-
لشکرکشی تراژان به ایران در سال ۱۱۳ میلادی و به فرماندهی تراژان قیصر روم آغاز شد و به پیمان آشتی که پنجاه سال پیش از این تاریخ میان ایران و روم بسته شده بود پایان داد. در این لشکرکشی رومیان ارمنستان و میانرودان را تصرف کردند.
 
 سبب لشکرکشی
این لشکرکشی نیز مانند بسیاری از نبردهایی که میان ایران و روم درگرفت به خاطر تسلط بر ارمنستان بود. خسرو پادشاه اشکانی ایران پس از مرگ تیرداد فرمانروای ارمنستان، بدون رایزنی با رومیان اکزدارس را بر تخت شاهی ارمنستان نشاند. این کار خسرو برخلاف پیمانی بود که ایران و روم دربارهٔ ارمنستان بسته بودند و بهانه به دست تراژان برای لشکرکشی داد. خسرو پس از آگاهی یافتن از لشکرکشی سپاه بزرگ روم نماینده‌ای را همراه با هدایای بسیار به روم روانه کرد تا پیام شاه اشکانی را به تراژان برساند. در این پیام خسرو آمادگی خود را برای برکناری اکزدارس و گماردن پسر تیرداد پس از گرفتن تاج شاهی ارمنستان از دست قیصر روم اعلام کرد. تراژان چون خواستار جنگ بود هدایا و پیشنهاد خسرو را نپذیرفت و به نمایندهٔ ایران پاسخ داد که پس از ورود به سوریه آنچه صلاح باشد انجام خواهد داد. وی پس از ورود به سوریه پسر تیرداد را که برای گرفتن تاج شاهی ارمنستان نزد او آمده بود کشت.


 تصرف ارمنستان و میانرودان
تراژان با هدف جهانگشایی ارمنستان و بخش‌هایی از میانرودان را تسخیر کرد و به تیسفون پایتخت اشکانیان رسید و پس از تصرف آن شاهزاده‌ای اشکانی را به جای خسرو بر تخت شاهی نشاند. رومیان سپس روانهٔ خلیج فارس شدند و پرچم روم را در آنجا به اهتزاز درآوردند. رومیان در مسیر لشکرکشی خود در همه جا دست به غارت و چپاول و کشتار زدند. اشکانیان در این زمان به علت جنگ‌های داخلی بسیار ضعیف شده بودند و توان رویارویی با رومیان را نداشتند. با این حال خسرو بی‌کار ننشست و سرزمین‌های تصرف شده را به شورش بر رومیان تحریک کرد. این شورش‌ها سبب شد که رومیان سرانجام به روم برگردند.


 مرگ تراژان
تراژان در سال ۱۱۷ میلادی مرد و هادریان به جای او قیصر روم شد. قیصر جدید علاقه‌مند به نبرد در شرق نبود و به همین خاطر ارمنستان و بین‌النهرین را از ارتش روم خالی کرد. هادریان چندی بعد با خسرو در مرز دو کشور ملاقات کرده و دختر خسرو را که در زمان تراژان به همراه تخت زرین به چنگ رومیها افتاده بود به او بازگردانید و وعده داد که تخت زرین را نیز به زودی پس دهد .خسرو اندکی پس از آزادی دخترش و دیدن او درگذشت.

 

 

 منبع
خدادادیان، اردشیر، اشکانیان، نشر به‌دید، چاپ یکم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 22:14  توسط بهنام پارسی | 
آل کاکویه


آل کاکویه یا بنی کاکویه دودمانی از امرای دیلمی بودند که در دوره فروپاشی آنها در باختر ایران روی کار آمدند و در برابر قدرت سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند و به صورت امرای تابع آنها درآمدند.

بنیادگزار این دولت، علاءالدوله محمد نامدار به ابن کاکویه است. کاکویه واژه‌ای فارسی و به معنای دایی است زیرا پدر علاءالدوله، دایی مجدالدوله بویهی و به گفتاری دایی مادر او بود. نام پدر علاءالدوله در سکه‌ها، «دشمنزار» ثبت شده، ولی تاریخ نویسان آن را «دشمنزیار» نوشته‌اند و به گمان بسیار دشمنزار و کاکویه به یک شخص یعنی همان پدر علاءالدوله اطلاق می‌شده‌است

دربار علاءالدوله محمد مشوق امرا و دانشمندان بود و فیلسوف نامدار ایرانی، پورسینا تا هنگام مرگ وزارت او را داشت. تاختن‌های ترکان غز وضع سیاسی ایران را به کلی دگرگون ساخت و بنی کاکیه را مانند دیگر نیروهای دیلمی به حالت دفاعی درآورد. هنگامی که ابن‌کاکویه در سال ۴۳۳ق(۱۰۴۱م) مرد و پسرش فرامرز در اصفهان به جای او نشست ولی ناچار شد دستیابی سلجوقیان را به رسمیت بشناسد


 منابع
 استانلی لین پل، و.و بارتولد، خلیل ادهم و احمد سعید سلیمان. تاریخ دولت‌های اسلامی و خاندان‌های حکومتگر جلد اوّل. ترجمهٔ صادق سجادی. چاپ اوّل، تهران: نقش جهان، تابستان ۱۳۶۳، ص۲۴۶. 
کلیفورد ادموند بوسورث. سلسله‌های اسلامی. ترجمهٔ فریدون بدره‌ای. مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی(پژوهشگاه)، ۱۳۷۱، ص۱۵۵.

ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 22:10  توسط بهنام پارسی | 
 

پرونده:Shah Shuja Shiraz2.JPG

مقبره شاه شجاع مظفری در شیراز

 

آل مظفر سلسله‌ای بود که در قرن هشتم هجری بر برخی مناطق کرمان و فارس حکومت می‌کرد.

سرسلسله این دودمان امیر مبارزالدّین محمد بود. اجداد او از اهالی خواف بودند. پدر او که امیر مظفر نام داشت نزد پادشاهان مغول به مراتب بالایی رسید. پس از مرگ پدر، امیر مبارزالدین محمد مورد توجه سلطان ابوسعید قرار گرفت و منصب پدر را به انضمام فرمانروایی یزد یافت. پس از ابوسعید که مغولها ضعیف شدند، امیر مبارزالدین به فکر استقلال و جهانگشایی افتاد. او در سال ۷۴۱ کرمان و در ۷۵۴ شیراز را به متصرفات خود افزود و شیخ ابواسحاق اینجو فرمانروای شیراز را که سرداری لایق و دانشمند بود به قتل رسانید.

مبارزالدین به دلیل تندروی‌هایی که می‌کرد سرانجام به دست پسرانش شاه شجاع و شاه منصور و برادرزاده و دامادش شاه سلطان اسیر و کور گردید و سپس در سال ۷۶۵ از دنیا رفت. پس از او فرزندش شاه شجاع به پادشاهی رسید و مشهور است که وی استبداد پدرش را از میان برداشت.

دیگر پادشاهان این دودمان زین‌العابدین آل مظفر و منصور مظفری بودند. منصور در جریان حمله تیمور لنگ به شیراز کشته شد و باقی خاندان آل مظفر نیز در قمشه به دست تیمور قتل عام شدند.


 منبع
مقدمه حافظ، نوشته تیمور برهان لیمودهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 22:8  توسط بهنام پارسی | 

 

باوندیان خاندانی ایرانی از امیران طبرستان بودند که در حدود ۷۰۰ سال، بیشتر در مناطق کوهستانی آن ناحیه، فرمان راندند. در طول این زمان، باوندیان سه بار فروپاشیدند. قلمرو آنان طبرستان، در جنوب دریای خزر، باختر گیلان و در خاور استرآباد، شامل شهرهای آمل، ساریه (ساری)، مهروان و آبسکون بوده ولی این تقسیم‌بندی در طول تاریخ دگرگون شده است.

فرمانروایان باوندی لقب اسپهبد داشتند و گاهی نیز ملوک‌الجبال خوانده می‌شدند و این به این دلیل است که گاهی با آنکه سیطره خود را در دشت‌ها از دست می‌دادند ولی قدرت خود را در در نواحی کوهستانی نگهداری می‌کردند. سه شاخه این سلسله شامل: شاخه کاؤسیه، شاخه اصفهبدان و شاخه کینخواریه است.

منابع

 دانشنامه جهان اسلام، "باوندیان"

 کلیفورد ادموند بوسورث. سلسله‌های اسلامی. ترجمهٔ فریدون بدره‌ای. مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی(پژوهشگاه)، ۱۳۷۱، ص۱۳۶.

دانشنامه ویکی پدیا 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:59  توسط بهنام پارسی | 
باوْ (درگذشتهٔ ۶۰ ق / ۶۸۰ م) پسر شاپور و نواده کیوس «کاووس» بنیانگذار دودمان باوندیان شاخه کیوسیان است که در شمال ایران فرمانروایی می‌کردند.

وی در رکاب خسرو پرویز، چند بار به پیکار رفت و از توجه شاه برخوردار شود به حکومت طبرستان و آذربایجان منصوب گشت. چون شیرویه بر تخت نشست، او را به اصطخر تبعید کرد. وی در آتشکده آن سامان گوشه عزلت گزید تا آن که آزرمیدخت او را به سپهسالاری برگزید. اما باوْ نپذیرفت تا نوبت به یزدگرد رسید و باو، این بار به درخواست شاه نزد وی رفت. پس از شکست سپاه ایران از اعراب، باو در راه خراسان از یزدگرد اجازه گرفت که به طبرستان رود و پس از زیارت آتشکده کوسان، در گرگان به وی بپیوند و «ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ص ۱۵۴». باوْ در آن جا خبر قتل یزدگرد را شنید و سر بتراشید و در آتشکده مقام گرفت. بعید نیست که همین معنی باعث شده باشد تا برخی، نیاکان آل باوند را از موبدان بدانند «مادلونگ ۱۷۴، ایرانیکا».

