پَشتو یا پختو نام یکی از دو زبان رسمی در افغانستان و از شاخهٔ ایرانی شمال شرقی است. گویشوران آن قوم پشتون می‌باشند و در افغانستان و پاکستان زندگی می‌کنند.

زبان پشتو در نواحی جنوبی و شرقی کشور افغانستان و قسمت شمال غربی پاکستان متداول است. گروهی از پشتو زبانان در بلوچستان و معدودی در چیترال و کشمیر و در کنار مرزهای ایران و افغانستان سکونت دارند.

هر چند زبانهای فارسی و عربی در این زبان نفوذ یافته، پشتو بسیاری از خصوصیات اصیل زبانهای ایرانی را حفظ کرده و خود لهجه‌های مختلف دارد مانند وزیری، آفریدی، پیشاوری، قندهاری، غلزه‌ای، بنوچی و غیره.

در قانون اساسی جدید افغانستان هر دو زبان رایج آن کشور، یعنی فارسی دری و پشتو به عنوان زبان‌های رسمی ملی پذیرفته شده‌است.

 الفبای پشتو

پراکندگی زبان‌های ایرانی در منطقه

در پشتو چهل و چهار حرف موجود است. در اینجا اما سه حرف ی که در صفحات کلید اینجا موجود نیست، نیامده‌اند. این ی‌ها با دو نقطه به زیر، با خط کشیدهٔ در انجام و با دو نقطه سر بسر در پایین نوشته می‌شوند.– آ – ا – ب – پ – ت – ټ – ث – ج – چ – ځ – څ – ح – خ – د – ډ – ذ – ر – ړ – ز – ژ – ږ – س – ش – ښ – ص – ض – ط – ظ – ع – غ – ف – ق – ک – ګ – ل – م – ن – ڼ – و – ه – ی

واج‌شناسی

زبان پشتو چه از نظر واج‌شناسی و چه از نظر ساختمان دستوری با دیگر زبان‌های ایرانی تفاوت‌هایی دارد. این زبان رابه دو گروه غربی (یا جنوب غربی) و شرقی (شمال شرقی) تقسیم می‌کنند. گویش مهم گروه غربی، گویش قندهاری است و در گروه شرقی گویش پیشاوری اهمیت دارد. اختلاف میان این دو گروه، هم در چگونگی ادای واکه‌ها و هم در برخی نکته‌های دستوری است. از جمله نام یا عنوان زبان که در قندهاری «پشتو» و در پیشاوری «پختو» تلفظ می‌شود.

پیشینهٔ نام

پشتو ظاهراً از لفظ پشتون یا پختون آمده‌است که نام قبیله‌ای از نژاد آریایی است. این زبان اصلاً جزء زبان‌های هندواروپائی است و با زبان‌های قدیم آریائی مانند سانسکریت و زند قرابت مستقیم دارد. این زبان منسوب به قوم پشتون است. لفظ پشتون در ریگ‌ودا پکهت (Paktas) آمده‌است. هرودوت مورخ یونانی آنرا پکتیس و پکتویس و سرزمین آن‌ها را پکتیکا ذکر کرده (در پشتو این نام پشتونخوا و Pashtunkhaw آمده‌است.) بطلمیوس هم آنرا پکتین نوشته‌است. بنابراین نام پشتو از همان پکهت – پکتویس – پکتین ساخته شده و پشتو و پختو تلفظ می‌شود.

 آثار ادبی زبان پشتو

نوشتار اصلی: ادبیات پشتو

آثار ادبی پیش از اسلام به این زبان بدست نیامده؛ ولی بعد از قرن اول هجری اشعار و منظوماتی موجود است که بر حیات ادبی این زبان در اوایل اسلام دلالت می‌کند. کتاب پته خزانه (گنجینهٔ پنهان) که به‌سال ۱۱۴۲ ه‍. ق. ۱۷۲۹ م. در قندهار نوشته شده به استناد کتاب‌های قدیمی پشتو برخی از منظومات و اشعار پشتو را که به قرن دوم هجری تعلق دارد نقل کرده‌است. البته اصالت این کتاب از سوی پژوهشگران در افغانستان و پاکستان رد شده است. عبدالحی حبیببی پژوهشگر افغان مدعی می شود که آن کتاب در 1322 بدست اش افتاده است، اما اکثر پشتو شناسان و مورخین نظریهء وی را رد نموده اند و آن را از جعلیات آقای عبدالحی حبیبی می دانند.[۱]

در طی قرون متمادی، پشتو تنها در گفتار به‌کار می‌رفته و آثار ادبی به این زبان بسیار اندک بوده‌است. تنها از سی چهل سال پیش بود که دولت افغانستان پشتو را زبان رسمی کشور قرار داد و از آن پس روزنامه، کتاب و آثار ادبی به این زبان پدید آمد و تدریس آن در آموزشگاه‌ها معمول شد.

