ریشه و معنای نام

در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین‌رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین» است. بیشتر از ده شکل برای نام زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، زارهشت، زرادشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زره‌دست و زره‌هشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر می‌نامد.[۱]

از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز، معانی بسیاری برای واژه زرتشت گفته‌اند.آنچه که مشخص است این است که این نام مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.البته بیش‌تر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند. کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمده‌است ولی این‌که چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شده‌است.[۲]

در جزء دوم این نام اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که نام وی با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی می‌دهد و به همان معنی است که امروز در فارسی می‌باشد[۳] .برای نمونه فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.گاه نیز نام خانوادگی که سپیتمه است، افزوده می‌شود و به صورت زرتشتر سپیتمه یاد می‌شود. البته این نام خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان می‌گویند[۴] که به معنی خاندان سفید است [۵].نام پدر زرتشت پوروش اسپ بوده[۶] که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را می‌دهد[۷].

 در بین یونانیان

در زبان یونانی استرا(ástra) به معنی ستاره‌ها و زوروس(zōrós) به معنی ضعیف نشده است.این کهن‌ترین معنی نسبت داده شده در زبان یونانی است. [۸] دینون یونانی آن‌را به «ستاینده ستاره» ترجمه کرده‌است.بارتولومه جزء نخست را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کرده‌است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کرده‌است. امروزه در منابع اروپایی، به پیروی از زبان یونانی، نام او زرواستر خوانده می‌شود.

 زمان زرتشت

زمان ظهور زرتشت، با همه‌ی پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پرده‌ی ابهام است. زادروز زرتشت‌ را در فاصله‌ی‌ میان ۶۰۰ تا ۶۰۰۰ سال‌ پیش‌ از میلاد مسیح‌ گفته‌اند.[۹] معروف است که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بوده‌است [نیازمند منبع] اما در متون پهلوی مانند گزیده‌های زادسپرم، فصل ۲۵، زایش زرتشت در آخرین روز اسفند و هنگام نوروز یاد شده است[۱۰]. درباره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد.

روایات‌ ایرانی، که‌ برپایه‌ی منابع‌ پهلوی مانند بندهشن‌ و اردای‌ ویرافنامه تکیه‌ دارند و پس‌ از زوال‌ نفوذ آیین زرتشت‌، یعنی‌ ۲۰۰۰ سال‌ پس‌ از زمان‌ زندگی‌ او، نوشته‌ شده‌اند، میلاد زرتشت‌ را سه‌ قرن‌ پیش از اسکندر مقدونی‌ می‌دانند.[۱۱] این‌ روایت‌ موهوم‌ به‌ وسیله‌ی بیرونی و مسعودی و دیگر نویسندگان‌ اسلامی‌ پایدار ماند و تا قرن‌ گذشته‌ نیز اعتبار خود را حفظ‌ کرد.

ارسطو و اودوکسوس‌ و هرمی‌ پوس‌ نوشته‌اند که‌ زرتشت‌ پنج‌ هزار سال‌ پیش‌ از جنگ‌ تروا می‌زیسته‌ است‌. دیوجانس‌ لائرتیوس‌ نیز به روایت از‌ هردمودروس‌ و کسانتوس‌ همین‌ دیدگاه را بازگو کرده‌است.[۱۲]


الف - در روایات سنتی

در اوستای قدیم به زمان ظهور زرتشت اشاره‌ای نشده است. اما این مطلب، در دو رساله‌ی معروف پهلوی، یعنی بندهشن (کتاب آفرینش) و ارداویرافنامه، که هر دو در سده‌ی نهم و دهم میلادی تنطیم شده‌اند، مورد بحث قرار گرفته است. در کتاب بندهشن آمده است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویرافنامه، بعثت زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰ پیش از میلاد به پارس حمله کرده است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد خواهد شد.[۱۳]

مورخان دوره‌ی اسلامی مانند مسعودی و بیرونی، که جز منابع پهلوی اطلاعات دیگری در دست نداشتند، بعثت زرتشت را ۲۵۸ سال قبل از حمله اسکندر ذکر کرده و آن را ۵۵۸ پیش از میلاد دانسته‌اند.[۱۴]