باو چندی بعد به درخواست مردم از حملات ترکان به تنگ آمده بودند، با این شرط که «مردان ولایت و زنان به بندگی او را خط دهند / ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، صص ۱۵۴ و ۱۵۶» بیرون آمد و با بسیج سپاه توانست مهاجمان را از آن سامان براند و دولتی محلی تأسیس کند. وی پس از پانزده سال حکومت، سرانجام به دست «ولاش» نامی که مدعی حکومت بود کشته شد و ولاش بر جای او نشست.

منبع

دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:54  توسط بهنام پارسی | 
آل اينجو خانواده‌ای سلطنتی در دوره مغول‌ها، به ویژه خاندانی که در سده ۸ق در فارس حکومت می‌کردند است. واژه اینجو در زبان مغولی به معنای املاک ویژه است.


 تاریخچه
شرف‌الدین محمود شاه یکی از خاندان اینجو در ایام اولجاتیو به فارس فرستاده شد تا املاک خصوصی او را اداره کند. محمود شاه در ایام ابوسعید نیز بر این شغل باقی ماند و قدرتش را افزایش داد تا جایی که پیش از ۷۲۵ق(۱۳۲۵م) در شیراز و کم و بیش تمام ایلات فارس، فروانروایی مستقل یافت. در سال ۷۳۴ق محمود از مقام خود برکنار شد و چون جانشین او آرباخان پنهانی علیه او دسیسه می‌چید، پس از مدتی به اعدام محکوم گردید.

در همان سال ۷۳۴ق آرباخان از فرمانروایی برکنار شد و به فرزندان محمود شاه تسلیم گردید و آنها نیز او را به قصاص پدرشان کشتند. در دوران نابودی ایلخانیان، جلال‌الدین مسعود شاه، پسر بزرگ محمود شاه، سرزمین فارس را تصرف کرد در زمانی که برادرش ابواسحاق جمال‌الدین به سوی مبارزالدین محمد مظفری در یزد می‌رفت.

در سال ۷۴۰ق پیر حسین پسر محمد چوپانی پسر عموی حسن ملا، همراه با مبارزالدین محمد به شیراز حمله برد و مسعود شاه مجبور شد به حسن بزرگ در بغداد پناهنده شود. پیر حسین پس از پیروزی در شیراز، مبارزالدین را در تصرف کرمان نیز یاری کرد، ولی پس از گسستن پیوند دوستی بین پیر حسین و مبارزالدین در سال ۷۴۲ق، ابواسحاق از سوی پیر حسین به ولایت اصفهان منصوب شد ولی ابواسحاق از دوستی با پیر حسین خودداری نمود و با اشرف چوبانی هم‌پیمان گردید و توانست با یاری او شیراز را تصرف کند. در پایان ابواسحاق به اشرف اجازه نداد وارد شیراز شود و او را واداشت تا به آذربایجان بازگردد.

در سال ۷۴۳ق حسن بزرگ، لشکری به فرماندهی یاغی‌باستی برادر اشرف، با مسعود شاه همراه کرد تا به سوی شیراز روند. پس از رسیدن سپاه به شیراز، ابواسحاق به سود برادرش از فرمانروایی کنار رفت ولی یاغی‌باستی که از کار خشنود نبود در همان سال ۷۴۳ق به قتل مسعود فرمان داد و باعث شد تا جنگی شدید بین یاغی‌باستی و یاران و پیروان ابواسحاق در داخل شهر رخ دهد. نبرد با پیروزی یاران ابواسحاق پایان یافت و او تا پیروزی مبارزالدین محمد در سال ۷۵۴ق به فرمانروایی ادامه داد.

در سال ۷۵۸ق(۱۳۵۶م) ابواسحاق به دست مبارزالدین کشته شد و دولت آل اینجو با استیلای مظفریان از میان رفت.


 منابع
استانلی لین پل، و.و بارتولد، خلیل ادهم و احمد سعید سلیمان. تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر جلد دوّم. ترجمهٔ صادق سجادی. چاپ اوّل، تهران: نشر تاریخ ایران، بهار ۱۳۷۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:50  توسط بهنام پارسی | 
 پرونده:Aq quyunlu helmet Iran.JPG

کلاهخود نظامی متعلق به دودمان شیروانی در قرن پانزده میلادی. موزه هنر متروپولیتن نیویورک.

 

 

پرونده:Saghband nezami.JPG

ساق بند نظامی متعلق به دودمان شیروانی در قرن پانزده میلادی. موزه هنر متروپولیتن نیویورک.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 16:43  توسط بهنام پارسی | 
 

پرونده:AkKoyunlu.jpg

پرچم آق قویونلو

آق قویونلو یک ایل ترک و نیز سلسله‌ای از ترکمن‌ها بود که بر قسمت‌های از قفقاز ، شرق ترکیه و شمال ایران از ۱۳۷۸ تا ۱۵۰۸ میلادی فرمان می‌راند.

طبق اسناد بیزانسی آق قویونلو ها حداقل از سال ۱۳۴۰ میلادی در آناتولی حضور داشتند و اکثر سلاطین آق قویونلو همچنین بانی آن قره عثمان با شاهزاده خانمهای بیزانس ازدواج می‌کردند.

اولین اراضی تحت حاکمیت آق قویونلو‌ها ایالت دیار بکر در آناتولی بود که در سال ۱۴۰۲ میلادی از تیمور به قره عثمان واگذار گردید. مدت زیادی آق قویونلو‌ها قادر به گسترش اراضی خود نبودند، چون رقیبانشان (قره قویونلو ها) مانع قدرت‌گیری آنها می‌شدند ولی این وضع با پیروزی اوزون حسن بر جهانشاه قره قویونلو در سال ۱۴۶۷ پایان یافت.

بعد از شکست سلطان ابوسعید، اوزون حسن بغداد را به تصرف خود آورد و اراضی آق قویونلو را به اطراف خلیج فارس و خراسان در شرق رسانید. این گسترش هم‌زمان با تمایلات امپراتوری عثمانی به پیشروی در شرق بود که آق قویونلوها را به اتحاد با قارامان های آناتولی مجبور کرد.

سلطان محمد عثمانی در سال ۱۴۷۳ میلادی در نبرد ترجان بر قوای اوزون حسن آق‌قویونلو پیروز گردید و با تسخیر دیار بکر پایتخت وی، توانست بر آناتولی شرقی و سراسر آسیای صغیر مسلط شود.[۱]

در سال ۱۵۰۹ میلادی شخصی به نام امیر مبارک از جانب سلطان مراد آق‌قویونلو در بغداد حکومت می‌کرد که در برابر سپاهیان شاه اسماعیل تاب مقاومت نیاورد و تسلیم شد و سراسر بین‌النهرین به تصرف ایرانیان درآمد.[۲]

 

 

 منابع
آق قويونلو
↑ هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران از ابتدای دوران صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۱، صفحه ۹
↑ همان ۱۲

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 0:3  توسط بهنام پارسی | 
سیده ملک خاتون از فرمانروایان محلی بوییان بود.

او مدتی بر بخشی از مناطق شمالی و مرکزی ایران از جمله ایالت ری فرمانروایی کرد. زمانی که شوهر او فخرالدوله دیلمی در قلعه طبرک درگذشت سیده خاتون جانشین او شد. فرزند آن‌ها ابوطالب رستم، لقب مجدالدوله گرفت.

شیرین دختر شروین که به سیده ملک خاتون مشهور است, از زنان خوشنام و مدبر در تاریخ ایران می‌باشد, وی همسر علی دیلمی ملقب به فخرالدوله حاکم ایالات ری و اراک و برخی مناطق مرکزی ایران بود که پس از درگذشت شوهرش به علت خردسال بودن فرزندش با صلاحدید امرا و مشاوران دولتی و همچنین پشتیبانی مردمی, بخاطر اشتهاری که در کیاست و عادل بودن داشت, در سال ۹۸۸ میلادی زمام امور به وی سپرده شد. ابو علی سینا این نابغه ایران در فرار از پیگردهای ماموران سلطان محمود غزنوی به دربار سیده ملک خاتون پناهنده می‌شود و چند صباحی در آرامش زندگی می‌کند.

شهرت سیده خاتون تنها بخاطر عدل و انصاف , کفایت و خوشنامی و یا زن بودنش نیست, همچنین به سبب جواب دندان شکنی که در مقابل دعوت تهدید آمیز سلطان محمود غزنوی به وی می‌دهد نیز می‌باشد. روایت است سلطان محمود وقتی که بیشتر شهرهای ایران را گرفت؛ چند بار در صدد گرفتن ری برآمد ولی هر بار سیده ملک خاتون بلطائف الحیل متوسل شد و محمود را بطریقی از این کار منصرف ساخت. تا اینکه محمود سرانجام مصم شد ملک ری را از سیده ملک خاتون بگیرد و در این زمینه بدو نامه ایی نوشت. سیده ملک خاتون برای وی پیغام داد که این کار از دو حال بیرون نیست یا آنکه تو در این نبرد پیروز خواهی شد یا من, اگر تو پیروز شوی که چندان قدر و بهائی نداری, زیرا همه گویند محمود زنی را شکست داد, و اگر من فاتح شوم آبرو و حیثیت تو بر باد خواهد رفت و همگان گویند محمود با آن همه خدم و حشم از زنی بیوه شکست خورد. پس از مرگ سیده ملک خاتون درشهر ری, فرزندش رستم ملقب به مجدالدوله دیلمی به حکمروایی رسید, و در زمان او بود که سلطان محمود ری را تسخیر کرده, کتابخانه معروف ری را به آتش کشیده و صدها نفر از اندیشمندان و متفکران آنجا را به جرم زندیق و ملحد بودن به دار آویخت. آرامگاه سیده ملک خاتون واقع در جاده خاوران تهران که به زیارتگاه امامزاده سیده ملک خاتون معروف است هرساله مورد بازدید هزاران نفر قرار می‌گیرد

منابع

نجمی، ناصر، ملک خاتون شیرزن دیالمه، تهران: نشر علم، ۱۳۷۶ خ.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 23:59  توسط بهنام پارسی | 
 

پرونده:1753vaugondy.jpg

امپراتوری زند در سال ۱۷۵۳ میلادی. «Empire de Perse» متن نوشته شده در زیر نقشه.

