

 دخمه‌ها وقبرها

به احتمال زیاد می‌توان گفت که گودالهای حفر شده بر پهنه کوهستان سیراف در ابتدا به منظور جمع آوری و استحصال آب ایجاد شده‌اند و آنچه که بعدها توسط افرادی (احتمالاً متنفذ و متمول و نیز شاید توسط عموم و بدلیل رخداد حوادث غیر مترقبه همچون زلزله و یا بیماری طاعون و نیاز به دفن سریع مردگان) مورد استفاده به عنوان گورهای فردی یا خانوادگی شده در روزگارانی زیاد پس از احداث اولیه اینان صورت گرفته‌است. پیدا شدن استخوان و آثار مردگان درون برخی از این حوضچه‌ها نه تنها منکر سیستم استحصال و ذخیره آب نمی‌باشد بلکه با دقت بر گورهای یافته شده و وجود لایه‌ای از قشر نفوذ ناپذیر ساروج درون حوضچه‌های استفاده شده به عنوان قبر ،به نکاتی موید روش تأمین آب در شهر باستانی سیراف پی برده می‌شود.

 منابع

  • حاتم ، محمد، بن غریب، «تاریخ عرب الهولة» ، چاپ سوم، قاهره (مصر) : دارالعرب للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۹۹۷ میلادی به (عربی).
  • صدیق، محمد ، عبدالرزاق، «صهوة الفارس فی تاریخ عرب فارس» ، چاپ دوم ،: مطبعة المعارف، انتشار سال ۱۹۹۳ میلادی به (عربی).
  • دکتر: رازی، عبدالله، (ازسلسلهٔ ماد تا انقراض سلسلهٔ قاجاریه) چاپ ششم، چاپخانهٔ : اقبال، انتشار سال ۱۳۶۳.
  • جعفری، سید محی الدین. (دانش بومی منحصر بفرد اندیشمندان سیراف در استحصال آب و کشاورزی)

. کنگره بین المللی سیراف،بوشهر: نشر شروع، ۱۳۸۴.مجمع دانش آموختگان استان بوشهر

  • اقتداری، احمد. (آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج دریای عمان) .انجمن آثار مفاخر فرهنگی،تهران:۱۳۴۸
  • معصومی، غلامرضا. سیراف (بندر طاهری)) ، چاپ سوم ،: انجمن آثار مفاخر فرهنگی،تهران: انتشار سال ۱۳۸۳ خورشیدی.

تنگه بلاغی

تنگه بلاغیدر جنوب غربی جلگه پاسارگاد تنگهٔ دراز و گودی است به نام تنگهٔ بلاغی که محل رفت و آمد چارپایان و دام‌های طوایف باصری ٬ کرد شولی ٬ فارسی ٬ عبدالیوسفی و عرب می‌باشد .چون این تنگه کوتاهترین راه بین قادر آباد و سیوند است٬ ایالات نامبرده هنگام کوچ به ییلاق و همچنین برگشت از ییلاق از این راه می‌گذرند. درازای تنگه حدود ۱۲ کیلومتر و عرض آن ۲۰۰ تا ۵۰۰ متر می‌باشد ولی این پهنا قابل عبور نیست زیرا رودخانه پلوار و درختان انبوه و جنگلی اطراف رود عبور را مشکل کرده و تنها از کمر کوه که دارای راه باریکی است می‌توان گذشت .گذرگاه تنگه پس از گذشتن از پوزه‌های سنگ بر ٬ تیرانداز ٬پوزه سرخ به دشت گسترده‌ای به نام دشت بلاغی می‌رسد. در آغاز تنگه در دامنه کوه راه باریکی به پهنای ۵/۱ متر و به درازای حدود ۲۰۰متر در سنگ کوه تراشیده شده که جالب و حائز اهمیت است و آثار آن می‌رساند که مربوط به دورانهای خیلی دور می‌باشد .برحسب نیاز به رفت و آمد بسیار ٬ دیوار گذرگاه سنگی را از بالا تراش داده ودر بعضی جاها از یک متر تا ده متر پهنا داده‌اند . در وسط تنگه پایه‌های پلی دیده می‌شود که برای گذشتن از این سوی آب به سوی دیگر در قدیم الایام ساخته بودند. تنگهٔ بلاغی به موازات تنگهٔ سعادت آباد قرارگرفته ولی همانقدر که تنگهٔ سعادت آباد خشک می‌باشد این تنگه با صفا و پر درخت است و بدون شک در دوران شاهنشاهی هخامنشی و قرنها پس از آن راه مواصلاتی تخت جمشید و نقش رستم و استخربهپاسارگاد از همین طریق بوده و از این شهر به سوی هگمتانه می‌رفتند. از سیوند تا پاسارگاد از راه تنگهٔ بلاغی[[ کمتر از ۳۰ کیلومتر راه است .در حالیکه از راه فعلی و سعادت آباد حدود ۵۰ کیلومتر فاصله‌است .

 

بیه ادامه مطلب

ادامه نوشته

تصویر:Arge Bam Arad edit.jpg

ارگ بم پیش از زمین لرزه

 

 

 

 

ارگ بم، بزرگ‌ترین بنای خشت و گلی دنیا است که در نزدیکی شهر بم در استان کرمان و در جنوب شرقی ایران قرار دارد. این ارگ، در در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

این بنا پیش از سده ۵ پیش از میلاد ساخته شده و تا حدود سال ۱۸۵۰ میلادی مورد استفاده بوده‌است.

در تاریخ ۵ دی ۱۳۸۲، زمین‌لرزه‌ای شدید در این منطقه روی داد که باعث شد که این بنا تا حدود زیادی تخریب شود.

ویژگی‌ها

مساحت این ارگ، در حدود ۱۸۰٬۰۰۰ متر مربع بوده و دیوارهایی به بلندی ۶ تا ۷ متر و درازای ۱۸۱۵ متر آن را احاطه کرده‌اند.

در معماری این شهر باستانی، دو بخش متمایز دیده می‌شوند:

  • بخش حکومتی که در داخلی‌ترین دیوار قرار گرفته و شامل دژ نظامی، عمارت چهار فصل، سربازخانه، چاه آب به عمق حدود ۴۰ متر و اصطبل به گنجایش ۲۰۰ اسب می‌باشد.
  • بخش رعیت‌نشین که بخش حکومتی را احاطه کرده و شامل ورودی اصلی شهر، مسیر اصلی متصل‌کننده ورودی شهر به دژ و بازار در امتداد آن، حدود ۴۰۰ خانه و ساختمان‌های عمومی مانند مدرسه و مکان ورزش می‌باشد.

 

 

 

 تصویر:Ancient Bam, 2002.png

ارگ بم، بزرگ‌ترین مجموعهٔ خشت و گلی جهان