کورش کبير و 28 سال پادشاهي پرافتخارش
همسر کورش ملکه ايران و آسيا :
کورش در طول زندگي خود فقط يک زن اختيار کرد و او کاساندان نام داشت دختر فرناسپه از شاهدختان خاندان هخامنشي . کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از - او کورش در اندوهي فراوان ماند و براي هميشه و به احترام همسرش تنهايي را برگزيد ( به نقل از هرودوت تاريخ نويس يوناني ) . در زمان کورش خشکيهاي شناخته شده روي زمين 50 ميليون کيلومتر مربع بوده است . از 148.822 ميليون کيليومتر مربع کنوني . که از اين 50 ميليون کيلومتر مربع تنها 11 ميليون آن جهان متمدن بوده است و بقيه آن وجود مادي نداشته است که کورش شاهنشاه بزرگ ايران زمين موفق شده بوده از اين 11 ميليون کيليومتر مربع جهان متمدن آن زمان 8 ميليون کيليومتر مربع را از آن ايران کند و خود پادشاهي شود که بر 8 ميليون کيليومتر مربع حکمراني ميکرد . او پس از 28 سال سلطنت پر افتخار در راه سر افرازي وطتش ايران زمين کشته شد .
معتبرترين سند در باره مرگ کورش هرودوت است که تاريخ تمدن ويل دورانت نيز از آن اقتباس کرده است . طبق گفته هاي هرودوت : کوروش در اواخر عمر براي آرام کردن نواحي شرقي کشور که در جريان فتوحاتي که او در مغرب زمين داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسايگان شرقي قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگيده است. بسياري از مورخين ، علت مرگ کوروش را کشته شدنش در جنگي که با قبيله ماساژتها ( يا به قولي سکاها ) کرده است دانسته اند. ابراهيم باستاني پاريزي در مقدمه اي که بر ترجمه ي کتاب « ذوالقرنين يا کوروش کبير » نوشته است ، آنچه بر پيکر کوروش پس از مرگ مي گذرد را اينچنين شرح مي دهد :
سرنوشت جسد کوروش در سرزمين سكاها خود بحثي ديگر دارد. بر اثر حمله ي كمبوجيه به مصر و قتل او در راه مصر ، اوضاع پايتخت پريشان شد تا داريوش روي كار آمد و با شورش هاي داخلي جنگيد و همه ي شهرهاي مهم يعني بابل و همدان و پارس و ولايات شمالي و غربي و مصر را آرام كرد. روايتي بس موثر هست كه پس از بيست سال كه از مرگ کوروش مي گذشت به فرمان داريوش ، جنازه ي کوروش را بدينگونه به پارس نقل كردند.
خاکسپاري کورش کبير :
شش ساعت قبل از ورود جنازه به شهر پرسپوليس ( تخت جمشيد ) ، داريوش با درباريان تا بيرون شهر به استقبال جنازه رفتند و جنازه را آوردند. نوزاندگان در پيشاپيش مشايعين جنازه ، آهنگهاي غم انگيزي مي نواختند ، پشت سر آنان پيلان و شتران سپاه و سپس سه هزارتن از سربازان بدون سلاح راه مي پيمودند ، در اين جمع سرداران پيري كه در جنگهاي کوروش شركت داشته بودند نيز حركت مي كردند. پشت سر آنان گردونه ي باشكوه سلطنتي کوروش كه داراي چهار مال بند بود و هشت اسب سپيد با دهانه يراق طلا بدان بسته بودند پيش مي آمدند. جسد بر روي اين ردونه قرار داشت. محافظان جسد و قراولان خاصه بر گرد جنازه حركت مي كردند. سرودهاي خاص خورشيد و بهرام مي خواندند و هر چند قدم يك بار مي ايستادند و بخور مي سوزاندند. تابوت طلائي در وسط گردونه قرار داشت. تاج شاهنشاهي بر روي تابوت مي درخشيد ، خروسي بر بالاي گردونه پر و بال زنان قرار داده شده بود – اين علامت مخصوص و شعار نيروهاي جنگي کوروش بوده است. پس از آن سپهسالار بر گردونه جنگي ( رتهه ) سوار بود و درفش خاص کوروش را در دست داشت. بعد از آن اشيا و اثاثيه ي زرين و نفايس و ذخايري كه مخصوص کوروش بود – يك تاك از زر و مقداري ظروف و جامه هاي زرين – حركت مي دادند . همين كه نزديك شهر رسيدند داريوش ايستاد و مشايعين را امر به توقف داد و خود با چهره اي اندوهناك ، آرام بر فراز گردونه رفت و بر تابوت بوسه زد ؛ همه ي حاضران خاموش بودند و نفس ها حبس گرديده بود. به فرمان داريوش دروازه هاي قصر شاهي ( تخت جمشيد ) را گشودند و جنازه را به قصر خاص بردند. تا سه شبانه روز مردم با احترام از برابر پيكر کوروش مي گذشتند و تاجهاي گل نثار مي كردند و موبدان سرودهاي مذهبي مي خواندند. روز سوم كه اشعه ي زرين آفتاب بر برج و باروهاي كاخ باعظمت هخامنشي تابيد ، با همان تشريفات جنازه را به طرف پاسارگاد – شهري كه مورد علاقه ي خاص کوروش بود - حركت دادند. بسياري از مردم دهات و قبايل پارسي براي شركت در اين مراسم سوگواري بر سر راهها آمده بودند و گل و عود نثار مي كردند. در كنار رودخانه ي کوروش ( كر) مرغزاري مصفا و خرم بود. در ميان شاخه هاي درختان سبز و خرم آن بناي چهار گوشي ساخته بودند كه ديوارهاي آن از سنگ بود.