پرونده:Zand Map1782 .jpg

شاهنشاهی زند در ۱۷۸۲ میلادی.

 

دوران شاهنشاهی زند به سردمداری کریم خان در سال ۱۱۶۳ قمری آغاز شد.[۵]

پس از قتل نادر و به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی در این ایام، سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیسی‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ه.ق. بصره را از امپراتوری عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفوذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

پس از در گذشت کریم خان زند دگرباره جانشیانان او به جان هم افتادند و با جنگ و نزاع‌های مستمر، زمینه تقویت و کسب اقتدار آغا محمد خان و سلسله قاجار را فراهم آوردند.

منبع:

http://fa.wikipedia.org

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 23:23  توسط بهنام پارسی | 
پرونده:IranIlkhanidsFarsi.jpg

پرونده:Mongol Empire map.gif

ایلخانان نام سلسله‌ای است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۰ ه‍. ق. معادل ۱۲۵۶ تا ۱۳۳۵ میلادی در ایران حکومت می‌کردند و فرزندان چنگیزخان مغول بودند. لشگریان چنگیزخان نخسنین بار در سال 618 ه‍. ق. معادل 1221 میلادی به خراسان حمله نمودند. چنگیزخان سال 1225 میلادی به مغولستان بازگشت و در آنجا درگذشت. سال 1251 م. منگو یا منگل، خان بزرگ یا قاآن، بر آن شد تا با اعزام برادرانش هولاکو و قوبیلای (کوبلاخان) به ترتیب به ایران و چین پیروزی‌های مغولان را تحکیم و تکمیل کند. هولاکو با فتح ایران سلسله ایلخانیان ایران و قوبیلای با فتح چین سلسله یوان چین را بنیاد گذاردند. ایلخانان یعنی خانان محلی و غرض از این عنوان آن بوده‌است که سمت اطاعت ایلخانان را نسبت به قاآنان میرسانند و این احترام همه وقت از طرف ایلخانان ایران رعایت می‌شده‌است. فتح ایران به دست هلاکوخان پیامدهای مهمی چون پایان کار اسماعیلیان و انقراض خلافت عباسیان در پی داشت. ایلخانان در ابتدا دین بودایی داشتند اما به تدریج به اسلام گرویدند. ایلخانان مسلمان خود را سلطان نامیده و نام‌های اسلامی برگزیدند.

در طی همان روزهایی که محمد خوارزمشاه قدرت خود را در نواحی شرقی مرزها ماوراءالنهر گسترش می‏داد و خلیفه بغداد - الناصر الدین الله - برای رویارویی با توسعه قدرت او در جبال و عراق بر ضد محمد خوارزمشاه توطئه می‏کرد «حدود ۶۱۳ ق / ۱۲۱۶ م»، در آن سوی مرزهای شرقی قلمرو خوارزمشاه، قدرت نو خاسته‏ای در حال شکل گیری بود که به تدریج به درون مرزها می‏خزید و خود را برای تهدید و تسخیر آماده می‏کرد. با این حال، خلیفه و سلطان در کشمکشها و مناقشات سیاسی خویش، آن را در نظر نگرفتند و یا آن قدر در محیط بسته افکار سیاسی و حشمت قدرتشان غرق شده بودند، که حضور این نیروی ویرانگر را اصلاً نمی‏دیدند و یا به عبارتی دیگر در مجموعه مناسبات سیاسی عصر، آن را وزنه‏ای به شمار نمی‏آوردند.

اما این نبردی عظیم و ویرانگر که از نواحی صحرای گوبی و جبال تیانشان به سوی ماوراءالنهر می‏خزید و از همان ایام فاجعه‌ای عظیم را تدارک می‏دید، دولت نوخاسته مغول بود که ظرف چند سال، هم به دولت پر آوازه خوارزم پایان داد، و هم به خلافت بغداد.

پیشروی مغولان به درون ایران از جانب ماوراءالنهر مغول که در آن رزوها عنوان اتحادیه طوایف تاتار، قیات، نایمان، کرائیت و تعداد دیگری از طوایف بدوی نواحی بین ترکستان، چین، و سیبری بشمار می‌رفت، پیشروی خود را از سوی مرزهای ماوراءالنهر آغاز کرده بود. این طوایف که به قول برخی مورخان، «هون‌های جدید» بشمار می‌رفتن، اگر هم در واقع اخلاف هونهای قدیم نبوده باشند، اما وارث مهارت آنها، در جنگجویی، تیر اندازی، و سلحشوری به شمار می‏آمدند. با وجودی که هونهای جدید هشتصد سال پس از هونهای قدیم پا به عرصه تاریخ گذاشتند، با این وصف خاطره فجایع آنها را در تاریخ زنده کردند. به طوری که اینها نیز مانند همان مهاجمان باستانی، از اعماق بیابانهای گوبی و سرزمینهای اطراف چین و سیبری برخاستند، و با ولع و آزمندی بی سابقه ای، مدت زمانی کوتاه، بخش عمده‏ای از دنیای متمدن در قلمرو اسلام را، به ویرانی و نابودی کشیدند. به طوری که گذشت هشت سده، هیچ گونه تغییری در خُلق و خوی و رفتار معیشتی و اجتماعی آنها پدید نیاورد، چنان که همچون هونهای قدیم، در زیر چادرهای نمد یا در هوای آزاد بیابانها سر می‏کردند و در کنار شتران، گوسفندان، و اسبان خویش عمر را سپری می‏کردند. اگر هم خشکسالی و دام مرگی پیش می‏آمد از خوردن هیچ چیز حتی شپش نیز خودداری نمی‏کردند. که البته گوشت موش، گربه و سگ و همچنین خون حیوانات نیز گه گاه مایه عیش آنها می‏شد.


 تموچین فرمانروای بی رقیب طوایف مغول
وقتی تموچین، سرکرده یک تیره از این طوایف با پیروزی بر اقوام مجاور، اندک اندک تمامی اقوام مغول را فرمانبردار ساخت و از جانب سرکردگان قبایل قوم «قوریلتای»، خان بزرگ خوانده شد. او سپس با لقب چنگیز خان، در مدت زمانی کوتاه هیبت و خشونتش مایه وحشت تمامی نواحی مجاور شد، به عنوان خان محیط یا خان اعظم، فرمانروای همه این طوایف شد. به طوری که چندی بعد نیز قبایل اویرات و قنقرات را فرمانگزار خویش کرد و بدین گونه خان اعظم سایر قبایل اطراف را به جنگ یا به صلح زیر فرمان خویش گرفت و به این ترتیب با برقرار ساختن قانون عدالت - یاسای چنگیزی - اتحاد مستحکمی را بین آنها برقرار ساخت. از آن پس، چنگیز خان فرمانروای بی رقیب تمام سرزمینهای مشرق مغولستان بود که البته او کسی نبود که به این میزان بسنده کند و پیش از فرمانگزار ساختن مغولهای غربی، دست از جنگجویی با سرکردگان طوایف بردارد. به زودی تموچین خان بزرگ، سرزمین ختای را تسخیر کرد و التون خان پادشاه آنجا را کشت؛ در چین شمالی به تاخت و تاز پرداخت و پکن را تسخیر کرد؛ طوایف اویغور را به فرمانبرداری وا داشت؛ کوچلک خان، سر کرده قبایل نایمان را که بر سرزمینهای اقوام قراختای چیرگی یافته بود، از آنجا بیرون راند و بدین گونه با خوارزمشاه که حدود شرقی قلمرو خود را به این نواحی رسانده بود، همسایه شد و مرز مشترک پیدا کرد.


 قتل فرستاده چنگیز به دربار ایران و گریزناپذیری جنگ
چنگیز خان تجارت با شاه خوارزم را وسیله‏ای برای برقراری رابطه بین دو دولت ساخت. به طوری که نخستین سفیر سلطان خوارزم در جلوی دروازه پکن به حضور خان رسید و بر ضرورت توسعه مناسبات تجاری بین مغول و قلمرو سلطان تأکید کرد و آن را لازمه توسعه مناسبات دوستانه و صلح آمیز اعلام نمود.

در جریان سفر هیئت بازرگانی مغولان که از میان مسلمانان انتخاب شده بودند، قتل عام همگی این تجار و سوء تدبیرهای بعدی سلطان، جنگ بین دو کشور را اجتناب ناپذیر ساخت. از طرفی خان مغول که از سوء رفتار سلطان خوارزم به خشم آمده بود در ۶۱۴ ق / ۱۲۱۷ م، به ایران لشگر کشید. به طوری که یورش وحشیانه مغول، فرار مفتضحانه سلطان از مقابل وی، و رفتن از شهری به شهر دیگر را به‌دنبال داشت. ویرانی این تهاجم را چند برابر نمود. مغولان به هر دیار که وارد می‏شدند به کشتار نفوس، غارت اموال و ویرانی کامل شهر و آبادی‌ها می‏پرداختند. به نحوی که در کوتاه مدتی ماوراءالنهر، خراسان و عراق عرصه کشتار و ویرانی مغولان شد و مقاومت جلال الدین منکبرنی نیز نتوانست از ادامه هجوم چنگیز خان جلوگیری کند. ده سال حضور این قوم وحشی، بخش‌های عظیمی از جهان اسلام را به ویرانی و تباهی کشاند. تا این که عاقبت چنگیز در بازگشت به مغولستان در ۶۲۴ ق / ۱۲۲۷ م، درگذشت و فاجعه عمیق انسانی را در پس این حادثه باقی گذاشت.