قدیمی‌ترین شاعر پشتو که یک منظومهٔ حماسی، او را مؤلف کتاب پته خزانه به استناد تاریخ سوری نامیده امیر کرور (Krur) پسر امیر پولاد سوری است که به‌سال ۱۳۹ ه‍. ق./ ۷۵۶ م. در مندش غورامیر بود. اصالت این کتاب مورد تأیید حلقه‌های اکادمیک قرار ندارد. نویسندگانی در پیشاور پاکستان و افغانستان این کتاب را زیر سوال برده‌اند و در آن مواردی یافته اندکه حدس و گمان مبنی بر جعلی بودن «گنجینهٔ پنهان» رانزدیک به یقین می‌کند. از جمله در ذکر روزهای هفته و ماه‌ها. نویسندگان کتاب، از جمله عبدالحی حبیبی مرحوم گمان نمی‌کردند تقویمی به وجودبیاید که بتواند روزها و تاریخ‌های هزار سال پیش و هزار سال بعد را معین کند. اما امروز چنین تقویم‌هایی وجوددارند که بر اساس می‌توان جعل بودن این کتاب را ثابت کرد. مثلاً نویسنده کتاب می‌گوید: روز دوشنبه ۱۶ ربیع الاول فلان سال. وقتی به تقویم همانسال نگاه کنید، ۱۶ ربیع الاول سال مورد نظر نه دوشنبه که پنجشنبه‌است.

از شاعران دیگر پشتو می‌توان به خوشحال‌خان ختک (۱۶۱۳-۱۶۹۴)٬ عبدالرحمن بابا متولد به‌سال ۱۰۴۲ ه‍. ق./ ۱۶۳۲ م.٬ حمید مهمند متوفی در حدود سال ۱۶۹۰ م. و پیرمحمد کاکر متوفی در حدود سال ۱۷۷۰ م. اشاره کرد.

زبان پشتو پس از طی یک دورهٔ طولانی که نزد تحصیل‌کردگان در محاق بود در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم بیشتر در میان ملت افغان متداول و رایج شده و ادبیاتی پدید آورده‌است.

 سیاست احیای زبان پشتو

در دورهٔ محمد ظاهرشاه و پس از تدوین قانون اساسی در ۱۳۴۳ خورشیدی٬ رجال‌ سياسى‌ پشتون‌ به‌ سرپرستی رِشتِین‌ كوشيدند تا زبان‌ پشتو را به‌ عنوان‌ يگانه‌ زبان‌ رسمى‌ كشور در متن‌ قانون‌ اساسى‌ به‌ تصويب‌ رسانند، اما اعتراض‌ جدی‌ مردم‌ از يك‌سو، و دفاع‌ نمایندگان‌ فارسی‌زبان ‌قانون‌گذار از ديگرسو، از اين ‌امر جلوگیری‌ كرد. سرانجام‌، پشتونها پذيرفتند كه‌ رسميت‌ زبان‌های فارسى دری و پشتو را در قانون‌ اساسى‌ بگنجانند. بدين‌ترتيب‌، افغانستان‌ كشوری‌ دو زبانه‌ شد و امكانات‌ محدود مربوط به‌ زمينه‌های آموزش‌ و پرورش‌ و نيز قابليتهاي‌ مطبوعاتى‌ و استعدادهاي‌ فرهنگى‌ به‌ دو نيم‌ گرديد. نيمهٔ نخست‌ و سنگين‌تر آن‌ به‌ رشد زبان‌ و ادب‌ پشتو اختصاص‌ يافت‌ و نیمهٔ واپسین‌ و سبک‌تر آن‌ در راه‌ ادامهٔ حيات‌ زبان‌ و ادب‌ فارسی‌ دری‌ صرف‌ شد. [۲]

از این پس، در حقيقت‌ قابليتها و استعدادهای‌ محدود اقتصادی‌، ادبی و فرهنگی‌ كشور، صرف‌ طرح‌ و عرضهٔ مفهومى‌ واحد با دو صورت‌ زبانی گرديد و نتيجهٔ آن‌ رخداد این‌ شد كه‌ از یک‌ سوی‌، ادب‌ فارسی‌ دری‌ سیر طبيعی‌ و معمولی‌ خود را از دست‌ داد و از دیگر سوی‌، پاره‌ای‌ از استعدادهای‌ واژگانی فارسى‌ در افغانستان‌ مختل‌ گرديد و از قوه‌ به‌ فعل‌ نرسید و واژه‌های پشتو بر آن‌ تحمیل‌ شد و وجه‌ زیبای‌ شناختی آن‌ مخدوش‌ و مغشوش‌ گرديد. [۳]

منابع

  1. گنــج بـاد آورده: «پته خزانه» در زير ذره بين تحقيق و بررسي
  2. وبگاه دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، سرواژهٔ "افغانستان" ذیل ادبیات‌ فارسی‌ در افغانستان
  3. مایل‌ هروی‌، سایه‌، ۱۴۰-۱۴۱
  • فرهنگ جهانگیری
  • مقالهٔ عبدالحی حبیبی در سالنامهٔ کابل سال ۱۳۲۵ – ۱۳۲۶ ه‍. ش. ص ۲۴۸ به‌بعد