ب - در منابع یونانی

نخستین مورخ یونانی که از زرتشت نام برده و زمانش را تعیین کرده است، خسانتوس لیدیایی می باشد که در قرن پنجم پیش از میلاد می زیست[۱۵]

از سوی دیگر ارسطو و اودوكسوس‌ و هرمی‌ پوس‌ می‌نويسند كه‌ زرتشت‌ پنج‌ هزار سال‌ پيش‌ از جنگ‌ تروا می‌زيسته‌ است‌. ديوجانس‌ لائرتيوس‌ از قول‌ هردمودروس‌ و كسانتوس‌ همين‌ نظر را نقل‌ می‌كند. از سوی ديگر، ديودووروس‌ اريتريايی و آريستو كسنوس‌می‌گويند كه‌ فيثاغورس‌ يكی از شاگردان‌ زرتشت‌ بوده‌‌است‌. از اين‌رو پلينیبه‌ حق‌ شک دارد كه‌ زرتشت‌ خود نام‌ يك‌ تن‌ بوده‌ يا چند تن‌ ديگر نيز همین‌ نام‌ را داشته‌اند.

پس‌ از زرتشت‌، جانشينان‌ او كه‌ در ری‌ ، واقع‌ در سرزمين‌ ماد، برترين‌ مسند روحانی دين‌ زرتشت‌ را در دست‌ داشتند زراتشتر اتما يعنی زرتشت‌ واران‌ ناميده‌ شدند[نیازمند منبع].


ج - در نظر پارسیان هند

نظر سوم دربارهٔ زمان زرتشت، متعلق به اکثر محققان و دانشمندان پارسی هند نظیر پروفسور جمشید جی کاتراک می‌باشد که زادروز زرتشت را با استدلال‌های بسیار نیرومند و مستند، حدود ۶۶۰۰ پیش از میلاد ذکر کرده‌اند.[۱۶]


د - در نظر خاورشناسان و اوستاشناسان

صراحت و قطعیتی که روایات سنتی به تثبیت دوره‌ی زندگی زرتشت در سیصد سال پیش از اسکندر داده‌اند، سبب شد که خاورشناسان نامی، نظیر: یوستی، گلدنر، وست، و ویلیامز جکسون این تاریخ را تقریباً نزدیک به تحقیق بدانند.[۱۷]

از آن‌جا که بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، مبنای کار را روی مقارن بودن زرتشت با ویشتاسب، پدر داریوش و براساس زمان حمله اسکندر به ایران قرار داده‌اند، نتیجه کار آنها یکسان است. چنان که هرتل و هرتسفلد که از شباهت اسمی استفاده کرده، پدر داریوش را با ویشتاسپ یکی دانسته‌اند، ناگزیر، زمان زرتشت را سال ۵۰۰ پیش از میلاد می پندارند.[۱۸]

البته زمان پیدایش آیین زرتشتی، به هیچ وجه در روایات سنتی پهلوی قابل اعتماد نیست. چون، با توجه به این که همه مورخانی که زمان زرتشت را بین شش تا هفت هزار سال پیش از میلاد ذکر کرده اند، در عهد هخامنشی و یا در دوره‌ی اسکندر می‌زیستند، اگر زرتشت در دوران هخامنشیان ظهور می‌کرد، باید آن‌ها از آن اطلاع می‌داشتند. حتا ادعا شده است که اودُخوس و برخی دیگر، ۲۱ نسک اوستا را هم مطالعه کرده بودند.[۱۹] با این وجود، چطور ممکن است هردودت، مورخ سرشناس یونان که مقارن داریوش بزرگ می‌زیسته است، از معاصر بودن زرتشت و پدر داریوش، آگاه نبوده باشد و یا اگر بوده، در امر به این مهمی به سکوت گذرانده است؟![۲۰]

بنابر این، اصرار دانشمندانی مانند، هنينگ، هرتسفلد، هرتل و زهنر روی این مسأله قانع کننده نیست!