بر اساس شواهدي حمله مغولان به خاورميانه و ايران بيش از آنكه با كشتار بازرگانان مغول ارتباط داشته باشد در راستاي تداوم جنگهاي صليبي و همپيماني ميان صليبيون و مغولان بوده است. در اين راستا نامه اي در موزه مسكو موجود است كه بين خان مغول و پاپ رد و بدل شده و به زبان فارسي ميباشد. حضور مسيحيت در مغولستان پيش و بيش از آشنايي آنان با اسلام رخ داده بود.


 ورود نسل تازه مغولان به ایران به سرکردگی هلاکوخان
چهل سال پس از این ماجرا، نوادگان مغول در موکب سپاه هلاکوخان دوباره به ایران آمدند. اما اینان با اعقاب خویش چنگیز خان، که به قصد تاخت و تاز آمده بودند، تفاوت بسیاری داشتند. این نسل تازه از مغولان در این مدت با ایران بیشتر آشنایی پیدا کرده و از غارتگری و وحشی‌گری عهد چنگیز، به مراتب معتدلتر و مجربتر به نظر می‏رسیدند. لشکرکشی هلاگو بر خلاف چنگیز، با طرح و نقشه‏ای پیش پرداخته همراه بود. منازل بین راه از پیش تعیین و راه گذار لشکر آماده و حتی پل‌ها و گذرگاه بازسازی شده بود. این بار تجربه به فرمانروایی مغول نشان داده بود که برای ایجاد یک قدرت پایدار در ایران، برچیدن بساط خلافت و اسماعیلیه ضرورت دارد و آنها می‌بایست به جای کشتار و تخریب بیهوده و بی‌نقشه، این دو قطب متضاد دنیای اسلام را که به خاطر جنبه مذهبی خویش، مانع از استقرار فرمانروایی آنها در ایران به شمار می‏آمدند، از بین بردارد.


 سقوط قلعه الموت و برچیده شدن اسماعیلیه
برچیدن قدرت اسماعیلیه در ایران با مشکل و مقاومتی جدی رو به رو نشد و با سقوط قلعه الموت در ۶۵۴ ق، دولت خداوندان الموت به پایان راه رسید. از سوی دیگر خلیفه عباسی، علی رغم کوشش‌هایی که در ترساندن مغولان از عواقب شوم در افتادن با خاندان عباسیان انجام داد، نتوانست از حرکت هلاکو به بغداد جلوگیری کند، چرا که به زودی تختگاه عباسیان به محاصره افتاد. به همین دلیل مستعصم خلیفه ناچار به اردوگاه هلاکو آمد، این امر نیز مانع غارت و کشتار بغداد نشد. خلیفه و اولادش نیز با عده کثیری از رجال دولت به قتل رسیدند. بدین گونه خلافت عباسیان نیز فرو پاشید، هر چند سپردن امارت بغداد و عراق به عطا ملک جوینی، که از والیان مسلمان بود، تا حدی در کاهش آثار فروپاشی خلافت عباسی و کشتار بغداد موثر واقع شد.


 بازگشت هلاکوخان به مغولستان پس از گشودن بغداد
پس از گشودن بغداد، بر انداختن حکومت های شام، فلسطین و مصر در دستور کار هلاکو خان قرار گرفت. اما این نیت با مرگ برادرش منگو قاآن - خان مغولستان - که وی حکومتش را از وی داشت، هلاگو را به ترک شام و عزیمت به مغولستان وادار کرد.

هلاکو در آبادی ویرانیهایی که لشکرکشیهای او، موجب آن شده بود، اهتمام ورزید. به طوری که تعدادی ابنیه از جمله معبد بودایی در خوی، قصری در دامنه جبال آلاغ، و رصد خانه‏ای در مراغه ساخت.


 فهرست اسامی ایلخانان ایران
 
شجره ایلخانان ایرانهولاکوخان پسر تولوی پور چنگیز از ۶۵۱ تا ۶۶۳ ه‍. ق.
اباقاخان پسر هولاکو از ۶۶۳ تا ۶۸۰ ه‍. ق.
تگودار (سلطان احمد) پسر هولاکو از ۶۸۰ تا ۶۸۳ ه‍. ق.
ارغون‌خان پسر اباقا از ۶۸۳ تا ۶۹۰ ه‍. ق.
گیخاتوخان پسر اباقا از ۶۹۰ تا ۶۹۴ ه‍. ق.
بایدوخان پسر طرغان‌ پسر هولاکو از جمادی الاولی ۶۹۴ تا ذیقعدهٔ۶۹۴ ه‍. ق.
غازان پسر ارغون از ۶۹۴ تا ۷۰۳ ه‍. ق.
الجایتو (خربنده یا خدابنده) پسر ارغون از ۷۰۳ تا ۷۱۶ ه‍. ق.
ابوسعید بهادرخان پسر الجایتو از ۷۱۶ تا ۷۳۶ ه‍. ق.
با مرگ ابوسعید درواقع دودمان هلاگو منقرض گشت، در ادامه شاهزادگان دیگر دودمان‌های مغول به مقام ایلخانی رسیدند و یا ادعای این مقام را داشتند. حتی گاهی شاهزادگانی با نسب‌های ساختگی ادعای تاج و تخت نمودند. افراد زیر را می‌توان از مدعیان مطرح ایلخانی در این دوران دانست؛

ارپاوگان از ۷۳۶ تا ۷۳۶ ه‍. ق.
موسی‌خان پسر علی پسر پایدو از شوال تا ۱۴ ذیحجهٔ۷۳۶ ه‍. ق.
محمدخان پسر منگو تیمور پسر هولاکو... ذیحجه ۷۳۷ ه‍. ق.
ساتی‌بیک دختر الجایتو ذیحجهٔ۷۳۹ تا ۷۴۱ ه‍. ق.
شاه‌جهان تیمور پسر آلافرنگ پسر گیخاتو ذیحجهٔ۷۳۹ تا ۷۴۰ ه‍. ق.
سلیمان‌خان پسر یشموت پسر هولاکو ذیحجهٔ۷۴۱ تا ۷۴۵ ه‍. ق.
طغاتیمورخان از ۷۳۶ تا ۷۵۳ ه‍. ق.
انوشیروان از ۷۴۴ تا ۷۵۶ ه‍. ق.

 فهرست اسامی وزیران و صاحبان دیوان در دوره ایلخانان
شمس‌الدین جوینی وزیر هلاکو خان، اباقا و تگودار تا سال ۶۸۳ ه‍. ق./۱۲۸۴ م.
بوقا وزیر ارغون تا سال ۶۸۷ ه‍. ق./۱۲۸۹ م.
سعد‌الدوله ابهری وزیر ارغون تا سال ۶۹۰ ه‍. ق./۱۲۹۱ م.
صدر‌الدین زنجانی وزیر گیخاتو تا سال ۶۹۴ ه‍. ق./۱۲۹۵ م.
جمال‌الدین زنجانی وزیر بایدو، سال ۶۹۴ ه‍. ق./۱۲۹۵ م.
شرف‌الدین سمنانی وزیر غازان، سال ۶۹۵ ه‍. ق./۱۲۹۶ م.
جمال‌الدین دستجردانی وزیر غازان به مدت یک ماه، سال ۶۹۵ ه‍. ق./۱۲۹۶ م.
صدر‌الدین زنجانی وزیر غازان تا سال ۶۹۷ ه‍. ق./۱۲۹۸ م.
سعد‌الدین ساوجی وزیر غازان و الجایتو تا سال ۷۱۱ ه‍. ق./۱۳۱۲ م.
رشید‌الدین فضل‌الله همدانی وزیر غازان و الجایتو و ابوسعید تا سال ۱۳۱۸ م.
تاج‌الدین علیشاه وزیر الجایتو و ابوسعید تا سال ۷۲۴ ه‍. ق./۱۳۲۴ م.
رکن‌الدین صاین وزیر ابوسعید
دمشق خواجه وزیر ابوسعید تا سال ۷۲۷ ه‍. ق./۱۳۲۷ م.
غیاث‌الدین فرزند رشیدالدین فضل‌الله، وزیر ابوسعید تا سال ۷۳۶ ه‍. ق./۱۳۳۶ م.

 تحلیل رفتن مغولان در فرهنگ ایران
هلاکو در ۶۶۳ ق / ۱۲۶۵ م درگذشت و پسرش اباقاخان ایلخان مغولان شد. در فاصله سی سال از مرگ سلطنت اباقاخان و جانشینی غازان‌خان، قوم مهاجم به تدریج در فرهنگ ایرانی تحلیل رفت و با آن انس و خو گرفت. چنان که غازان خان، پیش از عزیمت به جنگ با بایدو، اسلام آورد، و در همان آغاز حکومت «۶۹۴ ق / ۱۲۹۵ م»، تمامی عمال مغول را ملزم به قبول اسلام کرد. پس از آن دستور داد تا تمامی معابد بودایی و نیز کلیساهای مسیحی و کنیسه‏های یهودی را ویران سازند. هر چند اسلام آوردن غازان خان، مقبول بسیاری از امیران و شاهزداگان مغول واقع نشد و غازان خود را مجبور به تصفیه و قتل این مخالفان دید.

غازان که پس از روی آوردن به اسلام، نام محمود یافت در ایجاد نظم و امنیت، وضع قواعد و قوانین عادلانه اهتمام بسیاری ورزید و سنت‌های نیکوی فراوانی از خود به یادگار گذاشت. با این وجود، عمر این ایلخان سازنده و اصلاحگر مغول به درازا نیانجامید و پس از نه سال سلطنت در جوانی و در سی و سه سالگی به سال ۷۰۳ ق / ۱۳۰۴ م چشم از جهان فرو بست و برادرش الجایتو به جای او نشست.

