خلیل سلطان
|
|
روی کار آمدن
هرچند تیمور گورکان در وصیتى پیر محمد پسر میرزا جهانگیر را ولیعهد خویش کرد، در هنگام مرگ تیمور، او دور از پایتخت ـ یعنی سمرقند ـ و در حدود غزنین بود، از این رو بهرغم علاقهاى که سرداران تیمور نسبت به اجراى واپسین خواست او نشان مىدادند، مجالى براى اجرای این وصیت پیدا نشد.[۲] پیرمحمد، در قندهار بود و نتوانست بهموقع به سمرقند برسد. برخی از امیران تیمور، به بهانهٔ عملی کردن نقشهٔ لشکرکشی تیمور به چین، خلیل سلطان را که در تاشکند بود، بر تخت نشاندند [۳] [۴]. بهاین ترتیب خلیل سلطان که برجای تیمور موقتاٌ حکومت میکرد حاضر به رها کردن حکومت نشد و دولت موقت را به یک دولت دائم مبدل کرد.[۵]
این امر نارضایتى را در بین سرداران و امیران تیمورى پدید آورد به طورى که بنا به دعوت آنها، شاهرخ پسر تیمور به سمرقند لشکر کشید. در همین زمان ، درگیری و کشمکش میان مدعیان حکومت ، یعنی پسران عمرشیخ (رستم، اسکندر، پیرمحمد و بایقَرا) و پسران میرانشاه (عمر و ابابکر و خلیل سلطان) آغاز شد [۶][۷]. شاهرخ با اینکه بسیاری از امیران ، همچون امیرشاه ملک و حاکمان محلی، از او حمایت می کردند، از درگیری مستقیم با افراد خاندانش اجتناب کرد و به سروسامان دادن هرات مشغول شد. به این ترتیب مصالحهاى در این بین انجام گرفت که کار به جنگ و نزاع نکشید. هرچند ناخرسندى امیران از سلطنت خلیل سلطان موقتاٌ خاتمه پیدا کرد. زیرا سلطنت او در واقع یک فرمانروایى نبود، بلکه یک عیاشى و خوش گذرانی پیوسته بود. طبیعی بود دوام این شیوه فرمانروایى که عارى از هر گونه مسئولیت است، غیر ممکن خواهد بود. خصوصا که محیط آن دوره، آشفته، ناآرام و پر از مدعیان سلطنت بود.[۵]
عزل و حبس
میرزا خلیل، جوانى عاشق پیشه، شاعر، و لاابالى بود. او در سمرقند به عشق نوازندهاى به نام «شاد ملک» گرفتار شد که این عشق به حد جنون رسید. به طورى که با زنان تیمور که به عنوان حرم صاحبقران در دربار مورد احترام بودند، بد رفتارى پیشه کرد و امراى تیمور را هم که طرز زندگى او را نمىپسندیدند، از خود مأیوس و ناخشنود ساخت.[۵]
به زودی خلیل سلطان با مخالفت سایر امیرانِ قدرتمند تیمور، از جمله امیرشاه ملک و امیرشیخ نورالدین، و دیگر مدعیان حکومت روبرو شد. نخستین فرد از خاندان تیمور که مخالفت جدّی خود را با او آشکار کرد، سلطان حسین، نبیرهٔ دختری تیمور، والی ماورای سیحون بود [۸] [۹] اما نتوانست حمایت لشکریان را جلب کند و ناگزیر به شاهرخ پیوست و سپس در هرات به دستور او به قتل رسید [۱۰] [۱۱]. شاهرخ در هرات خود را وارث تخت پدر نامید و به سبب اقتدار و کفایتش توانست تا اندازه ای بر دیگر مدعیان چیره شود. پیرمحمد در شیراز، بر خلاف برادرانش، حمایتش را از شاهرخ که ناپدری اش نیز بود، اعلام کرد [۱۲] [۱۳] [۱۴].