از سوی دیگر، وندیشمن، ویلیام‌ گیگر، تیل، الدنبرگ، بارتولومه، ادوارد مایر، کریستن سن، مری بویس، ابراهیم پورداود و شاپور کاووسجی روایات سنتی را از همه جهات با دلایل قاطعی رد کرده اند. [۲۱]

بررسی‌هايی‌ كه‌ در صد و پنجاه‌ سال‌ پیش، نخست‌ در اروپا و پس‌ از آن‌ در آمريكا در زمينه‌ی ادبيات‌ و مذاهب‌ و زبان‌های خاوری‌ انجام شده، این موضوع را مورد بررسی قرار داده‌است. زبان‌ اوستايی خويشاوند زبان‌ سانسكريت‌ است‌. گاتاها يا سرودهای مقدسی كه‌ به‌دست زرتشت‌ ساخته‌ شده‌اند، طنينی عتيق‌ همانند سرودهای‌ ريگ‌ - ودا، دارند. همچنين‌ نزديكی‌ محسوسی‌ میان دستور زبان‌ و وزن‌ و سبك‌ سرودهای‌ ريگ‌ - ودا ، و دستور زبان‌ و وزن‌ و سبك‌ گاتاهای زرتشت‌ موجود است‌، و در حقيقت‌ ساختمان‌ صرفی‌ زبان‌ گاتاها از ساختمان‌ صرفی‌ سرودهای ريگ‌ - ودا، ابتدایی‌تر و ساده‌تر است‌. در هر حال‌ اكنون‌ اين‌ دیدگاه وجود دارد كه‌ تصنيف‌ گاتاها نمی‌تواند به‌ طور جداگانه‌ و در يك‌ فاصله‌ زمانی دور از زمان‌ تصنيف‌ وداها صورت‌ گرفته‌ باشد، و عصر زرتشت‌ را حداقل‌ يك‌ هزار سال‌ پیش از مسيح‌ می‌دانند.

 خاستگاه زرتشت

از این پیامبر ایرانی‌ در یشت‌های‌ کهن‌ سخن‌ می‌آید که‌ در «ایران‌ویج (اَریّانَ و یَوچَه)» در ساحل‌ رود «دائیتی» در سرزمین‌ قبایل‌ ایرانی‌ زاده شد. در زامیادیشت‌ زیستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحیه‌ ئی می‌داند که‌ در آن‌ دریاچه‌ «کوسَویّ» (که ممکن است همان دریاچه هامون باشد) است‌. به هر تقدیر ناحیه‌ «ایران‌ویج» گاه‌ خوارزم[۲۲] پنداشته‌ می‌شود و گاه‌ آن را آذربایجان‌[۲۳] و بعضاً به سبب مراسمی‌ مذهبی‌ که‌ در ستایش‌ «اَرُدویسورااناهیتا» می‌شود آن را در سیستان[۲۴] ذکر کرده‌اند.همچنین هندشناسانی مانند مایکل ویتزل سرزمین اصلی وی را کوهستان های سرد افغانستان مرکزی دانسته‌اند[۲۵].در هر صورت زرتشت‌ از سرزمینی‌ کهنی‌ برخاست‌ که‌ مردمانش‌ آریایی‌ بودند.

تبار و خانواده زرتشت

مسعودی ضمن بیان سلسله نسب زرتشت، جد پدری زرتشت را فردی به نام پورشسف دانسته است . مادر او دُغدو و پدر وی پوروش اسپ نام داشتند[۲۶]. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان (زرتوشتره سپیتامه) بود[۲۷] . پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندانی نژاده و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آن‌هاست.[۲۸]

زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده است؛ زن سوم او هووی نام داشته، از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتره (فرشوشتر) بوده است.

زن نخست او پسری به نام ایسَت‌واسْتَرَه و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پورچیستا داشت.[۲۹] در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسپه (جاماسب) می نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده؛[۳۰] و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته است.[۳۱]

نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیوی مانگهه (میدیو ماه) بود، که فروردین یشت[۳۲] از او نام می برد. وی در روایات سنتی، پسر عموی زرتشت به شمار آمده است.[۳۳]

هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم، رئیس طبقه‌ی برزیگران بوده‌است[نیازمند منبع].

لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمده‌است صفت یا عنوان پیغمبر می‌باشد. به طوری که در اکثر جاهای اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از آن نیست که آفریده‌ای از جانب آفریدگار بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از دودمان مه‌آبادیان نامیده‌اند[نیازمند منبع].

