شعر

 

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم

اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم

من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی

این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم

 

*رفیقان*

بیا بلبل از این کوچه گذر کن

بزن چه چه رفیقان را خبر کن

اگر پرسند که آنها در چه حالند

بگو در میکده چشم انتظارند

شعر

   

یه دفع مثل یک گل رفتی تو دست خزون

سیل و بارون و تگرگ میومد از اسمون

بردمت تو گل خونه که نریز رو سرت

که یوقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنه زیر تگرگ نریزه از توی برگ

من تمومه قصه هام قصه ی توست

 

یه دفع مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی

اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی

اره پروانه شدم که پرام سوخته شه

تا اتیش دل تو به دلم دوخته شه

که بسوزه پر و بالم

که راحت بشه خیالم

دارم از تو می نویسم

تو که غم داره نگات

اگه دوست داشتی بگو تا باز بگم برات

اینقده میگم تا خسته شم

با عشق تو شکسته شم

*****

 

**

به اون که از رفاقت و مهربونی دم میزند

بی هوا از پشت سر خنجر به ادم میزند

...

خانه باطل می کشد رد شوق و سرمستی تو

می دوزه چشم طمع بر همه ی هستی تو

شعر

تو این شب غریب کسی به فکر ما نبود

تو این دیار بی کسی هیچ کس دل سوزمون نبود

حالا تو هم تنهام نذار ' نذار که تنها ببمونم

تو این شهر شلوغ چه کار کنم نمیدونم

ولی این و یادت باشه هر جا باشی دوست دارم

حتی اگر هم یادی از من نکنی بازم میگم دوست دارم

خدانگهدار عزیز خوشت باشه که هستی

چون دوست من تو هستی

برات دعا میکنم , برات دعا میکنم

یک چیزی تو دلم هست میگه بازم میایی

خدا کنه درست باشه دل میگه میایی

گر چه نزدیکم بهت ولی دلم تنگه برات

نمی دنم چه کار کنم دوست دارم

دوست دارم...!