ماتیکان گجستک ابالیش
|
|
پیشزمینه
ماتیکان در زبان پارسی میانه به معنی کتاب است. گجستک به معنی "گجسته" و نفرین شده و ابالیش گونهٔ پهلوی نام عبداللیث[2] است. بر این پایه نام این نسک به پارسی نو میشود نسک عبداللیث گجسته یا (کتاب عبداللیث ملعون).
درونمایه این کتاب اینگونه است که یکی از "زرتشتیان" شهر استخر در پارس به نام "دینهرمزد" پس از تازش عربها مسلمان میشود و نام خود را عبداللیث میگذارد. سپس دینهرمزد به دربار مأمون، خلیفهٔ عرب در "بغداد" میرود و یکی از "موبد"ان زرتشتی به نام آذرفرنبغ پسر فرخزاد نیز به بغداد رفته و در دربار مأمون با عبداللیث (دینهرمزد) به مباحثه و مناظره میپردازد، و در پایان آذرفرنبغ سرفراز و پیروز از این همسخنی و گفتمان بیرون میآید.
برگردان بند نخست کتاب
به نام یزدان کرفهگران (ثوابکاران)
چنین گویند که عبداللیث زندیک از باشندگان استخر، مردی بود دوستدار روان نیک. وی روزی گرسنه و تشنه برای دریافت صدقه (واج) به پشت آتشگاه آمد ولی کسی نبود تا او را واج دهد. به بیرون آمد و مردی که اهریمن خشم بدرونش راه یافته بود به پیشوازش آمد. وی به عبداللیث گفت: این چه کاریست؟ چگونه راضی میشوند که مردی چون تو بدینجا برسد و او را صدقهای نداده، سست و خوار و بیآزرم دارند؟
نام عبداللیث نخست دینهرمزد بود. اندیشه او آشفت و خشم به پیکرش تاخت. او دست از کار ثواب یعنی نیایش به درگاه ایزد کشید و راه بغداد و درگاه امیرالمؤمنین پیش گرفت تا با همه ی دانایان زرتشتی و تازی و یهودی و ترسای پارس مباحثه کند. ....
این متن اولین بار توسط صادق هدایت در سال ۱۳۱۹ از زبان پهلوی به پارسی برگردانده شده است که در مجموعه نوشتههای پراکنده، انتشارات امیر کبیر در ۱۳۴۲ به کوشش حسن قائمیان به چاپ رسیده است.
درود بر هموطن و بازدید کننده گرامی من بهنام پارسی یکی از بسیار سربازان کورش هستم به اتاق زمان خوش آمدید من سعی دارم شمارو با این اتاق به گذشته برده و اطلاعاتی را در مورد ایران عزیز تر از جانم را به شما بدهم و شما من رو با نظرهای خودتون همراه کنید