 زندگی زرتشت

روایت باستانی بر آن است که زرتشت در سن پانزده‌سالگی نزد آموزگاری به شاگردی پرداخت و از او کشتی دریافت کرد. [۳۴] پس از اعلام پیامبری، زرتشت به شمال خاوری ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ کوچ کرد. در آن‌جا از گشتاسب خواست تا به آیین وی درآید؛ گشتاسب پس از مشورت با جاماسپ و فرشوشتر آیین تازه را پذیرفت.[۳۵] و زرتشت توانست دین خود را گسترش دهد.

 دشمنان زرتشت

گاتاها از برخی دشمنان شخصی زرتشت، مانند بندو و گرهمه نام می‌برد[۳۶] که همیشه مانعی در برابر او بودند[۳۷]. بنابراین، وی از قبیله خود می گریزد[۳۸] و به کی گشتاسب، فرمانروای بلخ، پناه می برد.[۳۹] در قسمتی از سرودها، نام کاوی، کرپان و اوسیج یک‌جا در زمره دشمنان آیین زرتشتی آمده‌است.[۴۰] دیگر از دشمنان که پیامبر از وی یاد می‌کند، مردی به نام بندوه است[۴۱] بندوه سمت کهانت و روحانیت داشته‌است.[۴۲] گرهما نیز، از دیویسنان و کاهنان آیین قدیم بوده‌است. در گاثاها، از دشمنی به نام گئوتاما نیز نام برده شده‌است. دشمنان زرتشت بر اساس این آیین کسانی هستند که از کشاورزی گریزان بوده و به شکارورزی علاقه‌مند بودند؛ و گاوها را قربانی کرده و یا به آن‌ها آسیب می‌رساندند؛ گروهی دیگر نیز کسانی که دست از آیین کهن بازنداشته بودند.

 کشته شدن زرتشت

زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه (به نقل از متن پهلوی زادسپرم) در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد[۴۳].

فحوای کلام شاهنامه فردوسی دلالت بر مرگ توأم با خشونت زرتشت، در هنگام حمله‌ی ارجاسب به بلخ، در این شهر می کند.[۴۴]

از آنجا به بلخ آمد سپاه جهان شد ز تاراج و کشتن سیاه
نهادند سر سوی آتشکده بر آن کاخ و ایوان زرآژده
همه زند و اّستا همی سوختند چه پر مایه تر بود بر توختند
ورا هیربد بود هشتاد مرد زبانشان ز یزدان پر از یاد کرد
همه پیش آتش بکشتندشان ره بندگی بسر نوشندشان
ز خونشان بمرد آتش زردهشت ندانم چرا هیربد را بکشت

زرتشت در هنگام یورش ناگهانی قبایل تور در بلخ به دست یک تورانی کشته شد.[۴۵] در کتاب های پهلوی نام قاتل وی توربرادروش یادشده است.[۴۶]

 فلسفه زردتشت

چنين گفت زرتشت: «سخن‌ها را بشنويد و با انديشه روشن در آن‌ها بنگريد و راهی را که بايد در پيش گيريد برای خود برگزينيد، از آن دو مينوی همزادی که در آغاز آفرينش در انديشه و انگار پديدار شدند، يکی نيکی را می‌نماياند و ديگری بدی را؛ و ميان اين دو، دانا راستی را برمی‌گزيند و نادان دروغ را»[۴۷]

وی در الهام‌های خود گیتی را ستیزی کیهانی بین اشا (درستی-برای توضیحات بیشتر توضیحات را ببنید) و دروغ می‌بیند.مفهوم اصلی اشا (که بسیار ظریف و تفسیر آن فقط به طور مبهم ممکن است) بنیاد تمام عقیده‌های دیگر زردتشتی مانند اهورامزدا٫ خلقت ٬ وجودیت ٬ و اراده آزاد است.این مفهوم بزرگ‌ترین اهدایی است که زردتشت به فلسفه دینی کرده است. دلیل آفرینش انسان مانند دیگر آفرینش‌ها نگهداری از درستی است .این هدف با مشارکت زنده در زندگی و گفتار ٬ پندار و کردار نیک دست یافتنی خواهد شد. عنصر‌های فلسفه زردتشت از طریق تاثیر آن بر یهودیت و افلاطون گرایی میانی وارد فلسفه غرب شده است و به عنوان یکی از نخستین وقایع کلیدی در پیشرفت فلسفه شناخته می شود.[۴۸] [۴۹]