از طرفی در تبریز و اصفهان و شیراز و کرمان و سبزوار، به سبب بی کفایتی خلیل سلطان و درگیری مدعیان جانشینی، آشوب شده بود [۱۵]. خلیل سلطان پس از چهار سال حکومت در سمرقند و از بین بردن خزاین تیمور، گرفتار خدایداد حسینی، والی ماورای سیحون، شد [۱۶] [۱۷]. بالاخره خلیل سلطان به دست یکى از امیران خویش معزول و محبوس شد و خان کاشغر بر آن سرزمین حاکم شد.«812 ق / 1409 م»[۵] شاهرخ در 811 به ماوراءالنهر لشکر کشید، خدایداد را کشت و خلیل سلطان را پس از رهایی به ری فرستاد و سمرقند را به اُلُغبیگ داد [۱۸].
درگذشت
شاهرخ به همین خاطر خلیل سلطان را به حکومت جبال (یا ری) فرستاد. به علاوه شاد ملک، معشوقه میرزا خلیل هم تنبیه و تبعید شد، که ظاهراً چندى بعد به خلیل سلطان پیوست. تا این که خلیل سلطان در حالى که در رى همچنان به خوشباشى و عیاشى سر مىکرد در آن جا بیمار شد و عاقبت در سال 814 ق / 1411 م درگذشت.[۱۹] محبوبه وفادارش، شاد ملک، که در همان دقایق بر بالین او حاضر شده بود، در کنار پیکر بى جان خلیل، خود را با دشنهاى که در دست داشت هلاک کرد. سرانجام آن دو ، به امر شاهرخ در همان شهر و در یک مقبره به خاک سپرده شدند.[۵]
پانویس
- ↑ ویکی پدیای انگلیسی، دانشنامه آزاد
- ↑ دانشنامه رشد، جانشینان تیمور
- ↑ تاج السلمانی، گ 42 پ، 46 ر
- ↑ شرف الدین علی یزدی ، ج 2، ص 473، 477ـ479
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ دانشنامه رشد، نوادگان تیمور
- ↑ حافظ ابرو، ج 3، 73ـ 78
- ↑ میرخواند، ج 6، ص 504 ـ520
- ↑ ابن عربشاه، ص 251
- ↑ شرف الدین علی یزدی، ج 2، ص 483
- ↑ حافظ ابرو، ج 3، ص 82 ـ 88
- ↑ میرخواند، ج 6، ص 523 ـ524
- ↑ حافظ ابرو، ج 3، ص 1ـ2، 43ـ45
- ↑ شرف الدین علی یزدی، ج 2، ص 511
- ↑ میرخواند، ج 6، ص 498ـ 501، 520 ـ521
- ↑ حافظ ابرو، ج 3، ص 25ـ30
- ↑ تاج السلمانی ، گ 176 پ
- ↑ شرف الدین علی یزدی، ج 2، ص 511
- ↑ دولتشاه سمرقندی ، ص 354ـ356
- ↑ حافظ ابرو، ج 3، ص 228، 341ـ342، 437
منابع
- دانشنامه رشد، نوادگان تیمور
- رازپوش، شهناز، دانشنامه جهان اسلام، تیموریان
- دانشنامه رشد، جانشینان تیمور
- دانشنامه رشد، تیمور لنگ
- ویکی پدیای انگلیسی، دانشنامه آزاد
- یزدی، شرف الدین علی، ظفرنامه: تاریخ عمومی مفصّل ایران در دورهٔ تیموریان، چاپ محمد عباسی، تهران 1336
- غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افرادالبشر، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1362 ش
- ابن عربشاه، زندگانی شگفت آور تیمور
- تاج السلمانی، شمس الحسن، ج 8، چاپ عکسی از نسخهٔ خطی کتابخانة لالااسماعیل افندی، ش 304، با ترجمة آلمانی از هانس روبرت رومر، ویسبادن 1955
- عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، زبدة التواریخ، چاپ کمال حاج سیدجوادی ، تهران 1380 ش
- دولتشاه سمرقندی، کتاب تذکرة الشعراء، چاپ ادوارد براون، لندن 1318/1901
درود بر هموطن و بازدید کننده گرامی من بهنام پارسی یکی از بسیار سربازان کورش هستم به اتاق زمان خوش آمدید من سعی دارم شمارو با این اتاق به گذشته برده و اطلاعاتی را در مورد ایران عزیز تر از جانم را به شما بدهم و شما من رو با نظرهای خودتون همراه کنید