اولجایتو که با نام مسلمانی محمد خدابنده معروف شد، ظاهراً چون گرایش به تشیع داشت، مخالفان شیعه او را بیشتر خر بنده خواندند. وی پس از تحکیم قدرت، رعایت قانون اسلام و یاساهای غازانی را الزام کرد. شهر سلطانیه را در محلی که غازان قصد بنای یک شهر تازه را در آن داشت، به وجود آورد و آن را تختگاه خویش ساخت «۷۰۴ ق / ۱۳۰۴ م».

اولجایتو نخست به مذهب حنفی گرویده بود، اما مشاجرات و اختلاف‌های شافعی و حنفی که در اردوگاه او شدت یافته بود، وی و بسیاری از امیران فصول را از گرایش به اسلام پشیمان و نگران ساخت. در این بین به مذهب تشیع تشویق شد و فرمان داد تا نام خلفای سه گانه را از خطبه و سکه انداختند. مع‌هذا، چون اکثریت رعیت را مایل به تسنن دید، بار دیگر نام خلفای سه گانه را در سکه و خطبه آورد. اولجایتو هم مثل بیشتر ایلخانان دیگر در شرابخواری و شهوت رانی گزافه روی می‏کرد. وی در سی و پنج سالگی به دنبال یک بیماری وفایت یافت «۷۱۶ ق / ۱۳۱۶ م».


نابودی دستاوردهای مغولان به دست ابوسعید بهادرخان
پسرش ابوسعید بهادرخان به هنگام جانشینی بیش از سیزده سال نداشت، از این رو به سادگی آلت دست امیران و وزیران قرار گرفت. عشق به شراب و حرمسرا هم او را از پرداختن به امور مملکت مانع شد به همین دلیل ساده‏تر آن دید که آن را به امیر چوپان واگذار کند. طولی نکشید که زمینه‏های رشد و ترقی که توسط اخلاف بهادر خان، بنیانی یافته بود به دست این ایلخان بر باد رفت. اجحاف و تعدی به مردمان، طغیان امیر چوپان و پسرش امیر تیمورتاش و داستان‌های عشقی و بد نامی بهادر خان، رفته رفته حکومت ایخانان را فروپژمرد. افزون بر این رقابتها مدعیان قدرت و تحریکات مخالفان نیز قدرت این سلاله را به تحلیل برده بود. قتل امیر اشرف «۷۵۹ ق / ۱۳۵۸ م» واپسین امیر ایلخانی، زوال و فرومردن نهایی این سلاله را اعلام داشت.


 پایان کار مغولان
دوران ایلخانان هر چند با نظم و انضباط آغاز شد، اما در بی نظمی و هرج و مرج مقاومت ناپذیری پایان یافت. به طوری که تجربه حکومت ایلخانان در ایران دگرگونی اجتماعی جالبی را در تاریخ به معرض آزمون آورد. این که در فاصله دو نسل، ایلخانان اسلام آوردند، تجربه انحلال قوم فاتح را در فرهنگ قوم مغلوب یک بار دیگر در تاریخ ایران به صورت یک واقعیت تسلی بخش و قابل اعتماد به منصه ظهور رساند. سلاله یک قوم مهاجم سرانجام در طی دو نسل، مدافع قلمرو ایران شدند که از آن در برابر تهاجمات دیگران و هجوم بیگانگان جانانه دفاع کردند. ارتباط آنهادست کم شروع جالبی برای روابط بازرگانی شرق و غرب شد.


توسعه علوم در عهد مغولان
در عصر آنها طب، نجوم و ریاضیات در ایران توسعه قابل ملاحظه‏ای یافت. به طوری که عدم توجه این قوم به زبان فارسی نیز با اظهار علاقه زیادی که به تاریخ نشان می‏دادند جبران شد. چرا که کتابهای تاریخی قابل ملاحظه‏ای در این دوره به فارسی تدوین شد که جامع التواریخ رشیدی در آن میان شاید نخستین تجربه موفق در نگارش دسته جمعی و گروهی تاریخ بود. به علاوه توجه برخی از این ایلخانان به ایجاد بناهای عظیم و آبادانی، در خاطر نسلهای بعدی به منزله جبران گذشته ی اخلاف وحشی این قوم در ایران بود، چنان که پیدایش سبک تلفیقی ممتاز در تاریخ معماری ایران، نتیجه کوششهای برخی از این امیران بود.


ملوک الطوایفی در ایران در پایان عهد ایلخانان
بلیه مغولان و حکومت ایلخانان در ایران، دوره‏ای از افول و انحطاط ایرانیان را به همراه آورد. زوال اخلاق و معنویات و رواج دکان ریا و میدان دار شدن مدعیان و متشبهان و کارگزاران ناشایست و مال اندوز، بر پریشانی اوضاع و نابسامانیهای اجتماعی هر چه بیشتر می‏افزود. در پایان روزگار ایلخانان و ضعف و زوال قدرت آنان، سرزمین ایران، شاهد ظهور دوباره ملوک‌الطوایفی در عرصه فرمانروایی از یک سو و نهضت‌های مردمی و انقلابی با ماهیتی ضد دولتی از سوی دیگر شد. نهضت سربداران، جنبش سمرقند و نهضت عامّه، جلوه‏ای از روح مردم به تنگ آمده از اوضاع بود.


 تصمیم ایران به عدم بازگشت به دنیای مغولان
با آن که بعد از ایلخانان دولت کوته عمر چوپانیان و سلاله ماجراجو و بی ثبات ایلخانیان، توانستند دست کم برای مدتی کوتاه تفوق عنصر مغول را در عرصه رویدادهای سیاسی ایران حفظ نمایند، اما اعاده آن قدرت برای مغولان دیگر ممکن نشد. ادامه پاره‏ای از شیوه‏های حکومت و یاساهای مغول در قلمرو کوچک طغاتیموریان جرجان، و در دستگاه آل کرت و آل مظفر هم به پایندگی و بقای دنیای چنگیز خانی کمکی نکرد. هر چند ایران تا نیل به یکپارچگی و استقلال، هنوز راه درازی در پیش داشت، اما بازگشت به دنیای مغول هم، دیگر برایش تصور کردنی نبود. حتی تیمور، که با یورشهای خونین و وحشیانه‏اش، یک چند خاطره دوران چنگیز را باز به یاد آورد، موفق نشد آن دوران را از نو برقرار سازد. با اینحال، از پایان عهد ایلخانان تا عهد تیمور، نوعی ملوک الطوایفی در ایران ادامه یافت که دوام آن تقریباً سراسر کشور غرق در جنگهای محلی، هرج و مرجهای اداری و اغتشاشهای ناشی از ناامنی گردید، و غلبه جهل، فساد، ریا و دروغ را در تمامی رویدادهای عصر آشکار ساخت.


 ملوک الطوایفی عصر مغول و نزاع‌های حکمرانان محلی
این ملوک الطوایفی که سراسر ایران زمین را دچار اغتشاشهای طولانی ساخت، خاندانهای گوناگون محلی را در برابر یکدیگر به پیکار واداشت. پیکارهای میان فرمانروایان محلی، باعث غارتها و کشت و کشتارهای بسیاری در آبادیها، شهرها، و ولایات گوناگون شد. این شهرها و ولایات هر از چندی دست به دست می‌گردیدند. از این میان؛ چوپانیان در آذربایجان و اران و ولایات جبال، جلایریان در عراق عرب و بعدها در تمامی قلمرو چوپانیان، طغا تیموریان در جرجان و خراسان غربی، آل کرت در هرات و خراسان شرقی، ملوک شبانکاره در بخشی از فارس، اتابکان سلغری و قراختاییان در فارس و کرمان، آل اینجو در فارس و اصفهان، اتابکان لر بین اصفهان تا خوزستان، اتابکان یزد در ولایات تابع آن حوالی و شماری امیر نشین در طبرستان و مازندران که از هم مستقل و با هم در حال ستیز بودند.

هر چند برخی از این حکومتهای ملوک الطوایفی در فرجام روزگار ایلخانان بر افتادند، اما جدایی قلمرو آنها همچنان باقی ماند و حکومت ملوک الطوایفی که بعد از عهد تیمور هم به صورتهای دیگر ادامه حیات یافت، تا چندین سده بعد از بلیه مغولان، سرزمین ایران را عرصه تاخت و تاز و بی نظمی و اغتشاش کرد که رهایی از آن، نیازمند حکومت مرکزی مقتدر بود و نیل بدان تا عهد صفوی برای ایرانیان ممکن نشد.


 ایران خسته از یکصد و پنجاه سال سلطه ملوک الطوایفی
از فاجعه تهاجم چنگیز خان تا فاجعه تیمور گورکانی تقریباً یک صد و پنجاه سال به درازا انجامید. سپس در پایان یک سده دیگر وفات تیمور، ایران واپسین دوران ملوک الطوایفی تاریخی خود را پشت سر گذاشت و وارد دوره‏ای شد که تاریخنگاران جدید، غالباً آن را اعتلای ایران به مرحله دولت ملی خوانده‏اند، عهد صفوی. فاجعه چنگیز در قلمرو پارسی زبانان سرانجام به حدود ماوراء النهر محدود شد ،اما فاجعه تیمور از همانجا آغاز گشت و از میان ویرانه‏های دولت چنگیز خانی شکل گرفت. در مدت فرمانروایی تیمور و اخلاف او سراسر ایران از خراسان و مازندران تا فارس و آذربایجان، عرصه تاخت و تاز ترکمانان آسیای صغیر و ترکان آسیای میانه بود. هنوز چند نسل لازم بود، تا ایرانیان، وفاق ملی و نیاز به آن را از میانه فلاکتها و ویرانیها و کشتارها، تجربه کنند و آن را باور بدارند. عهد صفوی، تنها طلایه دورانی از اقتدار مرکزی و فرو پاشی و از میان رفتن ملوک الطوایفی در ایران نیست، بلکه نشستن این باور در وجدان عمومی مردمان بود.