 شناخت غربی ها از زردتشت

 دوره کلاسیک باستان

هرچند یونانیان به طور کل زرتشت را پیامبر و بنیان گذار آیین پارسیان می دانستند بقیه پنداره هایشان بیشتر خیالی بود.[۵۰] یونانیان زمان وی را ۶۰۰۰ سال قبل از زمان خود می پنداشتند و وی را شاه باختر یا كلده (گاهی آموزگار کلدیان) و دارای زندگی نامه عادی دانایی فیثاغورس گرا تصور می کردند. مهم تر از همه ٫ پنداره آن ها از وی یک ساحر و ستاره شناس و خالق جادو و ستاره شناسی بود.با توجه با پنداره آن ها مقدار بسیاری نوشته ها به وی نسبت داده شده بود که در تمام دنیای دریای مدیترانه منتشر شده بود.[۵۱]

[ بعد از دوره کلاسیک باستان

زردتشت از دیدگاه آیین های دیگر

 از دیدگاه اسلام

از آنجا که اسلام، صریحاً ایمان به پیامبران گذشته را همردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده است[۵۲]، زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده است. چنان که قرآن، در سورهٔ حج، آیهٔ ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیده است و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آورده است.

آیه ۲۹ سورهٔ توبه نیز بر این امر گواه است. در برخی احادیث اسلامی از زرادشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده است.[۵۳] بنابر این، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده است. زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته است، آنجا که می‌گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت؛ و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم.»[۵۴]

 از دیدگاه آیین مانی

آیین مانی زردتشت را از سیر پیامبرانی مانند بودا و عیسی می دانست که مانی در قله آن بود.دوگانه‌انگاری اخلاقی زردتشت که جهان را در جنگی حماسی بین نیروهای پلید و نیک می دید به آیین مانی نیز راه یافته است.آیین مانی عناصر دیگری را نیز از مزدیسنا قرض گرفته است هر چند بیشتر آنها یا از تعلیمات خود زردتشت نیستند یا کاربرد آنها در آیین مانی بسیار متفاوت با کاربرد آنها در مزدیسنا است.[۵۵][۵۶]

 

تصویر:Sanzio 01 Zoroaster Ptolmey.jpg

 

 تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰م.

 

 از دیدگاه آیین بهایی

در آیین بهایی زردتشت پیامبر دانسته شده و مکانی هم تراز ابراهیم ٫ موسی ٫ بودا ٫ کریشنا ٫ عیسی ٫ محمد دارد. شوقی افندی زمان وی را ۱۰۰۰ سال قبل از تولد عیسی می داند.[۵۷]

 

 چیستی نگاره زرتشت

آنچه امروز،از سیمای اشوزرتشت گسترش دارد،کم‌وبیش برداشتی است از حجاری منسوب به پیامبر آریایی در تاق بستان کرمانشاه.[۵۸] هر چند اندکی از نگاره‌های اخیر زردتشت وی را در حال انجام کارهایی افسانه‌ای نشان می‌دهد، اما معمولاً نقش‌های وی را در حالی که لباسی سفید به تن دارد به نقش می‌کشند. گاهی هم بارسوم در دست دارد (که نماد روحانی بودن است) یا کتابی که به اوستا تفسیر می‌شود. گاهی نیز وی با گرزی (ورزا) کشیده می‌شود که میله‌ای آهنی با سری مانند گاو است. همچنین در بعضی از نقاشی‌ها وی را با دستی بلند شده و انگشتی که برای یادآوری کردم نکته‌ای بلند کرده است می‌کشند.وی به سختی به حالتی کشیده است که مستقیماً به بیننده خیره شود و بیشتر نگاهش به طرف دیگری است مانند این که در جستجوی خداوند است.وی همیشه با ریشی قهوه‌ای و رنگ چهره‌ی کم رنگ کشیده شده است.