هنگامي كه پيكر کوروش به خاك مي سپردند ، پيران سالخورده و جوانان دلير ، يكصدا به عزاي سردار خود پرداختند. در دخمه مسدود شد ، ولي هنوز چشمها بدان دوخته بود و كسي از فرط اندوه به خود نمي آمد كه از آن جا ديده بردوزد. به اصرار داريوش ، مشايعين پس از اجراي مراسم مذهبي همگي بازگشتند و تنها چند موبد براي اجراي مراسم مذهبي باقي ماندند.
درباره کورش کبير بزرگان چه گفته اند :
کورش در تورات :
خداوند درباره کورش مي گويد که او شبان من است و هر چه او کند آن است که من خواسته ام . منم ( خداوند ) که او ( کورش ) را از جانب مشرق بر انگيختم تا عدالت را روي زمين برقرار کند . من امتها را تسليم وي ميکنم و او را بر پادشاهان سروري ميبخشم و ايشان را مثل غبار به شمشير وي و مانند کاهي که پراکنده شود به کمال او تسليم مي کنم . من کورش را به عدالت بر انگيختم و تمامي راهها را در پيش رويش استوار خواهم ساخت . منم که شاهين خود را ( کورش ) را از جانب مشرق فرا خواندم و دوران عدالت را نزديک آوردم . خداوند کورش را برگزيد و فرماندار جهانش کرده است . بازوي او را بر کلدانيها فرو خواهد آورد و راه او را همجه هموار خواهد ساخت . در سال اول سلطنت کورش پادشاه پارس کلام خدا کامل شد . خداوند روح کورش پادشاه فارس را برانگيخت تا در تمامي سرزمينها خود فرماني صادر کند که ( يهوه ) خداي آسمانها تمام ممالک زمين را بر من داده است و امر داده است خانه براي او در اورشليم بنا کنم .
پرفسور گيريشمن :
باستان شناس فرانسوي ميگويد کمتر پادشاهي است که پس از خود چنين نام نيکي باقي گذاشته باشد . کورش سرداري بزرگ و نيکوخواه بود . او آنقدر خردمند بود که هر زماني کشور تازه اي را تسخير مي کرد به آنها آزادي مذهب ميداد و فرمانرواي جديد را از بين بوميان آن سرزيمن انتخاب مينمود . او شهر ها را ويران نمي نمود و قتل عام و کشتار نمي کرد . ايرانيان کورش را پدر و يونانيان که سرزمينشان بوسيله کورش تسخير شده بود وي را سرور و قانونگذار مي ناميدند و يهوديان او را مسيح خداوند مي خوانند
کنت دوگوبينو سفير اسبق فرانسه در تهران :
تا کنون هيچ انساني موفق نشده است اثري را که کورش در تاريخ جهان باقي گذاشت - در افکار ميليونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان ميدارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر انها قرار دارد . و تا کنون کسي در جهان بوجود نيامده است که بتواند با او برابري کند و او همانطور که در کتابهاي ما آمده است مسيح خداوند است .
افلاطون :
کورش سرداري بزرگ بود . در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملتهاي ديگر فرمانروايي مي نمودند . بعلاوه او به همه مللي که زير فرمانروايي او بودند آزادي مي بخشيد و همه او را ستايش مينمودند . سربازان او پيوسته براي وي آماده جانفشاني بودند و به خاطر او از هر خطري استقبال ميکردند .
ويل دورانت :
تاريخ نويس نامدار آمريکايي . کورش از افرادي بوده که براي فرمانروايي آفريده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در کشور گشايي حيرت انگيز بود . او با شکست خوردگان با جوانمردي و بزرگواري برخورد مي نمود . بهمين دليل يونانيان درباره او داستهاي بيشماري نوشته اند و او را بزرگترين جهان قهرمان پيش از اسکندر مينامند . او کرزوس را پس از شکست از سوختن در ميان هيزمهاي آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و يهوديان در بند را آزاد نمود .
کلمان هوار - خاورشناس بزرگ فرانسوي :
در سال 558 قبل از ميلاد بر تخت پادشاهي ايران جلوس کرد . وي با فتوحاتي ناگهاني و شگفت انگيز امپرتوري و شاهنشاهي پهناوري را از خود بر جاي گذاشت که تا آن روزگار کسي به دنيا نديده بود . کورش سرداربزرگ و سرآمد دنياي آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطيع خود کرد . او اولين دولت مقتدر و منظم را در جهان پايه ريزي کرد . براي احترام به مردمان کشورهاي ديگر معابدشان را بازسازي کرد . وي پيرو دين يکتا پرستي مزديسنا زرتشت بود . ولي به هيچ عنوان دين خود را بر ملل مغلوب تحميل ننمود .
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 16:52 توسط بهنام پارسی
|
درود بر هموطن و بازدید کننده گرامی من بهنام پارسی یکی از بسیار سربازان کورش هستم به اتاق زمان خوش آمدید من سعی دارم شمارو با این اتاق به گذشته برده و اطلاعاتی را در مورد ایران عزیز تر از جانم را به شما بدهم و شما من رو با نظرهای خودتون همراه کنید