منبع

دانشنامه ویکی پدیا
دانشنامهٔ رشد
طبقات سلاطین لین پول
تاریخ عباس اقبال
تاریخ ایران کمبریج، جلد پنجم از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان، جی.‌آ.بویل، انتشارات امیرکبیر


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 23:31  توسط بهنام پارسی | 
جنگ مرو سلسله‌ نبردهایی‌ست که از سال ۱۲۷۶ تا ۱۲۷۸ میان دولت ایران و ترکمن‌ها که از پشتیبانی خان خیوه نیز برخوردار بودند، در گرفت.

دولت قاجار که به قصد تصرف مرو و مطیع ‌ساختن ترکمن‌های ایل تکه جنگ را آغاز کرده کرده بود هزاران سرباز خود را در صحنه جنگ و در بر اثر کم‌آبی در صحرا از دست می‌دهد و ایلات ترکمن نیز با نابودی تعدادی از قلعه‌های محل زندگی خود در نقاط مختلف پراکنده می‌شوند.

ایل قدیمی سالر نیز که بسیاری از افراد خود را در یورش عباس میرزا در در ۱۲۴۸ از دست داده بود در ابتدا به سپاه ایرانیان وعده همکاری داده و بعد در صحرای بی‌آب و علف آنان را تنها گذاشته بود با انتقام جویی سپاه ایرانی و حمله آنان به روستاهای خود روبرو شده و یک گام به مرز نابودی نزدیک‌تر می‌شود[۱].

خان‌نشین خیوه نیز که پس از شکست سپاه روس قوای خود را وارد صحنه نبرد کرده بود ۱۱ سال بعد به تصرف روسیه درآمده و تمامی نواحی ترکمن‌نشین شمال خراسان از رود تجن تا دریای خزر نیز تا سال ۱۲۹۸ ضمیمه خاک امپراتوری روسیه می‌شود.

زمینه
در سال ۱۲۶۵ امیر کبیر صدراعظم ایران با ترکمانان ایل سالر و یموت ساکن مرو به توافق رسیده و در مقابل پذیرش حاکمیت ایران از سوی آن‌ها مسئولیت آرامش و امنیت مرو را به آنان می‌سپرد[۲].

اما پس از آن مسئله دریافت خراج مجددا موجب درگیری ترکمن‌ها و ازبک‌های منطقه با دولت ایران می‌شود. در پائیز ۱۲۷۴ نیز شاهزاده مراد میرزا حسام السلطنه حاکم خراسان هشتاد نفر از سران ترکمن‌ها (از جمله ۲۴ نفر از سران ایل تکه)[۳] را به مشهد دعوت کرده و همگی آنان را اسیر و زندانی می‌کند. این عمل در شعله ور شدن جنگ مرو تأثیر می‌گذارد.[۴]


 جنگ
اولین برخورد بزرگ از ۱۵ تا ۲۷ تیرماه ۱۲۷۶ پس از استقرار قوای ایران در ناحیه سرخس به فرماندهی فریدون‌میرزا و حشمت‌الدوله آغاز می‌شود. تهاجم قشون ۴۰ هزار نفری فریدون‌میرزا در حوضه غربی رود تجن ناکام مانده و اردوی حشمت‌الدوله نیز با پیشرفت ترکمن‌ها به حوالی سرخس و شمال قوچان و با از دست دادن ۲۵۰۰ نفر به قوچان عقب نشینی می‌کنند.

اما ۳ روز بعد اردوی حشمت‌الدوله با کمک سواران چریک خود که به عشق‌آباد (روستایی در غرب بجنورد) عقب نشینی کرده بود، تهاجمات شدیدی را به دستجات پراکنده ترکمن و خیوه‌ای که عازم مشهد بودند، ترتیب می‌دهند. در مقابل خان خیوه سپاهی کمکی از دولت بخارا گرفته و به همراه عده‌ای از افغان‌‌ها به منطقه اعزام می‌کند.

در ابتدای مرداد ماه نیروهای ایرانی در ناحیه سرخس به ۵۵ هزار نفر رسیده و قوای ترکمن و متحدان آنان نیز که در مرو مستقر بودند در مجموع از ۶۰ هزار نفر تشکیل می‌شدند. در ۲۲ مرداد نیروهای ایرانی به قصد فتح مرو حرکت کرده و در ۲۳ مرداد قوای کمکی قوام‌الدوله نیز از قوچان به کمک آن‌ها می‌شتابند. اما در صحنه نبرد شکست خورده و در ۲۷ مرداد تمامی سلاح‌های گرم اردوی حشمت‌الدوله به دست ترکمن‌ها افتاده و اردوی قوام‌الدوله نیز اسیر ترکمن‌ها می‌شوند.

قوای شکست خورده ایرانی که جمعاً به ۲۰ هزار نفر خود را به سرخس می‌رسانند و فرماندهان لشکر نیز برای جلوگیری از حمله ترکمن‌ها و گرفتار شدن در صحرا مجدداً وارد جنگ می‌شوند، سپاه ایران که در این هنگام در معرض شبیخون‌های پیاپی دشمن قرار داشت با رسیدن فوج پنجم و ششم تبریز به منطقه حملات متقابلی را به ترکمن‌ها ترتیب داده و میدان کنترل جنگ را به دست می‌آورند. در نهایت پس از کشته شدن هزاران سرباز و ۱۴ ماه جنگ سپاه ایران با ۸ هزار نفر خود را به مشهد می‌رسانند.[۵]

منابع
امین گلی، تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمن ها، اول، نشر علم، ۱

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:33  توسط بهنام پارسی | 
طُغیان پارسی با اعلام استقلال استان متحد شده پارس از شاهنشاهی ماد شروع شد. طغیان پارس آغازگر جنگ‌های کوروش بزرگ با ایشتوویگو بود. سبب این انقلاب اعمال ایشتوویگو آخرین شاهنشاه ماد بود که باعث متحد شدن استان‌های دیگر با پارس شد. نبرد‌ها از ۵۴۹ پیش از میلاد تا ۵۵۲ پیش از میلاد به رهبری کوروش بزرگ ادامه داشتند.

مادها در ابتدا موفقیت‌هایی را در میدان‌های جنگ به دست آوردند ولی بازگشت کوروش بزرگ و ارتشش درهمشکننده بود و ماد تسخیر شد. به این ترتیب نخستین شاهنشاهی پارس به وجود آمد. این طغیان آغاز پیشرفت پارس بود.

منابع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:29  توسط بهنام پارسی | 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 23:27  توسط بهنام پارسی | 
لَکستان نام غیر رسمی منطقه سکونت مردم آریائی‌تبار لک در غرب ایران است.

ح. ایزدپناه گردآورنده فرهنگ لغات لکی، لک‌ها را لر می‌داند و کرد خواندن آن‌ها را یک سوء تفاهم می‌نامد. از نظر او به این خاطر که در قدیم در منابع تاریخی واژه کرد در بسیاری موارد برای همه کوچنشینان و رمه‌گردان فلات ایران بکار می‌رفته، گاه لک‌ها و لرها و دیگران را با نام کرد (کوچنشین) نامیده‌اند.*[۱]

درباره لر بودن، کرد بودن یا قومی جدا بودن لک‌ها بحث‌های زیادی انجام شده و می‌شود ولی نتیجه خاصی از این بحث‌ها حاصل نشده‌است.

لک‌های پیش‌کوه هویت خود را قویاً یک هویت لری می‌دانند و لک‌های منطقه پشت‌کوه پیوندهای فرهنگی هم با لرها و هم با کردها دارند.[۱]

با این وجود در تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از لکستان به عنوان یکی از ایالات بزرگ کردستان یاد شده‌است.[۲] لکستان شامل منطقه شرق و جنوب شرقی استان کرمانشاهان و شمال استان ایلام و جنوب غربی استان همدان، شمال غربی و غرب استان لرستان می‌شود. بخشهایی دیگر از مردم قوم لک در کردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. در کردستان عراق تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است. زبان لکی یکی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی را تشکیل می‌دهد. گویش لک‌ها به نام لکی از نظر ریشه‌ای با گویش‌های کردی کلهری، اورامی، کرمانجی یک ریشه مشترک دارند.[۳] [۴] [۵]

پیش از ورود آریائی‌ها به ایران، مردمی عیلامی‌تبار و همچنین کاسی‌ها در منطقه لکستان سکونت داشتند.آثار باستانی ارزشمندی در مناطق لک نشین یافت شده‌است. غار کلماکره در کوهدشت و تپه‌های باباجان و گندم‌بان در دلفان و تپهٔ گریران در الشتر و بیشتر مفرغ‌هایی که به مفرغ‌های لرستان معرفند از کاوشگاه‌های باستان‌شناختی منطقه هستند.

ح. ایزدپناه گردآورنده فرهنگ لغات لکی، لک‌ها را لر می‌داند و کرد خواندن آنها را یک سوء تفاهم می‌نامد. از نظر او به این خاطر که در قدیم در منابع تاریخی واژه کرد در بسیاری موارد برای همه کوچنشینان و رمه‌گردان فلات ایران بکار می‌رفته، گاه لک‌ها و لرها و دیگران را با نام کرد (کوچنشین) نامیده‌اند.*[۲]

درباره لر بودن، کرد بودن یا قومی جدا بودن لک‌ها بحث‌های زیادی انجام شده و می‌شود ولی نتیجه خاصی از این بحث‌ها حاصل نشده‌است. اگر زبان مردمان کرمانشاه و ایلام را کردی بنامیم لکی را نیز بایستی لهجه‌ای کردی گفت.[۶] [۷] گویش لکی از لحاظ ساختار زبانی و اشتراکات واژگانی از گویش‌های لری کاملاً متمایز است.[۸]

با استقرار مملکت داری به شیوه نوین و تقسیم کشور به واحدهای سیاسی به نام‌های ایالات، ولایات و آنگاه استان‌ها، لک‌ها نیز، بین چندین واحد کشوری تقسیم شدند. امروزه لک‌ها، در استان‌های لرستان، کرمانشاه، همدان و ایلام زندگی می‌کنند.