معروفترین نقاشی اروپایی از زدتشت نقاشی رافائل مکتب آتن است.در این نقاشی وی و کلاودیوس بطلمیوس در حال صحبت هستند در حالی که زردتشت، گویی در دست دارد.[۵۹]



 زرتشت درمنابع باستانی

در کتب کشف شده در نجع حمادی به سال ۱۹۴۵ رساله کاملی به زبان قبطی تحت عنوان زوستریانوس کشف شد. توضیح محتوای این کتاب به صورت رمزی در سه جمله خلاصه شده بود: "کلمات حقیقت زوستریانوس، خدای حقیقت، کلمات زرتشت"[۶۰] البته محتوای این کتاب بیشتر گنوسی و نامرتبت با زرتشتی اعلام شده است.

توضیحات

  • اشا:اشاوهیشتا (اردیبهشت) asha vahishta: که به معنای راستی (داد) والا‌ست. اشا وهیشتا، راستی جهانی، و قانون دگرگون ناپذیريی است که آفرینش را نظم می‌دهد. اشا نشانه‌ی خواست اهورایی است. اشا راه راستی است و پویندگان آن راه، به خوشبختی (او‌شتا) می‌رسند. در گات‌ها "وهیشتامن‌" و "اشاوهیشتا‌" بیشتر جاها با هم آمده‌اند هرچند که از اشا بیشتر نام برده شده است. اشا در خرد اهورا مزدا پدید آمده و با راستی و داد یکی است از این رو اشاوهیشتا به معنی گوهر داد هم هست. دین زرتشتی، دین راستی و داد است که همه‌جا با دروغ در جنگ است از این رو اشا، گوهر دین زرتشتی هم هست[۶۱]


 پانویس

  1. رودیگر اشمیت، «نام زرتشت». دانشنامهٔ ایرانیکا (انگلیسی).
  2. همانجا.
  3. همانجا.
  4. «زرتشت». دانشنامهٔ بریتانیکا (انگلیسی).
  5. http://www.avesta.org/znames.htm
  6. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroaster#cite_note-Jackson_1899_130_131-15
  7. http://www.avesta.org/znames.htm
  8. ^ a b Schlerath 1977, pp. 133-135.
  9. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroaster
  10. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroastrian_festivals
  11. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroaster#cite_note-Jackson_1899_130_131-15
  12. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroaster#endnote_6000BCEnone
  13. خراسان یزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۸.
  14. همانجا، ص ۶۸.
  15. یسنا (جلد اول) جزوی از نامهٔ مینوی اوستا، گزارش پورداود، ص ۷۹
  16. رحیم زاده، نوربخش، مقاله‌ی با عنوان نخستین پیامبر توحیدی، نشریه وهومن، شماره ۱۳، سال ۱۳۷۷ خورشیدی
  17. مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۲۴.
  18. خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۹.
  19. همانجا، ص ۷۱؛ و دیدی نو از دین کهن (فلسفه زرتشت)، ص ۱۳۳
  20. دیدی نو از دین کهن (فلسفه زرتشت)، ص ۱۳۳
  21. شرح همه در این مختصر نمی‌گنجد، اما ر. ک. به: مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۲۴، و خراسان یزرگ مهد آیین زرتشت، صص ۷۴-۶۸.
  22. Elton L. Daniel, The History of Iran. 2001. ISBN 0-313-30731-8
  23. G. Gnoli, Zoroaster's time and homeland, Naples, 1980
  24. http://www.britannica.com/EBchecked/topic/546704/Sistan
  25. M. Witzel, "The Home Of The Aryans", Festschrift J. Narten = Münchener Studien zur Sprachwissenschaft, Beihefte NF 19, Dettelbach: J.H. Röll 2000, 283-338. Also published online, at Harvard University (LINK) آبان یشت، ۱۸؛ یسنای ۹ بند ۱۳؛ وندیداد، فرگرد ۱۹: ۴، ۶ و ۴۶. و پیامبر از یاد رفته، (ضمیمه کتاب خراسان بزرگ مهد آیین زردشت، ص ۱۳۱)؛ همچنین مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج ۱، ص ۳۸۴
  26. یسنا، هات ۲۹، بند ۸
  27. گزیده‌های زادسپرم، فصل ۹، بند ۳ به بعد
  28. یسنای ۵۳، بند ۳؛ یشت ۱۳، بند ۱۳۹.
  29. یشت ۱۲، بند ۹۸
  30. خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۴ و ۱۵
  31. یشت ۱۳، بند ۹۵
  32. خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۵ و ۱۶
  33. تاریخ جامع ادیان، ص ۱۰۳
  34. گرفته از اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران ۱۳۷۴ ص ۱۰۴۶
  35. یسنای ۴۹ بند ۱ و ۲
  36. دین‌های ایرانی، ص ۱۰۰
  37. خراسان یزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۱۶؛ به نقل از : یسنای ۴۱ بند ۱
  38. همانجا، ص ۱۶؛ مهدیزاده کابلی يادآور می‌شود که در منابع دوره‌ی اسلامی، از جمله شاهنامه فردوسی و زرتشنامه، درگاه گشتاسب را در بلخ ذکر کرده‌اند.
  39. یسنا ۱۲:۳۲
  40. یسنا ۴۹:۲
  41. گاثاها ۱۲:۴
  42. «پیامبر از یاد رفته». (سخنی چند پیرامون زرتشت)، وبگاه کابل‌نامه.
  43. پیامبر از یاد رفته، ص ۱۴۶ ؛ هاشم رضی نیز می نویسد: «زرتشت در این جنگ به دست یکی از تورانیان کشته شد.» راهنمای دین زرتشتی، ص ۸
  44. همانجا، ص ۱۴۵؛ به نقل از: ایران، آیین و فرهنگ، ص ۱۴۰
  45. همانجا، ص ۱۴۷
  46. مهديزاده کابلی، دروغ بزرگ، چاپ دوم - ۲۰۰۶، ص ۱؛ به نقل از: گاتاها، سروده سی‌ام، بندهای دوم و سوم
  47. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroaster#Philosophy
  48. Blackburn, Simon (1994). "Philosophy", The Oxford Dictionary of Philosophy. Oxford: Oxford University Press, 405.
  49. Beck, Roger (1991), “Thus Spake Not Zarathushtra: Zoroastrian Pseudepigrapha of the Greco-Roman World”, in Boyce, Mary & Grenet, Frantz, A History of Zoroastrianism, vol. 3, Leiden: Brill, pp. 491-565 .
  50. Beck, Roger (1991), “Thus Spake Not Zarathushtra: Zoroastrian Pseudepigrapha of the Greco-Roman World”, in Boyce, Mary & Grenet, Frantz, A History of Zoroastrianism, vol. 3, Leiden: Brill, pp. 491-565 .
  51. قرآن، سورهٔ بقره آیه ۲۸۶
  52. الاحتجاح ص ۳۴۶ و قصص الانبیاء جزایری باب ذکر نبی المجوس
  53. پیامبر از یاد رفته، ص۱۸۲
  54. Zaehner, Robert (1972), Zurvan: A Zoroastrian Dilemma, New York: Biblo and Tannen
  55. Widenren, Geo (1961), Mani and Manichaeism, London: Weidenfeld and Nicolson
  56. http://bahai-library.com/articles/buck.zoroaster.html
  57. هفته‌نامه امرداد، شماره‌ی ۱۸۴،رویه‌ی ۵
  58. http://en.wikipedia.org/wiki/Zoroaster#cite_note-Blackburn-16
  59. Sieber, John (1973), “An Introduction to the Tractate Zostrianos from Nag Hammadi”,P.234, Novum Testamentum 15 (3): 233-240
  60. دیدی نو از دین کهن (فلسفه زرتشت)؛ دكتر فرهنگ مهر

 منابع

  • بخش خاستگاه برگرفته از زرتشت کیست؟
  • ابراهیم پورداوود؛ گات‌ها، قدیمی‌ترین قسمتی از نامه مینوی اوستا، تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۰۵.
  • اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران.
  • مهدیزاده کابلی، خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، مشهد: نشر نوند، چاپ اول - ۱۳۸۱، ISBN 964-6824-26-9.
  • کریستن سن، آرتور، مزداپرستی در ایران قدیم، ترجمهٔ دکتر ذبیح الله صفا، تهران: انتشارات هیرمند، چاپ چهارم، ۱۳۷۶.
  • مهر، فرهنگ، دیدی نو از دین کهن (فلسفه زرتشت)، تهران: جامی، ۱۳۸۰.
  • هاشم رضی، راهنمای دین زرتشتی، تهران: سازمان انتشارات فروهر، ۱۳۵۲.