منابع

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 23:11  توسط بهنام پارسی | 
 
درود
اینبار کتابی براتون گذاشتم که خیلی فرق میکنه با خوندن این کتاب که در اون  ابوالکلام آزاد عالم مسلمان هندی در این مورد تحقیق کرده و با اسنادی معتبر و کاملآ مستند نشان میدهد که منظور از ذولقرنین همان کورش بزرگ است و جای هیچ شکی باقی نمیگذارد.
 

نویسنده: ابوالکلام آزاد

ناشر: www.MehrIran.Ir

نوع فایل: PDF

 

تعداد صفحات: 78

زبان: فارسی

حجم کتاب: 3.46 مگابایت

توضیحات:

این کتاب ترجمه ی استاد دکتر باستانی پاریزی است از عالم مسلمان هندی مولانا ابوالکلام آزاد.که به صورت کاملا منطقی و مطابق روایات اسلامی اثبات می کند که ذوالقرنین قرآن همان کوروش کبیر است.

دانلود:کلیک کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:37  توسط بهنام پارسی | 
 

بوشهر یا بوخت اردشیر

 

نویسنده: ارشام پارسی

ناشر: آی آر پی دی اف

نوع فایل: PDF

 

تعداد صفحات: 20

زبان: فارسی

حجم کتاب: 347 کیلوبایت

دانلود:کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 23:59  توسط بهنام پارسی | 
 
پیشینه پرچم هزاران ساله ایران زمین
 
 

نویسنده: پرفسور آرتور کریستنسن

ناشر: آی آر پی دی اف

نوع فایل: PDF

                            

تعداد صفحات: 26

زبان: فارسی

حجم کتاب: 578 کیلوبایت

دانلود:کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 23:53  توسط بهنام پارسی | 
راذان نام منطقه‌ای قدیمی و یکی از شهرستان‌های ایرانی در عراق ساسانی بود.

تَسوگ (شهرستان) راذان در استان شادپیروز قرار داشت و در خاور تیسفون بوده که اکنون یک روستا است.

راذان از حومه تیسفون تا رود بزرگ جوروان (نهروان) گسترده بوده‌است. شهرستان راذان را با قسمت شمال و خاور استان واسط (کوت) در تقسیمات کنونی عراق منطبق دانسته‌اند. راذان در قدیم روستاهای بسیاری داشته و از دو قسمت راذان بالا و راذان پائین تشکیل شده‌بود.

رازان در زمان ساسانیان از توابع شهر به‌اردشیر بود و راذان بالا و راذان پائین دو تسوگ (شهرستان) در استان شادپیروز بودند. منابع گاه راذان را یک شهرستان و گاه دو شهرستان راذان بالا و پائین دانسته‌اند.

شهر به‌اردشیر یکی از هفت شهری بود که تیسفون را تشکیل می‌دادند. آبادی مهم دیگر در جنوب به‌اردشیر زَریران نام داشت که بر سر راه کاروان‌رو مکه واقع بود.

دو تسوگ راذن بر روی هم ۱۶ روستا و ۳۶۲ خرمنگاه داشته‌اند و خراج آن‌ها ۴۸۰۰ کر گندم و ۴۸۰۰ کر جو و ۱۲۰ هزار درهم نقد بوده‌است.[۱]

در زمان اسلامی راذان را بر کرانهٔ رود نهروان،‌ دارای محصولات نیکو و حقوق دیوانی آن را پنج تومان گفته‌اند. (نزهةالقلوب، مقالهٔ ۳، ص۴۱).

ابوعبدالله محمد بن حسن راذانی (درگذشتهٔ ۴۸۰ ق.) از پارسایان راذان بوده‌است.


 منابع
بیانی (ندوشن)، شیرین، تیسفون و بغداد در گذر تاریخ، تهران: نشر جامی، ۱۳۷۷خ.، صص ۳۷، ۴۴، ۷۰ و ۱۱۷.
لعتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ راذان.
محمدی ملایری، محمد: فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، جلد دوم: دل ایرانشهر، تهران، انتشارات توس ۱۳۷۵.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:4  توسط بهنام پارسی | 
کومش ، کومس یا قومس، نام یکی از ایالت‌های کهن ایران است که امروزه، استان سمنان محدودهٔ آن سرزمین باستانی را در برگرفته است.

سرزمین‌ «کومش‌» که‌ حدود آن‌ را از خوار ری‌ تا سبزوار می‌دانند، ‌سرزمینی‌ است‌ که‌ در حاشیه‌ شمالی‌ کویر مرکزی‌ ایران‌ و در دامنه‌ جنوبی‌ کوه‌های البرز واقع‌ است‌. استان فعلی سمنان نیز تقریبا همین محدوده را در برگرفته است.

شاهراه بزرگ خراسان که از ری، در ناحیه جبال می‌آمد و به نیشابور در خراسان منتهی می‌گردید از سراسر ایالت قومس می‌گذشت و همه شهرهای مهم قومس سر این راه واقع بود.[۱] جغرافی‌نویسان عرب بخشی از شاهراه بین آبادی‌های کنونی عباس آباد و لاسگرد را جزء ولایت جداگانه‌ای به نام قومس دانسته‌اند.[۲]


تاریخچه

پیش از اسلام
بنا به روایات تاریخی، کومش چهاردهمین ایالت تاریخی «ورن» (ورنه) از تقسیمات شانزده‌گانه اوستایی در دوران باستان بوده است. این منطقه در طی دوران حکومت مادها و هخامنشیان با نام «کومیسنه» (کومس) یا «کومیشان» (کومش) شناخته می‌شده و بخشی از ایالت بزرگ «پارت» (پرتو) به شمار می‌رفته است.[۳]


 قاجاریه و پهلوی
در زمان قاجاریه، شهر سمنان مرکز سرزمین قومس بود. نام جغرافیایی قومس تا اواخر دوران قاجاریه بر سر زبان‌ها بود. جندق و خور و بیابانک در سال ۱۲۴۰ق تابع ایالت کومس (سمنان و دامغان) شد و در سال ۱۳۳۷ق از آن جدا گردید.[۴]

در آغاز سال ۱۳۴۰ هجری شمسی در زمان نخست وزیری دکتر علی امینی و وزارت کشور سپهبد عزیزی، به پیروی از سنت تاریخی، طبق تصویب نامه هیئت وزیران، ایالت کومش (شامل سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام و سرخه) و جنوب طبرستان یعنی سنگسر، شهمیرزاد و روستاهای تابعه آنها) از نظر تقسیمات کشوری به نام فرمانداری کل سمنان نامگذاری شد. مرکز حکومت آن نیز در شهر سمنان تعیین و مستقر گردید.[۵]

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 1:7  توسط بهنام پارسی | 
ابوالحسن قابوس بن وشمگیر بن زیار ملقب به شمس المعالی، از امیران سلسلسهٔ زیاری، شاعر و خوشنویس.

در ۳۶۷ ه.ق. پس از برادرش بیستون در گرگان(جرجان) به تخت نشست. در همین سال رکن‌الدوله فرمانروای آل‌بویه نیز درگذشت و سرزمین‌های تحت حکومت او میان سه پسرش عضدالدوله و مویدالدوله و فخرالدوله تقسیم شد. عضدالدوله و مویدالدوله با فخرالدوله اختلاف پیدا کردند و بین آن‌ها جنگ درگرفت. فخرالدوله به طبرستان گریخت و به قابوس که شوهرخالهٔ او بود پناه برد. عضدالدوله و مویدالدوله به قابوس پیغام فرستادند که فخرالدوله را به ایشان تحویل دهد. قابوس نپذیرفت و عضدالدوله به طبرستان و گرگان لشکرکشی کرد اما قابوس تاب مقاومت نداشت و در جنگی کوتاه‌مدت در نزدیکی استرآباد شکست خورد و در ۳۷۱ ه.ق. پس از چهار سال حکمرانی از حکومت معزول و با فخرالدوله به خراسان گریختند. قابوس نزدیک به ۱۸ سال(۳۷۱ - ۳۸۸) از حکومت محروم بود و در خراسان در پناه سامانیان زندگی می‌کرد. در تحولات بعدی و با مرگ عضدالدوله و سپس فخرالدوله و ضعیف شدن حکومت آل بویه او با کمک یاران دیلمی و طبری خود به گرگان حمله کرد و توانست گرگان را از آل‌بویه پس بگیرد و در ۳۸۸ ه.ق. دوباره به تخت نشیند. او تا سال ۴۰۳ ه.ق. حکومت کرد و دامنه متصرفات خود را از سوی مغرب گسترش داد.

در سال ۴۰۳ ه.ق. قابوس پرده‌دار مخصوص خود را که مردی بی‌آزار و محبوب لشکر بود کشت. لشکریان به خاطر این کار او شورش کرده او را به زندان انداختند و کشتند.


 هنر و منش
قابوس وشمگیر از سویی ادیب و خوش‌نویس بود و در نظم و نثر به عربی و فارسی سرآمد روزگار خود بود اما از سوی دیگر بسیار خشن و سنگ‌دل بود. لغت‌نامه دهخدا در باره او نوشته است: «قابوس مردی درشت‌خو و بی‌رحم و با خشم و غضب بود و به آسانی حکم به‌ کشتن می‌داد و به اندک سوءظنی دست به قتل هر بیگناهی می‌زد، و بهمین علت جمعی بسیار بدست او کشته شدند و کینهٔ او در سینهٔ غالب سران لشکری جا گرفت.»[۱] و در چند سطر پایین‌تر می‌نویسد:«قابوس مشهورترین افراد خاندان زیاری است چه او مردی فاضل و ادیب و فضل‌دوست و خوش‌خط بود. گویند صاحب بن عباد هرگاه خط او را دیدی گفتی اهذا خط قابوس او جناح طاوس. در انشاء نثر عربی با بهترین بلغای این زمان دم برابری می‌زد و در شعر فارسی و تازی هر دو ماهر بود.» [۲]»

در هر حال او از دانشمندان و ادبای عصر خود حمایت می‌کرد و ابوریحان بیرونی چند سال را در دربار او گذراند و کتاب معروف خود آثارالباقیه عن القرون الخالیه را در سال ۳۹۰ ه.ق. در گرگان(جرجان) نوشت و به قابوس تقدیم کرد.


 آثار
از او اشعار زیادی به جا نمانده است ولی نامه‌های او را ابوالحسن علی بن محمد یزدادی در کتابی به نام کمال البلاغه گرد‌آوری کرده است و قسمت‌هایی از آن را محمدبن اسفندیار در تاریخ طبرستان نقل کرده است.

کار جهان
کار جهان سراسر آز است یا نیاز  من پیش دل نیارم آز و نیاز را
من هشت چیز را ز جهان برگزیده ام  تا هم بدان گذارم عمر دراز را
شعر و سرود و رود و می خوشگوار را  شطرنج و نَرد و صیدگه و یوز و باز را[۳]
میدان و گوی و بارگه و رزم و بزم را  اسب و سلاح و خُود[۴] و دعا و نماز را[۵].

نصیب دل
شش چیز در آن زلف تو دارد مسکن  پیچ و گره و بند و خم و تاب و شکن
شش چیز دگر از آن نصیب دل من  عشق و غم و درد و رنج و تیمار و محن. [۶]


 پانویس


↑ علی‌اکبر دهخدا، جلد ۳۸ صفحه‌ٔ ۱۲-۱۳
↑ همان جا، صفحه‌ٔ ۱۳
↑ علی‌اکبر دهخدا، این شعر نقل شده است اما این بیت در آن نیست.
↑ علی‌اکبر دهخدا، « جود» آمده است.
↑ محمد دبیرسیاقی، صفحه‌ٔ ۱۹۳
↑ علی‌اکبر دهخدا، جلد ۳۸ صفحه‌ٔ ۱۳

 منابع
دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا جلد ۳۸ شماره مسلسل ۵۷. زیر نظر دکتر محمد معین. تهران: دانشگاه تهران، سازمان لغت‌نامه، ۱۳۳۹.
پیشاهنگان شعر پارسی (سده‌های سوم و چهارم و آغاز سدهٔ پنجم هجری). به کوشش محمد دبیرسیاقی. تهران: انتشارات فراکلین، ۲۵۳۶.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 0:45  توسط بهنام پارسی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
درود بر هموطن و بازدید کننده گرامی من بهنام پارسی یکی از بسیار سربازان کورش هستم به اتاق زمان خوش آمدید من سعی دارم شمارو با این اتاق به گذشته برده و اطلاعاتی را در مورد ایران عزیز تر از جانم را به شما بدهم و شما من رو با نظرهای خودتون همراه کنید
با تشکر بهنام پارسی

نوشته های پیشین
دی 1391
آبان 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشیو موضوعی
هخامنشیان
دین زرتشت
افسانه هاي ايران
داستانهای کورش کبیر
اشکانیان
ساسانیان
سامانیان
ایلخانان
افشاریه
استانهاي ساساني
تاریخی پس از اسلام
دانلود برنامه
كدهاي جاوا
علمي
زندگي نامه
وصييت نامه
تاريخي قبل از اسلام
عكس
نرم افزار هك
نرم افزار گوشي
آموزش رجيستري
اس ام اس
آموزش هك
آنتي ويروس
موسیقی
شبکه
عاشقانه
زنان در ایران باستان
بحث تاریخی
جنگهای مهم
حکایتها
عجایب هفتگانه
اخبار
کلیپ های صوتی و تصویری
تاریخ معاصر
اسطوره های ایران
قصه های شاهنامه
شهرهای باستانی ایران
شاهان آشور
ادبیات پهلوی
شاهان ایلام
اطلاعات باستانی یونان
اطلاعات باستانی رم
شخصیت های شاهنامه
اسطوره ها
بناهای تاریخی ایران
ماد
درفش کاویانی
ادبیات فارسی میانه
مصر باستان
عصر برنز
اساطیر سومری
تاریخی
داستان فرود
کتابخانه وبلاگ
ایلامیان
پیوندها
شعر های عاشقانه
انواع برنامه ها
امین
نرم افزار و بازی و تم برای همه ی گوشیها
آموزش سخت افزار
جک و اس ام اسو عکسهای عاشقانه
خرید اینترنتی
طنز جدی
انواع کدهای جاوا
آقا شیر
عمادوموسیقی
ستاره شب
ويكي پدیا
بروز ترین وب لاگ ایرانی
یار راه
دانش نامه
بنر دونی
زیباترین جملات عاشقانه رومانتیک
ثبت دامنه رایگان
داستانهای تاریخی
همه چیز از تاریخ
سرباز کورش
تاریخ ایران
ایران باستان
مزدشت
کامپیوتر و اینترنت و موبایل و سینما
ماشین اسپرت
بروزترین وبلاگ تفریح و سرگرمی
زرتشت و ایران باستان
برترین نژاد
بزرگترين مركز دانلود اهواز
مشکی تنها
افسون کودک طبیعت
آذر ایران
تنها تنها
سلطان دانلود
گوناگون
بوتو
مسافر
آن روزها
یا فا
فومن
عشق قویترین سپاه
آقای وب
روابط و ازدواج
یک مبارز برای آزادی
تاریخ -شاهنامه- ادبیات
بهترین و تاپ ترین عکسها
اینوست.هایپ.پونزی.پیرآمید.نتورک
کتابهای صادق هدایت
اصلاحات نیاز امروز کشور
قلم سبز
پژوهش در تاریخ ایران
کوروش پرست
علمی کتاب مجله هک و ...
روش های ترک سیگار
البوم خاندان پهلوی
امپراطوری پارسیان
سرزمین اهورایی من
من یک ایرانیم
تاریخ ایران باستان
پارس میهن
نودیجه
ایران باستان
وبلاگی دوست داشتنی
نگار
سکوت عشق
ایران باستان(2)
اولین انجمن دزفول
تبلیغات رایگان وبلاگ شما
ایران زمین
نگارینه بهار
دخت ایران زمین
عقربهاي ايران
نوشته های انتونی رابینز
هنر دستی
بچه های روستای گلنگون استان بوشهر
عضو شو بازي كن جايزه ببر
آثار تاریخی تهران
گنجینه تاریخ و ادب
عکس,کلیپ,جک,کدهای جاوا
سرزمین جاوید
لوگو و دعوتنامه رایگان جی میل برای شما
نيمکت ، سايت تخصصي شعر و ادبيات
نامه پارس
سرزمین جاوید
ستیز با خرافات
خورشید نشان
بيداري
دانلود هرچی بخوای بیا تو
لحظه های انتظار
ایران 2500 ساله
عقاب ایران
خاک آریایی
ما هستیم
تاریخ حقیقی ایران و اسلام
مطالب جالب روز دنیا
بهترین فیلم فقط 350تومان
عمومی تاریخی
ظهر نويسي
آهنگسازان , راویان صدای اهورا
پو‍‍ ژمان
كاكتوس روبان زده
پگاه ايران
ايراني واقعي
مجله ي فيلم و سريال هاي زيبا
راه راستي
زرتشت و آيين مقدس
عرفان و اسطوره
ما هستيم
بدترين کور کسي است که نمي خواهد ببيند
حقايق و اصلاح
همه چيز باحال(تاريخي هم هست)
وبلاگ نويس
ميهن پرستان
هواداران سونگ ایل گوگ
وبلاگ يك پسر خوب
پادشاه ايدي
ساده
مرجع تاريخ ايران
سايت فارسي طرفداران ماهسون
بدون شرح
جامعه
مذهبي و مداحي
بهترين اس ام اس ها
علم نوين
آخرین باز مانده اسپهبدان
آتش زرتشت
علمی,کتاب,مجله,مقاله,خبری,برنامه
به نام دفتر دل
اینجا ایران سرزمین کوروش بزرگ
آریا دخت
پسرك آريايي
بزگترین سایت عکس های گرافکی
بهشت گمشده
فروغ فرخزاد
صفا سيتي
تارنمای شخصی سورناآرام
همه چيز اينجاست
اهل كارون
آيدا دختر 17 ساله
دانلود آهنگ هاي جديد
سرزمين من
براي آريايي ها
سيريز
ما ايراني هستيم
سرزمين پارس(نسترن)
شاهزاده ساساني
چكامه هاي ايران
باغملك دانلود
ايران
شور انگيز
خاطرات
يك ساحل پر از شعر
"آموزشگاه استثنایی امید کنگان
علم
دختر كورش
پايگاه اطلاع رساني تاريخ و تمدن ايران(عليرضا)
ایران سرزمین اهورایی
♥♥همه حق گفتن دارند♥♥
بالاترين
پت ومت
جاذبه های گردشگری فشم
سزمین خورشید,بخش خبری
اوضاع زمانه ما
زمستان
سرزمين اهورايي
شکوه ايراني
شكوه ايراني
مرجان دريا
آرمين آرمانگرا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM